نگاهی به رمان «فابیان»، به مناسبت انتخاب اثر برتر نهمین جایزه ابوالحسن نجفی
پرتگاه تاریخ
شرق: «فابیان» اریش کستنر را میتوان وارونهای تلخ از رمانهای تربیتی کلاسیک دانست. در حالی که آن رمانها به رشد و شکوفایی شخصیت میپرداختند، فابیان در مسیری نزولی، شکست آرمانهای انسانگرایانه را در برابر چالشهای دنیای مدرن به تصویر میکشد. رمان «فابیان» با عنوان فرعی «سرگذشت یک اخلاقگرا» در برلین اواخر دهه ۱۹۲۰ و همزمان با رکود بزرگ اقتصادی رخ میدهد؛ شهری که با بیکاری گسترده، فقر و آشوبهای سیاسی دست و پنجه نرم میکند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: «فابیان» اریش کستنر را میتوان وارونهای تلخ از رمانهای تربیتی کلاسیک دانست. در حالی که آن رمانها به رشد و شکوفایی شخصیت میپرداختند، فابیان در مسیری نزولی، شکست آرمانهای انسانگرایانه را در برابر چالشهای دنیای مدرن به تصویر میکشد. رمان «فابیان» با عنوان فرعی «سرگذشت یک اخلاقگرا» در برلین اواخر دهه ۱۹۲۰ و همزمان با رکود بزرگ اقتصادی رخ میدهد؛ شهری که با بیکاری گسترده، فقر و آشوبهای سیاسی دست و پنجه نرم میکند. این رمان که تصویری از برلین در آستانه سقوط به دست نازیها را به تصویر میکشد، با نثری تیز و طنزی تلخ، روایتی است از زوال اخلاقی، اقتصادی و سیاسی جامعه آلمان. شخصیت اصلی داستان، یاکوب فابیان، یک دکترای ادبیات ۳۲ساله است که به دلیل شرایط بد اقتصادی، بهعنوان یک کپیرایتر تبلیغاتی کار میکند. او یک ناظر منفعل و بدبین است که ترجیح میدهد از دور نظاره کند و با طنزی سرد، تضادهای جامعه را به سخره بگیرد. فابیان در لابیرنت برلینِ در حال فروپاشی، با شخصیتهای مختلفی روبهرو میشود. او عاشق زنی به نام کورنلیا میشود، اما این عشق در برابر فشارهای زندگی دوام نمیآورد و کورنلیا برای پیشرفت کاری خود را به یک سرمایهدار فیلم میفروشد. بهترین دوستش، به دلیل یک دروغ کوچک درباره ردشدن رساله دکترایش، خودکشی میکند. در بخش دیگری از داستان، کستنر با طنزی سیاه، صحنهای از درگیری یک کمونیست و یک نازی را روایت میکند که هر دو در یک کابین آمبولانس در کنار هم قرار میگیرند تا طنز پوچبودن خشونت سیاسی را نشان دهد. رمان پایانی تراژیک دارد. فابیان که شغل خود را از دست داده و همه امیدهایش را بربادرفته میبیند، به زادگاهش بازمیگردد. سرانجام، او برای نجات کودکی که در حال غرقشدن است، به رودخانه میپرد، اما چون شنا بلد نیست، غرق میشود. کستنر این پایان را با ضربهای طنزآمیز به پایان میرساند. «فابیان» آینهای است از آلمان وایمار؛ دورهای که ارزشهای اخلاقی رنگ باخته و افراطگریهای سیاسی جای آن را گرفتهاند. کستنر با نگاهی منتقدانه، فساد رسانهها و بیرحمی نظام سرمایهداری را به سخره میگیرد؛ جایی که برای پرکردن صفحه روزنامه، خبر جعلی مرگ پنج نفر در مصر ساخته میشود. خود کستنر در بخشی از پیشگفتارش با اشاره به دورهای که مدنظر رمان است، نوشته: «بیکاری گسترده، فشار روحی ناشی از بحران اقتصادی، میل به کرختی، اقدامات نسجنیده احزاب؛ اینها نشانههای وخیم بحرانی قریبالوقوعاند، و حتی سکوت و آرامش هولناک قبل از توفان هم بود؛ رخوت قلبی که مثل فلجی همهگیر بود. برخی عزم مقابله با توفان و سکوت کردند، ولی پس زده شدند. ترجیح دادیم به هوچیها و شارلاتانهایی گوش دهیم که گچ خردل و دواهای مسمومشان را به ملت قالب میکردند. دنبال عوامفریبان افتادیم، در آن پرتگاه سقوط کردیم، پرتگاهی که اکنون مثل مردههای متحرک در آن جا خوش کردهایم و سعی میکنیم خود را با آن وفق