زمان نامشخص پایان جنگ شاغلان بازار کار را نگران کرده است؛
اضطراب بیکاری
جنگ شمار زیادی از مردم را نگران بیکاری و تعدیل نیرو کرده است؛ از خبرنگاری که از تعدیل ۵۰ درصد نیروهای تحریریه خبر میدهد تا کارگر کارخانه تولید بیسکوئیت و شیرینیهای صنعتی که روایت میکند فقط ۲۰ درصد خط تولید کارخانه فعال است؛ از مربی باشگاه بدنسازی تا معلم زبانی که کلاسهای آنلاین داشته است و البته بیشمار آنلاینشاپهای کوچک که با قطع اینترنت تعطیل شده و مالکانشان بیکار شدهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
جنگ شمار زیادی از مردم را نگران بیکاری و تعدیل نیرو کرده است؛ از خبرنگاری که از تعدیل ۵۰ درصد نیروهای تحریریه خبر میدهد تا کارگر کارخانه تولید بیسکوئیت و شیرینیهای صنعتی که روایت میکند فقط ۲۰ درصد خط تولید کارخانه فعال است؛ از مربی باشگاه بدنسازی تا معلم زبانی که کلاسهای آنلاین داشته است و البته بیشمار آنلاینشاپهای کوچک که با قطع اینترنت تعطیل شده و مالکانشان بیکار شدهاند. هیچکس نمیداند که جنگ چقدر طول میکشد و چه خواهد شد؟ برای همین خیلیها حساب پسانداز اندک خود را نگه داشتهاند و تنها به خریدهای ضروری بسنده کردهاند که مبادا بیکار شوند و حساب دخل و خرج خانه به هم بخورد.
مشاغل نگران جنگ
جنگ مشترک اسرائیل و آمریکا با ایران وارد سومین هفته شده؛ بازارها نیمهتعطیل است، تجارت مختل شده و صادرات متوقف است. بانکها با حداقل شعب فعالیت میکنند، اغلب ادارات دورکار هستند؛ برخی کارخانجات در شهرکهای صنعتی تخریب شدهاند و کارگران برای گرفتن بیمه بیکاری به اداره کار معرفی شدهاند؛ در مواردی کارفرمایان به کارگران فصلی مثل بنایان و کارگران ساختمانی گفتهاند که تا اطلاع ثانوی به خانه بروند. اوضاع رانندگان هم تعریفی ندارد؛ با اختلال GPS و مسیریابها بسیاری از رانندگان تاکسیهای آنلاین دست از کار شستهاند و مرغداران نگران جوجهریزی هستند و دامداران دغدغه تلفات حیوانات را دارند؛ چرا که آنها نمیدانند تا چه زمانی خوراک دام و طیور در بازار بهراحتی یافت میشود.
جنگ قیمت نفت و مواد خام شیمیایی را افزایش داده است و کشاورزان غصهدار کود اوره هستند. مالکان آنلاینشاپها که روزهاست بیکار شدهاند، بسیاری از سفارشهای قبلی را لغو کردهاند و پول مشتریان را برگرداندهاند چون حتی پیک موتوری برای ارسال سفارشها بهسختی پیدا میشود. معلمان و مربیان آنلاین شاگردانشان را از دست دادهاند و باشگاههای ورزشی تعطیل شدهاند. کلینیکهای زیبایی و آرایشگاهها هم سوت و کور شدهاند؛ چرا که در این اوضاع جنگ و نابسامانی مشاغل، ذخیره پول بر خدمات غیرضروریتر ارجحیت پیدا کرده است.
تجار میگویند جنگ وضعیت بنادر منطقه را ناامن کرده و هزینه و ریسک حملونقل کالا را بهشدت افزایش داده است. صادرکنندگان توضیح میدهند که دغدغه کمبود کالا در بازار داخلی سبب شده صادرات متوقف شود و مغازهداران توضیح میدهند که در چنین شرایطی چگونه میتوانند بیمحابا موجودی انبار خود را بفروشند؟ از آن سو اگر این کار را نکنند، ممکن است به جرم احتکار گرفتار شوند.
