ترامپ صلحطلب یا جنگطلب؟
مجلس سنا قرار بود طرحی را تصویب کند که طبق آن، ترامپ حق هیچ عملیات نظامی علیه ایران را ندارد مگر اینکه پیشتر مجوز مربوطه را از کنگره بگیرد. ترامپ از این قضیه ناراحت شده و آن را کمک به دشمن دانسته بود. او گفته کارش دشوارتر شده، اما به هر طریقی آن را انجام میدهد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مجلس سنا قرار بود طرحی را تصویب کند که طبق آن، ترامپ حق هیچ عملیات نظامی علیه ایران را ندارد مگر اینکه پیشتر مجوز مربوطه را از کنگره بگیرد. ترامپ از این قضیه ناراحت شده و آن را کمک به دشمن دانسته بود. او گفته کارش دشوارتر شده، اما به هر طریقی آن را انجام میدهد. در نهایت هم مجلس سنای آمریکا برای دهمین بار، طرح محدودکردن اختیارات جنگی رئیسجمهور این کشور علیه ایران را رد کرد. ترامپ بهمثابه رئیس دولت آمریکا، منویات خاص خود را دارد و بعضا ممکن است اختلافنظرهای زیادی با نهادهایی مثل سنا و کنگره پیدا کند؛ حال آنکه همگی همچون عناصری از یک کلیت به نام «حاکمیت آمریکا» هستند. آیا درباره اختلاف سنا و ترامپ میتوان مثلا نهاد سنا را ضدجنگ و نهاد ریاستجمهوری را جنگطلب معرفی کرد؟ به نظر نمیرسد چنین باشد. فوکو، اندیشمند بزرگ معاصر، معتقد است در افق پدیدارشدن کردارهای حکومتی، باید قائل به ترسیم چیزی باشیم که هم به منزله اصل و هم به عنوان هدف کردارهای «معقول» حکومتی محسوب شود. این یعنی هم بنیاد و هم غایت آن کردارها باشد. این «چیز» همانا دولت است. در حاکمیت دموکراتیک، اساسا دولت همچون غایت (تلوس) ویژهای است که باید با کاربست عقلانیت، تلازم پیدا کند. دولت (و کسی که در رأس آن است) هم بنیاد عقلانیت است و هم هدف استراتژیک آن. بنابراین مصلحت دولت در مقام عقلانیت، چهبسا شیوهای از اندیشیدن و محاسبهگری است و به این اعتبار نیز «دولت» همانا ایدهای همراستا با تنظیمگری (رگولاتوری) است. فوکو در ایده تکنولوژی سیاسی تلاش میکند به همین قضایا بپردازد. او بین تکنولوژیهای قدرت و تکنیکهای قدرت فرق گذاشته و آنها را از حیث تاریخمندی بر هم منطبق نمیداند. به تعبیر او، سه مکانیسم قدرت با نامهای «حاکمیتی»، «انضباطی» و «امنیتی» داریم. اکنون تکنولوژی قدرت را باید ترکیبی از مکانیسمهای قدرت دانست که رابطهای نظاممند با یکدیگر دارند. در قضیه ترامپ و سنای آمریکا، ما با نظامی از مکانیسمهای قدرت مواجه هستیم که طی آن یک مکانیسم قدرت میتواند تفوق استراتژیک پیدا کرده و از سایر مکانیسمها استفاده تاکتیکی کند. آنچه اکنون مایه دلخوری ترامپ شده، احتمالا میزان و نسبت بهکارگیری هرکدام از این عناصر در راهبرد مقابله با ایران است. ترامپ به عنوان رئیسجمهور آمریکا، به ایران حمله کرد. سپس وارد یک دوره آتشبس شد و فعلا یادداشت تفاهمی میان دو کشور به امضا رسیده است. اگر همه چیز در این جنگ بهطور عالی و به نفع ترامپ پیش میرفت، آیا چنین محدودیتهایی هم مطرح میشد؟ نمیتوان پاسخ دقیقی به این پرسش داد، اما باید توجه کرد ممکن است یک مکانیسم قدرت بنا بر هر دلیلی از رجحان بالاتر یا پایینتری برخوردار شود. اگر یک مکانیسم قدرت در برابر هزینههای اقتصادی و سیاسی اعمال قدرت (به واسطه شیوه مقتضی آن مکانیسم) به شکل مطلوبی پیش نرود، آنگاه برتری خود را از دست میدهد. مثلا ترامپ با استفاده از زور عریان، به یک کشور مستقل به نام ایران حمله کرد و آنگاه معضلات و اختلالات بزرگی در عرصههایی همچون حملونقل دریایی و صادرات و واردات و حتی کشاورزی و غذا در تعداد زیادی از کشورهای دور و نزدیک پدید آمد. کشورهای خلیج فارس بزرگترین صادرکننده منطقهای اوره و آمونیاک (هر دو مبتنی بر نیتروژن) و دومین صادرکننده بزرگ منطقهای کودهای فسفاته بودهاند که هر دو در وضعیت تولید کشاورزی و غذا مؤثر هستند. اینجا فوکو مفهومی به نام «نیرو» را مطرح میکند. او اشاره میکند نیرو همانا تمامی ابزارهای مادی و قابلیتها و تواناییهای ملموسی است که یک دولت در مناسباتش با دولتهای دیگر در اختیار دارد. بهطور مشخص، اینجا پای محاسبه و حفط نسبتهای خاص میان نیروها مطرح است. حکومتها در سطح داخلی خود از سامانه پلیس و در سطح خارجی از سامانههای دیپلماتیک و نظامی-ارتشی بهره میگیرند. فوکو به نقل از کلاوزویتس (که یک ژنرال پروسی بود) بیان میکند جنگ چیزی جز ادامه سیاست با ابزارهای دیگر نیست؛ چراکه جنگ در واقع همان هدفی را دنبال میکند که دیپلماسی در پی آن است. متن کامل جمله کلاوزویتس این است: جنگ صرفا یک عمل سیاسی نیست، بلکه ابزار حقیقی سیاست است؛ ادامه ارتباطات و مراودات سیاسی که با ابزار دیگری پیگیری میشود. باید دانست ترامپ و سنای آمریکا هدفی جز اقتدار کشورشان ندارند، اما این هدف را با «ابزار»ها، روشها و متدهای خاص خود دنبال میکنند. نباید فرض کرد سنای آمریکا جنگطلب نیست و ترامپ جنگطلب است. چهبسا ترامپ در مقطعی صلحطلبتر از هر نهاد دیگری باشد. مثلا در حالی که آمریکا بزرگترین، عالیترین و مجهزترین ارتش دنیا را در اختیار دارد، در تقابل نظامی با ایران کاری از پیش نبرد و طرفین به صلح رضایت دادند. ترامپ در این میان مجبور به اعطای امتیازات شد تا این صلح شکل بگیرد. بااینحال، این به آن معنا نیست که ترامپ صلحطلب است. او برای منافع کشورش حاضر به قبول صلح شده، وگرنه چند ماه قبل به خاطر همین منافع وارد جنگ شد. سنا یا کنگره یا هر مرجع دیگر هم بر همین مبنا تصمیم میگیرد. قرار نیست هژمونی یک کشور همواره به یک طریق ثابت و همیشگی صورتبندی شود؛ گاهی ممکن است از طریق جنگ و گاهی از طریق صلح حاصل میآید. به تعبیر فوکو، قدرت را باید چونان استراتژی در نظر گرفت که مستلزم ترتیبات، نهادها، مانورها، تاکتیکها، تکنیکها و عملکردهای متنوعی است. اکنون دو نهاد قدرت در آمریکا (یعنی ریاستجمهوری و سنا) با توسل به این استراتژیهای گوناگون، تلاش در اندراج و تثبیت قدرت دارند. قدرت به تعبیر فوکو باید «اعمال» شود، نه اینکه «تصاحب» شود. این ابزارهای اعمال نیز حسب مورد میتواند متفاوت باشد. ترامپ جنگطلب یا صلحطلب نیست؛ او خواستار اعمال و تقویت هژمونی کشورش است.