در حاشیه نمایشنامه «چتروم» از اندا والش
زبان به مثابه صحنه نبرد
در سالهای اخیر ترجمه و انتشار نمایشنامه و بهخصوص آثاری از نویسندگان معاصر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است، اما با این حال هنوز بسیاری از نمایشنامهنویسان تأثیرگذاری که شهرتی جهانی هم دارند، در ایران ناشناختهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پیام حیدرقزوینی: در سالهای اخیر ترجمه و انتشار نمایشنامه و بهخصوص آثاری از نویسندگان معاصر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است، اما با این حال هنوز بسیاری از نمایشنامهنویسان تأثیرگذاری که شهرتی جهانی هم دارند، در ایران ناشناختهاند.
اِندا والش، نمایشنامهنویس مشهور ایرلندی که چهره مهمی در تئاتر معاصر اروپا هم به شمار میرود، یکی از این نویسندگان است که پیش از این شناخت چندانی از او در ایران وجود نداشت. بهتازگی یکی از نمایشنامههای والش با عنوان «چتروم» با ترجمه امین عظیمی در نشر قطره منتشر شده و این درواقع اولین آشنایی جدی ما با این نویسنده است. از اینرو است که مترجم برای آشنایی بیشتر خواننده فارسیزبان با آثار و جایگاه و سبک نمایشنامهنویسی والش، به معرفی مختصر نویسنده اکتفا نکرده و به ضمیمه نمایشنامه، مقالهای مفصل نوشته و همچنین مقالهای هم از کوین والاس، پژوهشگر ادبیات و تئاتر و رئیس دپارتمان علوم انسانی و مدیریت هنر در مؤسسه آیایدیتی در دوبلین، ترجمه کرده است.
عمده شهرت و اعتبار والش به واسطه نمایشنامههایش است، اما او فیلمنامهنویس هم هست و برخی از فیلمنامههایش مثل «گرسنگی» شهرتی جهانی دارد. ماجرای «گرسنگی» به اعتصاب غذا و روزهای پایانی زندگی بابی ساندز در زندان مربوط است. بابی ساندز، سوسیالیست و از شناختهشدهترین مبارزان جنبش ارتش آزادیبخش ایرلند بود که پس از شصتوشش روز اعتصاب غذا در بیستوهفتسالگی در زندان بلفاست درگذشت. «گرسنگی» که توسط والش و استیو مککوئین نوشته شده، روایتی از واپسین روزهای اعتصاب غذای بابی ساندز است و برنده چندین جایزه ازجمله نخل طلایی کن شده است.
در عرصه نمایشنامهنویسی و تئاتر، والش با نوشتن آثاری ارزنده و ایجاد نوآوری در فرم روایت و اجرا، از میانه دهه 1990 جایگاهی معتبر در تئاتر معاصر اروپا به دست آورد. امین عظیمی در مقالهاش آثار نمایشی والش را به سه دوره تقسیم کرده است. دوره آغازین را دوره «فوران زبان، وابستگی و شورش» نامیده که والش در آن «با زبانی فشرده، پرشتاب و گاه هذیانوار جهانی بسته، خشن و آشفته» را روایت کرده است. دوره میانی نمایشنامهنویسی والش دوره «ساختارشکنی، تکرار و بازی با آیین» نامیده شده. «چتروم» در همین دوره نوشته شده و «مرد مرموز»، «مضحکه والورث» و «سالن رقص الکتریکی نو» از دیگر نمایشنامههای این دوره هستند. والش در این آثار مسیر تازهای در نمایشنامهنویسی را آغاز میکند و در آنها «نهتنها مضامین بنیادینی چون حافظه و خشونت با عمق بیشتری کاویده میشوند، بلکه ساختارهای نمایشی نیز آگاهانهتر دستخوش تجزیه، تکرار و فروپاشی میشوند». مترجم این دوره از نویسندگی والش را دوره بلوغ فرمال و تماتیک او دانسته که در آن اجرا، زبان، حافظه و بدن در هم تنیده میشوند تا شکلهای تازهای از متون دراماتیک خلق شوند؛ درامی که نه روایتگر واقعیت بلکه سازنده آن است. او همچنین نوشته: «متون نمایشی والش در این دوره اغلب واجد ساختار نمایش در نمایشاند، آیینهایی روایی که در آن شخصیتها، با وسواس و اجبار، داستانی تحریفشده از گذشته را بارها بازآفرینی میکنند، روایتهایی که نه برای افشا، بلکه برای زنده نگهداشتن خاطرهای یا پنهانکردن زخمی تکرار میشوند».
