میراث اعراب در مهار سیل در اسپانیا
مهدی معتق.استاد مرکز تحقیقات علوم زمین آلمان
در مورد مدیریت سیل باید توجه داشت که سیل یک رخداد طبیعی است که هیچگاه نمیتوان به طور کامل جلوی آن را گرفت، بلکه باید تلاش کرد با مدیریت مناسب اثرات تخریبی آن در زندگی و سلامت مردم، اقتصاد، آثار باستانی و محیط زیست را تا حد امکان کاهش داد. امروزه اهمیت مدیریت جامع سیل با توجه به متغیرهایی مانند تغییرات آبوهوایی و توسعه شهرنشینی و گسترش فعالیتهای اقتصادی و کشاورزی در دشتهای سیلابی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
آنچه پیرو سیلهای سالهای ۹۸ و ۹۹ در گفتارهای مسئولان اجرائی مشاهده شد این بود که متأسفانه در سالهای گذشته مسئله سیل در ایران با سدسازی، بسیار سادهسازی شده است. این مسئله از دو لحاظ مورد نقد بسیار جدی است؛ نخست آنکه بسیاری از سدهای مهم در ایران اصلا در عمل برای کنترل سیلاب طراحی نشدهاند. سدهای کنترل سیلاب آنهایی هستند که مخازن آنها در طول سال خالی است و فقط موقع بارشهای سیلابی پر میشوند، حال آنکه تقریبا تمامی سدهای مهم ایران، سازههایی چندمنظوره هستند. ثانیا سدها حتی اگر دقیق طراحی و جایابی شده و درست هم مورد بهرهبرداری قرار گرفته باشند، در بهترین حالت فقط میتوانند تعداد دفعات وقوع یا پیک سیلاب را کم کنند. این ولی لزوما به مفهوم کاهش خطر سیل نیست. ورود متغیرهای دیگر در مدیریت رودخانه مانند موانع ایجادشده به خاطر پل و جاده، تجاوز به حریم رودخانهها از طریق ساختوسازهای غیرمجاز، ازبینبردن پوششهای گیاهی محیط اطراف رودخانه و... متغیرهایی هستند که میتوانند همچنان ریسک و خطر سیل را حتی در صورت کمشدن پیک سیلاب، بسیار بالا نگه دارند[1].
کاهش خطر سیل بیش از آنکه به سد نیاز داشته باشد، نیازمند تغییر نگرش بنیادی در مدیریت آبی است. نگرشی که در آن بتوان از ظرفیتهای طبیعی و بومی مناطق برای جذب حداکثری جریانهای سیلابی استفاده کرد. شاید ذکر تجربه ساکنان جنوب شرقی اسپانیا در مدیریت سیل و مقایسه آن با بلایی که سرریز سدهای پیشین و زیردان در سیل دی ماه ۱۳۹۸ بر سر سیستانوبلوچستان آورد، در نوع خود جالب توجه باشد[2]. در این منطقه از اسپانیا مشابه سیستانوبلوچستان یا اصلا بارانی نمیبارد یا اگر ببارد به صورت سیلابی است. ساکنان این منطقه پس از آنکه سالها با مشکل سیل دست و پنجه نرم کردند، نهایتا به این نتیجه رسیدند که بهترین روش کنترل سیل در این منطقه، استفاده از سیسترنهایی است(Cistern) که توسط اعراب ساکن اسپانیا قرنها قبل به این کشور معرفی شد[3]. سیسترنها ساختارهایی مشابه آبانبارهای قدیمی در جنوب ایران هستند که جهت ذخیره آب در مناطق خشک مورد استفاده قرار میگرفتند. ساکنان نوین آلیکانته این روش قدیمی را از اعراب آموخته، با تکنولوژی جدید مورد بازنگری قرار دادند و با ترکیب روش سنتی با دانش روز هم یک منطقه تفریحی و توریستی ایجاد کردند و هم یک مخزن
مطمئن جهت مدیریت بارشهای سیلابی و هدایت آب جهت مصارف مختلف. نمونههای این روشهای سنتی به منظور مدیریت آب در ایران فراوان است که متأسفانه به جای بهروزشدن با تکنولوژیهای امروزی یا مورد غفلت قرار گرفتند یا در زیر چرخ عظیم سدسازی محو شدند.