دهیم، جوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده». «فابیان» از آثار شاخص اریش کستنر است که نخستین بار در سال 1931 منتشر شد. کستنر در رمانش نقدی تند و تیز از جناح راست کرده و اخلاقیات آن روزگار را موهن و غیراخلاقی نشان داده و از سوی دیگر، تصویری هجوآمیز از سنتهای آلمانی به دست داده است. «فابیان» با ترجمه اژدر انگشتری در نشر بیدگل منتشر شده و به پیوست رمان مقدمه رادنی لیوینگستون بر ترجمه انگلیسی اثر هم به فارسی برگردانده شده است. او در بخشی از متنش نوشته که اگرچه اریش کستنر کمونیسم را هم نفی کرده بود، اما روزنامه کمونیستی «پرچم سرخ» این رمان او را ستود. «فابیان» نهتنها در دوره انتشارش، بلکه همچنان محل بحث و جدلهای زیادی است و این نشانهای از زندهبودن این اثر است. مترجم انگلیسی اثر نوشته که «فابیان» بیش از پیش جایگاه خود را بهعنوان یکی از رمانهای کلیدی جمهوری وایمار پیدا کرده و اثری است که تصویر دقیق و وفادارانهای از حالوهوای سالهای احتضارش نشان میدهد. او با قیاس این رمان با رمانهای شاخص دیگری که میتوان شباهتهایی میان آنها یافت، نوشته: «یقینا هستند آثاری که واجد اعتبار ادبی بیشتری باشند؛ برای مثال، کوه جادو اثر توماس مان یا مرثیههای دوئینو اثر ریلکه. اما این آثار با جامعهای که آنها را پدید آورده پیوندهای غیرمستقیمتر و ضمنیتری دارند. حتی اپرای سه پولی برشت یا برلین میدان الکساندر آلفرد دوبلین نیز موفق نمیشوند بهخوبی رمان کستنر برلین سالهای جنونآمیز قبل از 1933 را چنین ملموس و بیواسطه به تصویر بکشند. شباهتهایی با کتابهای برلینِ کریستوفر ایشروود وجود دارد، ولی رمان کستنر زودتر از آنها منتشر شد و داستان خود را از زاویه یک خودی روایت میکند. علاوه بر این، کستنر -بهعنوان صدای متین و کنایهآمیز لیبرالدموکراسیای که به شکلی غمانگیز محکوم بود به نابودی- بیان بیواسطه و مستقیمی دارد که نویسندگان دیگر، و شاید بزرگتر، از آن بیبهرهاند». کستنر که خود روزنامهنگاری حرفهای بود، از تکنیکهای روزنامهنگاری مانند گزارشهای عینی، طنزهای کوتاه و جملات بریدهبریده برای روایت زندگی روزمره در برلین استفاده میکند تا فضای ملموس و واقعی آن دوران را بازآفرینی کند. این شیوه، باعث میشود رمان بیش از آنکه یک داستان شخصی باشد، به سندی اجتماعی از دوران جمهوری وایمار بدل شود. این رمان تصویری تلخ از زوال اخلاقی، اقتصادی و سیاسی آلمان در آستانه به قدرت رسیدن نازیهاست و بهعنوان یکی از معتبرترین اسناد ادبی برای درک فضای آن دوران شناخته میشود. کستنر با نگاهی تیزبین، فساد رسانهها، بحران هویت و سردرگمی ارزشها در جامعهای را به تصویر میکشد که درگیر رکود بزرگ است. رمان پیوندی ناگسستنی بین فروپاشی ارزشهای اخلاقی و منطق بیرحم مبادله اقتصادی در جامعه سرمایهداری برقرار میکند. در این جهان، همه چیز، از عشق گرفته تا حقیقت، به کالایی برای خرید و فروش تبدیل میشود. برخی از منتقدان، شخصیت فابیان را تلفیقی از خود کستنر و والتر بنیامین، فیلسوف بزرگ آن دوران، میدانند و او را نماد روشنفکری میبینند که با «عقل سرد» سعی در بقا در جامعهای دارد که اخلاق در آن به سخره گرفته شده است. این رمان، پرترهای از نسلی است که امیدهایش را در گرداب بحرانهای اقتصادی و سیاسی از دست داده است. بهجای پرداختن به روانکاوی عمیق شخصیتها، رمان بر رفتارهای بیرونی، حرکات و کنشهای اجتماعی آنها در دنیای مدرن متمرکز است. شخصیتها بیش از آنکه با درونشان شناخته شوند، با شغل، پوشش و نحوه حضورشان در شهر تعریف میشوند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.