سرانجام دوره متأخر نویسندگی والش «تئاتر پستدراماتیک، اجراگرایی و شکستن» نامیده شده است. آثار این دوره صرفا برای خواندهشدن یا اجرای روی صحنه نوشته نمیشوند بلکه خودشان حامل اجراییبودن هستند: «این آثار نه بر اساس روایت خطی و روانشناسی شخصیت، بلکه بر مبنای تجربه حسی، شکستن زبان و تقابل صدا، بدن و فضا شکل میگیرند».
اشاره شد که «چتروم» به دوره میانی آثار والش مربوط است. این نمایشنامه در سال 2005 نوشته و در تئاتر ملی بریتانیا اجرا شد. والش در این نمایش به موضوع تأثیرات و خطرات شبکههای اجتماعی و فضای مجازی بر زیست و روان نوجوانان پرداخته اما در ذیل این موضوع اصلی، به موضوعات دیگری هم توجه کرده که آنها نیز از مسائل جهانشمول زیست در جهان کنونی به شمار میروند.
داستان «چتروم» درباره شش نوجوان پانزده، شانزدهساله از طبقه متوسط است که هرگز یکدیگر را ملاقات نمیکنند و تنها از طریق یک اتاق گفتوگوی اینترنتی با هم در ارتباط هستند. مکالمات آنها از موضوعات سطحی، مثل بحث درباره خوانندهها و فیلمها، شروع میشود اما بهسرعت به موضوعی تاریکتر کشیده میشود: افسردگی و تمایل به خودکشی یکی از اعضای گروه به نام جیم. در این میان، دو نوجوان دیگر، ویلیام و اِوا تصمیم میگیرند که به جای کمک جیم را به سمت انجام مرگ هل دهند. والش با همین نقطهشروع تکاندهنده، نمایشی را خلق کرده که همزمان تلخ، تأملبرانگیز و در برخی صحنهها طنزآمیز است و نگاه عمیقی به مسائل زندگی نوجوانان دارد. فضای نمایش بسیار بسته و دراماتیک است، چراکه شخصیتها در یک صحنه خالی و بدون ارتباط چشمی با هم، تنها از طریق کلمات با یکدیگر درگیر میشوند و همین موضوع، تأثیر مخرب کلمات را دوچندان میکند.
جایگاه و نقش زبان در نمایشنامه «چتروم» از محوریترین عناصر دراماتیک اثر است، چراکه در دنیایی که شخصیتها هرگز یکدیگر را نمیبینند، زبان نهفقط تنها ابزار ارتباط، بلکه خود بهمثابه صحنه نبرد، ابزار قدرت و هویت شخصیتها مطرح است. در غیاب ارتباط چشمی و حضور فیزیکی، شخصیتها از طریق زبان، برای خود و دیگران هویتسازی میکنند. این فضا به آنها اجازه میدهد تا در نقشهای مختلفی ظاهر شوند. نمایش نشان میدهد که چگونه در غیاب هویتهای فیزیکی تثبیتشده، هویتها بهطور کامل در بستر زبان شکل میگیرند و دستکاری میشوند.
در این فضای مجازیِ خالی از هرگونه کنش فیزیکی، زبان به سلاحی تمامعیار برای اعمال خشونت و قدرت تبدیل میشود. قدرت مخرب این سلاح در این نکته نهفته است که یک خشونت واژگانی میآفریند که میتواند به اندازه خشونت فیزیکی، بلکه حتی خطرناکتر باشد، چراکه میتواند درک فرد را از واقعیت و هویت خودش دچار اختلال کند.
