حمله شدیداللحن روزنامه اصولگرا به نبویان به دلیل ادعای کودتا / بهتر است حرف نزدن را امتحان کنید
در روزهای اخیر در کنار حاشیهسازیهایی که در مورد رأی شعام و نظر رهبر معظم انقلاب در مورد مذاکره مطرح میشود، شائبهای خطرناک در حال انتشار است؛ شائبهای که مدعی است پای کودتایی درون ساختار سیاسی در میان است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
در روزهای اخیر در کنار حاشیهسازیهایی که در مورد رأی شعام و نظر رهبر معظم انقلاب در مورد مذاکره مطرح میشود، شائبهای خطرناک در حال انتشار است؛ شائبهای که مدعی است پای کودتایی درون ساختار سیاسی در میان است.
این قبیل ادعاها بیش از آنکه پای در واقعیت داشته باشند، ناشی از یک نزاع سیاسی هستند؛ چراکه این اظهارات از جانب افرادی منتشر میشود که سابقه روشنی در فحاشی و تهمت علیه مقامات و مسئولان کشور داشتند.
بهتازگی اما مشابه این اظهارنظر از جانب یکی از نمایندگان مجلس[محمود نبویان] طرح شده که مقامی رسمی در ساختار حکمرانی دارد و طبیعی است طرح آن بدون ارائه ادله روشن و سند، نهتنها به فضای افکار عمومی کشور و اعتماد مردم آسیب میزند، بلکه میتواند نتایجی منفی برای ایران به همراه داشته باشد.
این قبیل اظهارات در فضای بیاعتمادی ایجاد شده، مدیریت کشور در حال جنگ را با بحران مواجه میکند. طبیعی است طرح چنین ادعاهایی میتواند برای شخص مطرحکننده این اظهارات، تبعات حقوقی به همراه داشته باشد.
واژه کودتا در لغتنامه دهخدا به معنای برانداختن حکومت با استفاده از قوای نظامی است. در واقعیت این واژه برای انجام هرگونه اقدامی که فروپاشی از درون را ممکن کند به کار میرود. این واژه در موقعیتهای دیگری نیز به کار میرود، برای مثال اتفاقی که در دیماه در ایران رخ داد از نگاه برخی کارشناسان و تحلیلگران نوعی «شبه کودتا» به شمار میرفت که تلاش داشت با طراحی سرویسهای امنیتی خارجی و استفاده از خشونت بیپایان، ساختار را سرنگون کند. البته به این دلیل نام این اتفاق کودتا گذاشته میشود که مدل اجرای آن در خیابان به مدلهای کودتا، شباهت زیادی داشت. به این دلیل که ساختارهای نظامی در ایران مردمنهادند و ارتباطشان هم با حکمرانی درهمتنیده است، فرض تحقق کودتا در ایران از محالات است. این روزها اما این واژه بهراحتی خرج میشود، بدون آنکه به ابعاد و تبعات اجتماعی و سیاسی آن توجه شود. بعد از آنکه رهبر انقلاب اعلام کردند نظر دیگری در خصوص مذاکرات داشتند و پس از آنکه در رسانهها منتشر شد که قاطبه اعضای شعام به تفاهمنامه رأی مثبت دادند، برخی از سر دلسوزی و برخی دیگر از سر تسویهحسابهای سیاسی، این خط را دنبال کردند که تفاهمنامه به رهبر انقلاب، تحمیل شده است. این ادعاها در فضاهای رسانهای مدام بازنشر میشد تا آنجا که بهتازگی یکی از نمایندگان مجلس شائبه کودتا در نظام سیاسی را مطرح کرده است. این ادعا چند خطای روشن با خود به همراه دارد:
اول: اگر پیشازاین ادعای خطا از جانب افراد و چهرههایی مطرح میشد که صرفاً یک بلاگر سیاسی یا پروژهبگیر رسانهای بودند، حالا از جانب یک نماینده مجلس مطرح میشود و بهنوعی این شائبه خطرناک را در اذهان عمومی تقویت میکند. سؤالی دراینرابطه قابلطرح است، این که فرد مطرحکننده این ادعا استدلالی قابلاستناد برای آنچه مطرح کرده دارد یا خیر؟
دوم: طرح موضوع کودتا به معنای آن است که اقدامی خلاف منافع ملی از جانب دستگاه نظامی یا مسئولان سیاسی در حال رقمخوردن است. اگر آنچه مطرح میشود از سوی ناآگاهی و بیاطلاعی باشد باید فرد را آگاه کرد که متوجه هزینه اظهاراتش باشد؛ اما اگر آگاهانه و با توجه به معنای آن مطرح میشود، تهمتی نابخشودنی است که تبعات آن تنها متوجه فضای سیاسی داخلی کشور نمیشود.
سوم: به نظر میرسد کسانی که شعام را به تمرد از نظر رهبری محکوم میکنند، پیام رهبر معظم انقلاب را بهدرستی متوجه نشدهاند. رهبر معظم انقلاب ضمن آنکه اعلام کردند نظر دیگری داشتند، صراحتاً اعلام کردند از باب تعهد رئیسجمهور و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت و قبول مسئولیت، «اجازه» صادر کردند. این متن روشن میکند اتفاقی خلاف نظر قانون رخ نداده و رهبر انقلاب نیز با تعهد رئیسجمهور و سایر اعضا، نظر شعام و شخص رئیسجمهور را اولویت دادند. بر این مبنا طرح ادعایی مثل تمرد و عدول از فرمان رهبری بلاموضوع است.
چهارم: فرد مطرحکننده این ادعا گویی متوجه نیست که این اظهارات را در چه موقعیتی مطرح میکند؟ یکی از کارویژههای اصلی دشمن در جنگ، رقمزدن فروپاشی از درون بود و پس از آنکه هدف محقق نشد، طرح ادعاها و اخبار دروغ را برای ایجاد فضای بیاعتمادی و تضعیف رابطه حکمرانان با یکدیگر و مردم را کلید زد. طرح چنین ادعاهایی تکمیلکننده پازل دشمن است آنهم در شرایطی که حکمرانان، سیاستمداران و نظامیان در خط مقدم جنگ قرار دارند و فشارهای خارجی روی آنان نیز کم نیست. تعمیم این نگاه و برداشت خطا به فضای عمومی جامعه هم بهمثابه سمی مهلک عمل میکند که اعتماد مردم به حکمرانان را میسوزاند، توهم توطئه را در آنها تقویت میکند و شکاف میان مردم و مسئولان را تقویت میکند؛ آنهم در شرایطی که دشمن به دنبال تضعیف اعتماد مردم برای هموارکردن راه برای زدن ضربه نهایی است.
پنجم: انتظار میرود نمایندگان مجلس و افرادی که تریبونی دارند متوجه هزینه ادعاهایی که مطرح میکنند باشند و به این واقعیت توجه داشته باشند که کشور هنوز با چالشهای بزرگی مواجه است و دشمن هنوز در کمین است. آنچه باید به آن اشاره کرد این است که اگر برخی از این افراد راهوروش چگونگی طرح انتقاد را بهگونهای که روان مردم را دستکاری نکند و به منافع ملی ضربه نزند، نیاموختهاند، بهتر است سخننگفتن را نیز امتحان کنند. این خط آشنا، بیش از هر گروه سیاسی و جناحی، ایران را به سمت نابودی میکشاند.