رانندگان کامیون هم میگویند بار کمتری برای حملونقل به تورشان میخورد و کارمندان ادارات از حالا حساب خسارات جنگ و کسری بودجه را میکنند و نگران تعویق حقوق و حتی تعدیل نیرو هستند.
حتی بازنشستگان هم به صندوقهای گرفتار کسری و ناترازی بازنشستگی اشاره میکنند و میپرسند که اگر جنگ طولانی شود دولت قادر است مستمری آنها را بپردازد؟ بسیاری از شاغلان حالا امید دارند که جنگ کوتاه باشد و همه چیز ختم به خیر و خوشی شود اما ته دل همگی یک نگرانی وجود دارد و آن اینکه اگر جنگ طولانی شود چه میشود؟
بنگاههای تولیدی زیر فشار
اقتصاد ایران تحت تأثیر تحریم و سیاستهای نادرست سال به سال کوچکتر و فشردهتر شده است. تولید ناخالص ملی ایران در سال ۲۰۱۲ تقریبا ۶۴۴ میلیارد دلار بوده اما در سال ۲۰۲۴ مطابق گزارش بانک جهانی به حدود ۴۳۶ میلیارد دلار رسیده است. گذشته از این، سالهای طولانی تورم دورقمی سبب کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان و رکود اقتصادی شده و بازار کالاهای ایرانی را کوچک و کوچکتر کرده است؛ حال آنکه هزینه بالای تولید و کیفیت نازل به همراه تحریم و گرفتاریهای نقل و انتقال پول سبب شده است که امکان رقابت در بازارهای جهانی هم از تولیدکنندگان ایرانی سلب شود.
از آن سو تنشهای مداوم خارجی و نااطمینانی سبب منفی شدن تشکیل سرمایه و به عبارتی خروج سرمایه از کشور شده است. حالا مصائب بنگاههای اقتصادی به زیرساختیترین مایحتاج مثل ناترازی انرژی و بحران آب و اختلال مداوم اینترنت و نقل و انتقال پول، تأمین مواد اولیه و گرفتاریهای ارتقای فناوری و... رسیده است و این بار دو جنگ در طول یک سال... فشارهای مداوم به اقتصاد کشور سبب گسترش بیکاری و کاهش قدرت خرید خانوار شده و همین مسئله بنگاههای اقتصادی را روز به روز آسیبپذیرتر کرده است.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ رشد اغلب بخشهای مختلف اقتصاد منفی یا نزدیک به صفر شده و البته میانگین بلندمدت نرخ رشد اقتصادی کشور هم صفر است.
مرکز آمار ایران چندی پیش گزارش داد که در ۹ ماهه سال ۱۴۰۴ رشته فعالیتهای گروه کشاورزی رشد منفی ۳ درصد، گروه صنایع و معادن رشد ۱.۴ درصد (شامل: استخراج نفت خام و گاز طبیعی ۳.۲، سایر معادن ۳.۴، صنعت منفی ۰.۵ درصد، توزیع گاز طبیعی ۱.۵، تأمین آب و برق منفی ۷.۸ درصد و ساختمان ۰.۲ درصد) و گروه خدمات ۱.۴ درصد نسبت به ۹ ماهه سال ۱۴۰۳، رشد داشته است.
همین منبع در گزارشی دیگر از تورم هشداردهنده نرخ کالاهای واداتی خبر داده که زنگ خطری برای تولیدکنندگان تلقی شده است؛ تولیدکنندگانی که غالبا مونتاژگر هستند و وابستگی بالایی به واردات دارند. بر اساس این گزارش، تورم کالاهای وارداتی در پاییز ۱۴۰۴ با جهش کمسابقهای روبهرو شد؛ تورم ریالی به ۱۶۷.۸ درصد رسید و هزینه واردات را بیش از دو برابر کرد، در حالی که تورم دلاری ۲۳ درصد اعلام شد.