کوین والاس در مقاله «از ورای آینهای تیره: هویت، زبان و اجرا در نمایشنامه چتروم» که امین عظیمی ترجمه کرده درباره این ویژگی نمایش نوشته: «با اینکه جهان شش نوجوان در چتروم بر اساس واژهها ساخته و کنترل میشود، آنچه در کانون توجه ویلیام و اوا قرار دارد بدن جیم است. درواقع، نمایش آشکار میکند که زبان چگونه میتواند ابزاری برای اهلیسازی و کنترل بدن باشد. میشل فوکو بر آن است که بدن، یعنی نیروهایش، سودمندیاش، فرمانپذیریاش و شیوههای توزیع و انقیادش، همواره در کانون گفتمان قرار دارد. به زعم فوکو، تز محوری در تحلیل قدرت آن است که سازوکارهای گفتمان برای سلطه بر ذهن انسانها همواره از رهگذر سلطه بر بدنشان عمل میکنند. شاید بتوان یادآور شد که آزار اینترنتی در جهان امروز لزوما ناشناخته رخ نمیدهد، آنچنان که در چتروم به تصویر کشیده شده است. با این حال، اصل ماجرا همچنان پابرجا است: آسیبی که به خودِ متنی شخصیتها، یعنی هویتی که صرفا در واژهها و در سطحی نمادین شکل گرفته است، وارد میشود میتواند به اندازه حملهای فیزیکی زخمزننده باشد، و شاید حتی خطرناکتر».
درواقع در «چتروم» رابطه سهگانه زبان، بدن و سلطه به تصویر کشیده شده است. در شروع نمایش، شخصیتها با ورود به چتروم، بدن فیزیکی خود را رها میکنند و وارد فضایی میشوند که تنها با «کلمات» هویت مییابند. نمایش روی صحنهای خالی اجرا میشود که شخصیتها به هم نگاه نمیکنند و هیچ تماس فیزیکی ندارند. این جدایی، به آنها این توهم را میدهد که از پیامدهای جسمانی حرفهایشان مصون هستند. ویلیام، در دنیای واقعی شاید نوجوانی بیآزار باشد، اما در فضای مجازی، با انباشتی از کلمات فریبنده، هویتی جدید و سلطهگر میسازد. در این فضا، بدن بهمثابه یک غایب عمل میکند که امکان هرگونه نقشآفرینی را فراهم میآورد. این سلطه بر بدن دیگری اعمال میشود. ویلیام با زبانی ماهرانه و روانشناسانه، واقعیت را برای جیم بازتعریف میکند. او به جیم میگوید که زندگیاش بیارزش است و مرگ راهی برای تمایز و رهاشدن است. این کلمات، بهعنوان «سلاح» عمل میکنند و به قلب و روان جیم نفوذ میکنند. اِوا اما در سوی مقابلِ ویلیام ایستاده است. او نیز از همان زبانِ ساده و اصطلاحات نوجوانی برای نجات جیم استفاده میکند اما ویلیام در مواجهه با او میگوید: «تو ازون دخترهایی که فقط توی چترومهای خودکشی میچرخن... میشینی یه گوشه مثل یه سیاهچاله، لال و بیحرکت، فقط غصه مردم رو میمکی. غرقشدن توی بدبختی بقیه تفریح هرروزته. تو اصلا چی میخوای بگی، عوضی؟! از زندگی و عشق و خوشبختی حرف میزنی، ولی مطمئنم هیچچی رو بیشتر از یه عالمه نوجوون افسرده پونزدهساله نمیخوای، که بشینن درباره زندگی نکبتبارشون برات ناله کنن. خب، چرا نباید از اونهایی که میخوان خودشون رو بکشن حمایت کنیم؟ بذار کارشون رو بکنن! اونها به خط مقدم رسیدن! اونهایی که عکسهاشون توی روزنامهها چاپ میشه، تلویزیون ازشون گزارش پخش میکنه... باید ازشون حمایت کنیم تا کاری رو که لازمه انجام بدن... تا کار درست رو بکنن، آشغالها رو دور بریزن، یه نوجوون انقلابی واقعی بسازن».
اگرچه خشونت در فضای مجازی رخ میدهد، اما هدف نهایی، بدنِ فیزیکی جیم است. والش نشان میدهد که زبان میتواند به اندازه چاقو کشنده باشد؛ چون ایده خودکشی را در ذهن جیم تزریق میکند و او را به سمت عملیکردن آن در جهان مادی سوق میدهد. جیم در پایان، قربانی مستقیم این سلطه زبانی میشود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.