|

پژوهشی ارجمند در خنیاگری

در اواخر سال گذشته پژوهشی ارزشمند در حوزۀ فرهنگ عامۀ ایران با عنوان «شاه اسماعیل و سه همسرش» منتشر شد که متأسفانه به سبب وضعیت جنگی حاکم بر جامعه، بازتابی درخور نیافت. اصل این پژوهش به زبان انگلیسی و تألیف دو نفر از پژوهشگران شناخته‌شدۀ موسیقی فولکلوریک ایران، آمنه یوسف‌زاده و استیون بلام، بوده و عبدالمحمد موحد نیز آن را ترجمه و انتشارات ماهور منتشر کرده است.

پژوهشی ارجمند در خنیاگری

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمد جعفری (قنواتی)-عضو شورای‌عالی علمی دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی:  در اواخر سال گذشته پژوهشی ارزشمند در حوزۀ فرهنگ عامۀ ایران با عنوان «شاه اسماعیل و سه همسرش» منتشر شد که متأسفانه به سبب وضعیت جنگی حاکم بر جامعه، بازتابی درخور نیافت. اصل این پژوهش به زبان انگلیسی و تألیف دو نفر از پژوهشگران شناخته‌شدۀ موسیقی فولکلوریک ایران، آمنه یوسف‌زاده و استیون بلام، بوده و عبدالمحمد موحد نیز آن را ترجمه و انتشارات ماهور منتشر کرده است. همچنان که در عنوان فرعی یا توضیح عنوان آمده است، «شاه اسماعیل و سه همسرش» داستانی است که خنیاگران خراسانی آن را به زبان‌های فارسی و ترکی به همراه نواختن ساز اجرا می‌کنند. آنچه در پی می‌آید، ملاحظه‌هایی است که نگارنده این سطور هنگام مطالعه کتاب، ضمن لذت‌بردن از مطالعه، در حواشی کتاب یادداشت کرده است. پیش از نقل ملاحظات خود تأکید بر دو نکته ضروری است؛ نخست، نگارنده برخلاف تمایل خود، بنا بر برخی محدودیت‌ها، یادداشت‌هایش را به اختصار طرح می‌کند و دوم اینکه این نکات به‌طور عمده بر بخشی از کلیات پژوهش متمرکز است.

1. آنچه در این کتاب برجسته و نمایان است، ترکیب کار میدانی و دانش نظری است. نویسندگان حاصل سال‌ها پژوهش‌های میدانی خویش، ثبت و ضبط روایت‌های متفاوت داستان را با دانش نظری عمیق عود تفسیر و تأویل کرده‌اند.

2. خنیاگری هنری ترکیبی است که در آن نوازندگی، خوانندگی و روایت‌گری و در‌عین‌حال ادبیات با هم آمیخته شده‌اند. از‌این‌رو خنیاگر استاد افزون بر تسلط بر نوازندگی باید کلامی سحرآمیز داشته باشد. سحر کلام هم صدای خوب را شامل می‌شود و هم ‌توان روایت‌گری را. مرحوم حاج قربان سلیمانی به‌‌درستی به نویسندگان کتاب گفته است: «بخشی‌گری، صدای خوب، پنجۀ خوب و مخصوصاً بیان خوب می‌خواهد» (ص 26). در این جملۀ دقیق که همۀ عناصر زیبایی‌شناختی هنر خنیاگری را در بر دارد، «بیان خوب» چیزی به‌جز توانایی روایت‌گری نیست. یک پژوهش خوب و دقیق نیز زمانی امکان‌پذیر می‌شود که همۀ این نکات مورد توجه قرار گیرند. «شاه اسماعیل و سه همسرش» مصداقی دقیق از توجه رشک‌برانگیز پژوهشگران به عناصر و اجزای متفاوت هنر خنیاگری است و این را باید امتیاز برجستۀ پژوهش حاضر به شمار آورد.

3. یکی دیگر از امتیازات کتاب، آشنایی و مراجعۀ پژوهشگران به منابع و مآخذ فراوان و در‌عین‌حال ضروری برای تألیف و تدوین پژوهش است. بخشی از این آثار در ظاهر ارتباطی با موضوع پژوهش ندارد، مانند پژوهش‌های استاد خالقی‌مطلق و استاد اولریش مارزلف.

