|

۲۸ مرداد؛ زخم باز ادبیات داستانی ایران

کودتا در آینه رمان و حافظه جمعی

بعضی تاریخ‌ها فقط در کتاب‌های تاریخ نمی‌مانند؛ وارد ادبیات می‌شوند و از آنجا به حافظه جمعی راه پیدا می‌کنند. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از همین تاریخ‌هاست: واقعه‌ای که اگرچه با مفهوم کودتا شناخته می‌شود، در ادبیات داستانی ایران بیش از آنکه یک رویداد صرف باشد، به یک تجربه ماندگار تاریخی و روانی تبدیل شده است. داستان برخلاف تاریخ رسمی، کمتر دنبال ثبت لحظه وقوع است؛ بیشتر می‌پرسد بعد از آن چه بر سر آدم‌ها آمد، امید چگونه فرسوده شد و ترس چگونه در زندگی روزمره جا گرفت؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

زهره مسکنی: بعضی تاریخ‌ها فقط در کتاب‌های تاریخ نمی‌مانند؛ وارد ادبیات می‌شوند و از آنجا به حافظه جمعی راه پیدا می‌کنند. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از همین تاریخ‌هاست: واقعه‌ای که اگرچه با مفهوم کودتا شناخته می‌شود، در ادبیات داستانی ایران بیش از آنکه یک رویداد صرف باشد، به یک تجربه ماندگار تاریخی و روانی تبدیل شده است. داستان برخلاف تاریخ رسمی، کمتر دنبال ثبت لحظه وقوع است؛ بیشتر می‌پرسد بعد از آن چه بر سر آدم‌ها آمد، امید چگونه فرسوده شد و ترس چگونه در زندگی روزمره جا گرفت؟

در ادبیات داستانی ایران، ۲۸ مرداد معمولا نه به‌ عنوان یک تاریخ بسته، بلکه به‌مثابه‌ آغاز نوعی بی‌ثباتی روایت می‌شود. بسیاری از آثار مهمی که مستقیم یا غیرمستقیم به این واقعه نزدیک شده‌اند، بیش از آنکه بر خود روز کودتا تمرکز کنند، بر پیامدهای آن انگشت می‌گذارند. شکست سیاسی، سرخوردگی جمعی، انشقاق در روشنفکری و بازگشت نوعی هراس به مناسبات اجتماعی. از همین ‌روست که ۲۸ مرداد در داستان ایرانی، اغلب به‌صورت یک وضعیت و نه‌فقط یک موضوع دیده می‌شود. یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، «داستان یک شهر» اثر احمد محمود است؛ رمانی که در روایت‌های انتقادی از آن، به‌صراحت به فضای پس از کودتا و به یأس و افسردگی ناشی از آن اشاره شده است. اهمیت این رمان در آن است که کودتا را از سطح یک رخداد سیاسی به سطح زیست روزمره می‌برد؛ یعنی نشان می‌دهد چگونه یک شکاف تاریخی، در سرنوشت شخصیت‌ها، فضای شهر و حس عمومی زندگی رسوب می‌کند. «خالد» بعد از کودتا به جرم عضویت در حزب توده به بندر لنگه تبعید می‌شود. داستان، روایت حوادث گذشته و شرایط کنونی حاکم بر بندر لنگه است. در چنین متنی، تاریخ دیگر فقط در صفحه اول روزنامه‌ها نیست؛ در رفتار آدم‌ها، در احتیاط کلام و در کیفیت رابطه‌ها ادامه پیدا می‌کند. نمونه مهم دیگر، «درد سیاوش» اثر اسماعیل فصیح است که در معرفی‌های کتاب و نوشته‌های تحلیلی، رمانی با نگاهی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ توصیف شده است. اهمیت این‌ موضوع در شیوه نگاه است. گره ماجرا در شبی از مرداد سال 1332 ایجاد شده، اما فضای داستان در سال 1352 شکل می‌گیرد و مدام به سال 32 رفت و برگشت دارد. به این دلیل که جلال، شخصیت اصلی داستان، دائم در حال بازرسی سایر شخصیت‌هاست تا حقیقت قتل سیاوش را کشف کند. نویسنده از کودتا صرفا به‌ عنوان یک حادثه سیاسی بهره نمی‌گیرد، بلکه آن را به گره‌ای درونی در روایت تبدیل می‌کند؛ گره‌ای که بر شخصیت‌ها، گذشته آنها و امکان یا امتناع آینده سایه می‌اندازد. این همان نقطه‌ای است که داستان از گزارش تاریخی جدا می‌شود؛ تاریخ، واقعه را می‌گوید و داستان، زخم واقعه را.