[1] خبرآنلاین
[2] همشهریآنلاین
[3] https://www.theguardian.com/cities/2019/aug/15/the-rain-in-spain-how-an-ancient-arabic-technique-saves-alicante-from-floods
در مورد مدیریت سیل باید توجه داشت که سیل یک رخداد طبیعی است که هیچگاه نمیتوان به طور کامل جلوی آن را گرفت، بلکه باید تلاش کرد با مدیریت مناسب اثرات تخریبی آن در زندگی و سلامت مردم، اقتصاد، آثار باستانی و محیط زیست را تا حد امکان کاهش داد. امروزه اهمیت مدیریت جامع سیل با توجه به متغیرهایی مانند تغییرات آبوهوایی و توسعه شهرنشینی و گسترش فعالیتهای اقتصادی و کشاورزی در دشتهای سیلابی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
آنچه پیرو سیلهای سالهای ۹۸ و ۹۹ در گفتارهای مسئولان اجرائی مشاهده شد این بود که متأسفانه در سالهای گذشته مسئله سیل در ایران با سدسازی، بسیار سادهسازی شده است. این مسئله از دو لحاظ مورد نقد بسیار جدی است؛ نخست آنکه بسیاری از سدهای مهم در ایران اصلا در عمل برای کنترل سیلاب طراحی نشدهاند. سدهای کنترل سیلاب آنهایی هستند که مخازن آنها در طول سال خالی است و فقط موقع بارشهای سیلابی پر میشوند، حال آنکه تقریبا تمامی سدهای مهم ایران، سازههایی چندمنظوره هستند. ثانیا سدها حتی اگر دقیق طراحی و جایابی شده و درست هم مورد بهرهبرداری قرار گرفته باشند، در بهترین حالت فقط میتوانند تعداد دفعات وقوع یا پیک سیلاب را کم کنند. این ولی لزوما به مفهوم کاهش خطر سیل نیست. ورود متغیرهای دیگر در مدیریت رودخانه مانند موانع ایجادشده به خاطر پل و جاده، تجاوز به حریم رودخانهها از طریق ساختوسازهای غیرمجاز، ازبینبردن پوششهای گیاهی محیط اطراف رودخانه و... متغیرهایی هستند که میتوانند همچنان ریسک و خطر سیل را حتی در صورت کمشدن پیک سیلاب، بسیار بالا نگه دارند[1].
کاهش خطر سیل بیش از آنکه به سد نیاز داشته باشد، نیازمند تغییر نگرش بنیادی در مدیریت آبی است. نگرشی که در آن بتوان از ظرفیتهای طبیعی و بومی مناطق برای جذب حداکثری جریانهای سیلابی استفاده کرد. شاید ذکر تجربه ساکنان جنوب شرقی اسپانیا در مدیریت سیل و مقایسه آن با بلایی که سرریز سدهای پیشین و زیردان در سیل دی ماه ۱۳۹۸ بر سر سیستانوبلوچستان آورد، در نوع خود جالب توجه باشد[2]. در این منطقه از اسپانیا مشابه سیستانوبلوچستان یا اصلا بارانی نمیبارد یا اگر ببارد به صورت سیلابی است. ساکنان این منطقه پس از آنکه سالها با مشکل سیل دست و پنجه نرم کردند، نهایتا به این نتیجه رسیدند که بهترین روش کنترل سیل در این منطقه، استفاده از سیسترنهایی است(Cistern) که توسط اعراب ساکن اسپانیا قرنها قبل به این کشور معرفی شد[3]. سیسترنها ساختارهایی مشابه آبانبارهای قدیمی در جنوب ایران هستند که جهت ذخیره آب در مناطق خشک مورد استفاده قرار میگرفتند. ساکنان نوین آلیکانته این روش قدیمی را از اعراب آموخته، با تکنولوژی جدید مورد بازنگری قرار دادند و با ترکیب روش سنتی با دانش روز هم یک منطقه تفریحی و توریستی ایجاد کردند و هم یک مخزن
مطمئن جهت مدیریت بارشهای سیلابی و هدایت آب جهت مصارف مختلف. نمونههای این روشهای سنتی به منظور مدیریت آب در ایران فراوان است که متأسفانه به جای بهروزشدن با تکنولوژیهای امروزی یا مورد غفلت قرار گرفتند یا در زیر چرخ عظیم سدسازی محو شدند.
[1] خبرآنلاین
[2] همشهریآنلاین
[3] https://www.theguardian.com/cities/2019/aug/15/the-rain-in-spain-how-an-ancient-arabic-technique-saves-alicante-from-floods