بر اساس آمار منتشرشده، شاخص کل قیمت کالاهای وارداتی بر مبنای دادههای ریالی در پاییز امسال به عدد ۲۲۱۵.۵ رسید. این شاخص نسبت به فصل قبل ۹.۷ درصد افزایش داشته؛ رقمی که بیانگر تداوم فشارهای قیمتی در زنجیره واردات حتی در بازههای کوتاهمدت است اما آنچه بیش از تورم فصلی جلب توجه میکند، رشد نقطهبهنقطه این شاخص است. در مقایسه با پاییز سال گذشته، شاخص ریالی واردات ۱۶۷.۸ درصد افزایش یافته؛ به بیان دیگر، هزینه ریالی واردات کالاها در مدت یک سال بیش از دو و نیم برابر شده است.
همچنین شاخص کل واردات بر مبنای دلار در پاییز امسال به ۱۷۳.۸ رسید که نسبت به تابستان تنها چهار درصد افزایش نشان میدهد. همچنین رشد نقطهبهنقطه این شاخص ۲۳.۸ درصد گزارش شده است.
تورم سالانه دلاری در چهار فصل منتهی به پاییز سال جاری نیز ۲۳.۱ درصد اعلام شده است. مقایسه ارقام دلاری و ریالی بهروشنی نشان میدهد بخش عمده افزایش هزینه واردات در اقتصاد داخلی، ناشی از تحولات نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی بوده است. به بیان دیگر، در حالی که قیمت دلاری کالاهای وارداتی حدود ۲۳ درصد در سال افزایش یافته، هزینه ریالی همان کالاها رشدی بیش از ۱۴۷ درصد را تجربه کرده است.
حالا با چنین شرایطی جنگ برای بار دوم در اسفند سال ۱۴۰۴ شروع شده است و معلوم نیست تا کجا به درازا بکشد؟ موضوعی که سبب نگرانی صاحبان مشاغل شده است. پیش از جنگ، تحریم ورود سرمایه خارجی به کشور را مختل کرده بود و بر اساس گزارشهای رسمی افغانستان تبدیل به بزرگترین سرمایهگذار خارجی ایران شد و البته برخلاف امضای تفاهمنامههای متعدد با چین و روسیه، این دو کشور هم برای سرمایهگذاری قابل توجه در ایران بنا به دلایل مختلف تعلل کردند. حالا شروع جنگ روند سرمایهگذاری داخلی در بخشهای مختلف اقتصادی را با تردید و نااطمینانی مواجه کرده است و بسیاری از تولیدکنندگان میگویند که جنگ نه تنها طرحهای توسعهای بنگاههای اقتصادی را متوقف میکند که ظرفیت تولید را کاهش میدهد، چرا که جنگ باعث کوچک شدن بازار بنگاههای اقتصادی و خدماتی میشود.
این مسائل در لایههای بعدی نگرانی کارگران و نیروهای انسانی شاغل در بنگاههای اقتصادی را به دنبال داشته است. آنها نگران هستند که با گسترش جنگ موج بیکاری ایجاد شود و معیشت زیر فشار مردم دچار شوک دیگری شود. هر چند دولت اعلام کرده که با وقوع جنگ چتر حمایتی خود را بیشتر گسترده است و در حال حاضر تمام دهکهای درآمدی یارانه نقدی و کوپن مواد غذایی و کالاهای اساسی دریافت میکنند. همچنین دولت خبر داده که واردات کالا به میزان کافی انجام شده است و مشکلی در تأمین کالاهای بازار نیست، اما مسئله این است که دولت نیز گرفتار کسری بودجه قابل توجهی است و مشخص نیست که این گونه حمایتها تا کجا میتواند ادامه داشته باشد؟ ضمن اینکه طولانی شدن جنگ میتواند نگرانی خروج سرمایه از کشور و گسترش بیکاری را جدیتر کند. با این حال هماکنون جنگ وارد هفته سوم شده است و طرفهای درگیر جنگ با ایران مدعی شدهاند که این جنگ طولانی نخواهد بود. با این حال پیشبینی جنگها دشوار است و کسی نمیداند که دقیقا چه اتفاقی رخ میدهد.