4. آثار هنری را نمی‌توان جدا از محیط/ فضا یا بافتاری (context) که در آن شکل گرفته‌اند، بررسی کرد. احتمالاً با توجه به همین موضوع نویسندگان فصل نخست کتاب خود را، به‌درستی و بنا بر ضرورت به توضیح ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی شمال خراسان اختصاص داده‌اند. توضیحات آنها در این فصل کلید درک دقیق و عمیق روایت‌های خنیاگران منطقه را فراهم می‌کند. براساس این توضیحات در خراسان و به‌ویژه در بخش‌های شمالی آن خرده‌فرهنگ‌های متفاوتی وجود دارد. هر ‌یک از این خرده‌فرهنگ‌ها زبان خاص خود را دارند که شامل زبان‌های کرمانجی، ترکی و تاتی می‌شود. افزون بر اینها زبان فارسی معیار نیز در منطقه کاملاً رایج است. برخی از مردم با دو یا هر سه زبان آشنا هستند. آنها قرن‌های متوالی است که در کنار هم زندگی می‌کنند و ازدواج میان آنها امری رایج است. بخشی‌ها (خنیاگران) نیز اغلب از خانواده‌هایی با تبار مختلط هستند. همین موضوع این امکان را فراهم کرده است که خنیاگران داستان‌های خود را به دو زبان، گاه فارسی و ترکی و گاه فارسی و کردی اجرا کنند. زبان فارسی معیار نه‌فقط زبان ارتباطی میان گویشوران زبان‌های رایج منطقه بوده، بلکه زبانی است که اهل فرهنگ منطقه، جدا از وابستگی زبانی خود، از طریق آن با ادبیات غنی فارسی و آثار ماندگار آن مانند شاهنامه، غزلیات حافظ، بوستان و گلستان و هفت‌اورنگ آشنا می‌شوند و در نقل‌های خود مضامین، تشبیهات و صور خیال این آثار را به کار می‌برند (نک‍ : سراسر فصل نخست کتاب). برای نمونه روشن گل‌افروز در بخشی از روایت خود از داستان شاه اسماعیل و گلزار خانم ضمن شرح این موضوع که خواجه رشید، گلزار خانم را به روم برده است، از زبان شاه اسماعیل چنین می‌گوید: «اگر ظلمت بشه به شب سیاهی، می‌آرمش. اگر ستاره بشه به کهکشان و فلک، باز هم می‌آرمش. اگر ماهی بشه در قعر دریا به ذات پاک پروردگار عالم باز هم می‌آرمش» (ص 142). این سخنان، بی‌هیچ گمانی از داستان رستم و سهراب اقتباس شده است. سهراب در واپسین دم حیات خود به رستم چنین می‌گوید:

کنون گر تو در آب ماهی شوی/ و گرچه چون شب اندر سیاهی شوی

وگر چون ستاره شوی در سپهر/ ببری ز روی زمین پاک مهر

بخواهد هم از تو پدر کین من/ چو داند که خاک‌ست بالین من

(فردوسی، 2/186).

در بخشی از روایت محمدحسین یگانه از داستان مذکور، شاه اسماعیل با یک جنگجوی عرب مصاف می‌کند که کلاهخود بر سر دارد. وقتی شاه اسماعیل کلاهخود را از سر حریف برمی‌دارد، می‌بیند که «جنگجو، دختری است مثل قرص قمر» (ص 207). این موتیف نیز متأثر از داستان سهراب و گرد‌آفرید است.

بسیاری از اشعار، جمله‌ها و گزاره‌های قالبی به‌کار‌رفته در روایت‌های خنیاگران خراسانی نیز اقتباسی از داستان‌های فارسی است مانند: «خوش آمدی که خوشم آمد ز آمدنت» (ص 164). عین این جمله در بسیاری از داستان‌های ادب عامه فارسی آمده است برای نمونه می‌توان به این داستان‌ها اشاره کرد: شیرزاد و شمسه‌بانو؛ شاهزاده مهر پسر پادشاه مشرق؛ جهان‌افروز دختر پادشاه چین (نک‍ : جامع الحکایات، 189، 220، 293).

کتاب امتیازاتی دیگر نیز دارد که از نقل آنها در‌می‌گذرم. اما به مصداق اینکه «هر‌جا گل است، خار هم هست»، متأسفانه برخی نادرستی‌ها و اشتباهات جزئی در کتاب راه یافته است که به چند مورد آن اشاره می‌شود:

1. کتاب «عالم‌آرای عباسی» تألیف اسکندر بیگ ترکمان را «تاریخ حکومت شاه اسماعیل» معرفی کرده‌اند (ص 77). این کتاب همچنان که از عنوان آن مشخص است، تاریخ حکومت شاه عباس بوده اما زندگی پادشاهان پیش از او را نیز به اختصار نقل 

کرده است.

2. در موضعی از کتاب نوشته‌اند: در شاهنامۀ فردوسی، بانو‌گشسب، دختر رستم... قسم خورده است با مردی ازدواج کند که بتواند او را شکست دهد» (ص 88؛ نیز نک‍ : ص 95 که آمده است «در شاهنامه، گیو عروس آینده‌اش را در هنگام شکار پیدا می‌کند»). در شاهنامه داستان گیو و بانوگشسب نیامده است. همان‌گونه که خود نویسندگان ارجمند نوشته‌اند (ص 88) داستان بانوگشسب در منظومه‌ای کوتاه و مستقل نقل شده است.

3. در ص 69 ضمن توضیح فعالیت‌های روشن گل‌افروز در دهۀ اول محرم، آمده است که روشن در تعزیه نقش شهادت‌خوان در شهادت حضرت علی‌اکبر بازی می‌کند. در تعزیه اصطلاحات «نقش» و «نقش بازی‌کردن» به کار نمی‌رود، بلکه اصطلاحات «شبیه» و «شبیه‌سازی» را به کار می‌برند.

در پایان این یادداشت کوتاه، ذکر دو نکته ضروری است: نخست اینکه طرح نکات بالا، به‌هیچ‌وجه از ارزش‌های والای کتاب و بررسی‌های دقیق نویسندگان نمی‌کاهد. و دوم، نگارنده امیدوار است روش پژوهشگران در بررسی و اجرای «شاه اسماعیل و سه همسرش» مورد توجه پژوهشگران جوان حوزه فولکلور و به‌ویژه عرصه موسیقی نواحی قرار گیرد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.