در کنار اینها، «تهران، شهر بی‌آسمان» اثر امیرحسن چهل‌تن نیز از رمان‌هایی است که در خوانش‌های انتقادی، به فضای اجتماعی و سیاسی پیرامون ۲۸ مرداد و چهره‌های حاشیه‌ای آن دوره پیوند خورده است. داستان در فاصله زمانی میان کودتای ۲۸ مرداد و سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران روایت می‌شود. در این داستان، «کرامت» یک قهرمان نیست و نویسنده به او امیدوار نیست؛ زیرا او یک لمپن است. چنین آثاری نشان می‌دهند کودتا در ادبیات داستانی فقط از مسیر سیاست کلان وارد نمی‌شود، بلکه در لایه‌های شهری، زبان بدن شخصیت‌ها و مناسبات قدرت و فرودستی نیز بازتاب پیدا می‌کند. به این معنا، ادبیات داستانی به‌جای آنکه صرفا درباره ۲۸ مرداد بنویسد، جهان پس از آن را تصویر می‌کند. از سوی دیگر، «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» اثر شهرام رحیمیان را هم می‌توان نمونه‌ای مهم دانست؛ رمانی که در فضای پیرامونی کودتا شکل می‌گیرد و با زبانی تمثیلی و طناز، به نسبت سیاست، وجدان، خیانت و حافظه می‌پردازد. «دکتر نون» در جریان کودتای 28 مرداد 1332 دستگیر می‌شود و تحت شکنجه‌های فراوان مجبور به انتخاب بین عشق یا دکتر مصدق می‌شود. این اثر از آن دست رمان‌هایی است که نشان می‌دهد ۲۸ مرداد فقط یک شکست سیاسی نیست؛ موقعیتی است که انسان را در برابر خودش قرار می‌دهد. داستان در این‌جا از سیاست فراتر می‌رود و به اخلاق فردی و اضطراب زیستن در سایۀ یک تاریخ گسسته می‌رسد.

اما این‌که ۲۸ مرداد همچنان در ادبیات ما تکرار می‌شود، به این معنا نیست که نویسندگان ما درگیر تکرار تاریخ‌اند؛ بلکه به این معناست که آن زخم تاریخی، هنوز تطبیق‌یافته و هضم‌نشده باقی مانده است. تاریخ رسمی، واقعه را در بایگانی اسناد می‌بندد و به آن شأن یک رویداد منقضی می‌دهد؛ اما ادبیات، هر بار آن را در حافظۀ جمعی باز می‌گشاید، چون هنوز از دل آن پرسشی بی‌پاسخ باقی مانده که چه بر سر امید و رؤیاهای یک نسل آمد و چرا این شکست، هنوز در روابط اجتماعی ما طنین دارد؟ همین پرسش حل‌نشده است که باعث می‌شود نسل‌های بعدی نویسندگان نیز به این واقعه بازگردند، نه برای بازنویسی تاریخ، بلکه برای کندوکاو در لایه‌های احساسی آن. جذابیت ۲۸ مرداد برای ادبیات داستانی در این است که این واقعه، بیش از هر چیز، تولیدکنندۀ «پس از» است. داستان‌ها از همین «پس از» تغذیه می‌شوند؛ از سکوتی که بعد از شکستن یک امید می‌آید، ترسی که آرام‌آرام در لحن شخصیت‌ها نفوذ می‌کند، فرسایش اعتماد و بازگشت مداوم گذشته در اکنون. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از روایت‌های ایرانی، ۲۸ مرداد نه‌فقط یک روز، که یک امتداد است؛ امتداد یک شکست، یک بی‌اعتمادی و یک حافظۀ ناتمام. از این منظر، ادبیات داستانی کاری می‌کند که تاریخ رسمی کمتر از عهده‌اش برمی‌آید: ثبت حس. تاریخ می‌گوید چه شد؛ داستان می‌گوید چه حسی ماند. تاریخ می‌نویسد که کودتا رخ داد؛ داستان نشان می‌دهد که آن رخداد چگونه در زندگی آدم‌ها خانه کرد. همین تفاوت است که ۲۸ مرداد را برای ادبیات داستانی ایران به یک منبع تمام‌نشدنی بدل می‌کند. این تاریخ هنوز در رمان‌های ایرانی زنده است، چون جامعه هنوز همۀ معنای آن را تمام نکرده است. رجوع رمان‌نویسان ایرانی به ۲۸ مرداد، در نهایت، نوعی مقاومت روایی در برابر فراموشی است؛ مقاومتی که می‌گوید واقعه‌ای که هنوز در دل یک ملت زخم دارد، هرگز نمی‌تواند به تمامی در گذشته دفن شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.