روزهای غبارآلود آینده بر فراز صلحی شکننده
در نیمهشب دوشنبه ۱۸ خرداد زمانی که بسیاری از مردم در خواب بودند، بار دیگر آژیرهای خطر و تیترهای رسانهای با اعلام حمله به اهدافی در ایران از سوی اسرائیل و همچنین پرتاب موشکهایی از سمت ایران، خط بطلانی بر آتشبس شکننده کشید. از اینرو جنگ خاموش یا آتشبس اعلامشده وارد فاز تازهای از چرخه تقابل شد. در این میان، بنا بر نقلقولها، ترامپ در تماسی با نتانیاهو خواستار تعویق یا محدودکردن واکنش تلافیجویانه شد تا فرصت دیپلماسی فعلا از دست نرود. بر این باورم درگیری چندساعته دوشنبه، نه پیشدرآمدی بر یک جنگ سراسری و ویرانگر، بلکه بازگشت خونین و محاسبهشده به فاز سیاست اجبار بود؛ سیاستی در مهار تنشی کنترلشده که بازیگران در عرصه بینالملل و منطقه در حال حاضر بیشتر از هر چیزی به دنبال آن هستند، نه جنگی مانند صد روز پیش.
رضا فضلعلی . دکترای علوم سیاسی (مسائل ایران) و عضو مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه
در نیمهشب دوشنبه ۱۸ خرداد زمانی که بسیاری از مردم در خواب بودند، بار دیگر آژیرهای خطر و تیترهای رسانهای با اعلام حمله به اهدافی در ایران از سوی اسرائیل و همچنین پرتاب موشکهایی از سمت ایران، خط بطلانی بر آتشبس شکننده کشید. از اینرو جنگ خاموش یا آتشبس اعلامشده وارد فاز تازهای از چرخه تقابل شد. در این میان، بنا بر نقلقولها، ترامپ در تماسی با نتانیاهو خواستار تعویق یا محدودکردن واکنش تلافیجویانه شد تا فرصت دیپلماسی فعلا از دست نرود. بر این باورم درگیری چندساعته دوشنبه، نه پیشدرآمدی بر یک جنگ سراسری و ویرانگر، بلکه بازگشت خونین و محاسبهشده به فاز سیاست اجبار بود؛ سیاستی در مهار تنشی کنترلشده که بازیگران در عرصه بینالملل و منطقه در حال حاضر بیشتر از هر چیزی به دنبال آن هستند، نه جنگی مانند صد روز پیش.
امروزه در جهان آشوبزده، اغلب دولتها بازیگرانی عقلانی هستند و منافع و بقای خود را در موازنه قوا میدانند. به همین علت، آنچه در سقوط هلیکوپتر آپاچی در تنگه هرمز اتفاق افتاد و شکل پاسخ روز سهشنبه ترامپ به مناطقی در ایران، صرفا بهمنزله یک شلیک هشدارآمیز بود؛ بهطوری که روز سهشنبه معاون ریاستجمهوری جیدی ونس، بدون اشاره به این درگیری در مصاحبهای نوید توافق را در چند روز یا چند هفته یا ماههای آینده اعلام کرد. همچنین درگیری روز دوشنبه پیامی با ابزار نظامی بود که به باور من کاملا عمدی و سنجیده در جهت جلوگیری و ممانعت از گسترش جنگ به یک درگیری سراسری بود. درواقع طرفین با تواناییهای نظامی خود، در حال «گفتوگو» با یکدیگر بودند تا در یک موازنه تعریفنشده در جهت جلوگیری از گسترش جنگ، نشان دهند توانایی واردکردن صدمات جبرانناپذیر به زیرساختهای حیاتی و خطوط قرمز یکدیگر را دارند.
شواهد موجود در چالشهای قیمت نفت، آغاز بازگشایی بورسهای جهانی و احتمالا آرامش نسبی در تنگه هرمز باعث شد تا کاخ سفید مخالف حمله اسرائیل باشد، نه صرفا در تضاد با رفتار اسرائیل. برای ترامپی که قبل و بعد از به قدرت رسیدن، اقتدار و مشروعیت خود را در شعارهایی بر توانمندی مهار تورم، رکود و امنیت عنوان میکند، فراموش نکردهایم؛ زیرا به دنبال درگیری مجدد، بدون تردید در زنجیره تأمین انرژی و بسیاری از اقلام دیگر در جهان اختلال پیش خواهد آمد. از این جهت، او باید علاوه بر ساختارهای جهانی، به مردم خودش نیز پاسخگو باشد. واکنش اقتصاد داخلی ایران به رویدادهای دوشنبه، در کوچه و بازارهای سبزهمیدان و چهارراه استانبول نشانه روشنی از این تقابل بود. در اولین ساعات، چند تومانی قیمت ارزها تغییر کرد، ولی با بازشدن بازارها و گذشت چند ساعت، دیگر مثل سابق سرمایههای خرد و کلان برای خرید هجوم نیاوردند و بازار و جامعه ایران آشفتگی روانی نداشت. بهجز در چند ساعت اولیه، دیگر صفی در پمپبنزینها ندیدیم، در فروشگاهها نیز ازدحامی برای خرید از ترس جنگ دیده نشد. پس از شکستهشدن آتشبس، در اسرائیل مدارس تعطیل شد، در ایران نیز تابلوهای فرودگاه امام خمینی و مهرآباد کلمه «لغو شد» را به نمایش گذاشتند. این شوکها نیز مانند بازار که قیمتها با ثباتی نسبی آرام شد، کمتر از 24 ساعت با بازگشایی مجدد حریم هوایی و عادیشدن پروازها تخلیه شد. اما در این بین، گسست عمیقی بین مردم و فضای مجازی و رسانهها آشکارتر شد. آنها به جای روایتهای واقعی، تبدیل به ماشینهای تولید بحران و جلب نظر تأمینکنندههای مالی خود شدند و تبادل آتش کنترلشده را به آغاز جنگی آخرالزمانی تعبیر کردند. تاریخ نشان داده الگوی رفتاری فعلی، شباهت زیادی به بحران دوران جنگ سرد دارد؛ آمریکا و شوروی بدون اینکه رودرروی یکدیگر قرار بگیرند، از طریق نشاندادن قدرت محدود نظامی خود، اراده در حفظ خطوط قرمزشان را به رخ یکدیگر میکشیدند و از آن جلوتر نمیرفتند.
از منظر علوم سیاسی، پیشبینی آینده غیرعلمی و نوعی مردمفریبی است؛ اما بر مبنای دادهها و شواهد موجود، خاورمیانه حداقل تا چند ماه آینده در تعادل فرسایشی، به دلیل اینکه هزینه نظم فعلی ناپایدار از ورود به درگیری همچون گذشته کمتر است، نه صلح پایدار و نه فروپاشی آنچنانی را تجربه خواهد کرد؛ زیرا اولویت اصلی، اعلام پیروزی (درست یا نادرست) و مشروعیتدادن طرفین در صحنه داخلی و بینالمللی است. هیچکدام از نظر امنیتی حداقل تا به امروز فعلا به دنبال درگیری نظامی مانند چند ماه قبلی نیستند؛ مگر بازیگران تحت تأثیر خطای محاسباتی تلافیجویانه حرکتی غیرعقلانی انجام دهند. بااینحال، اثرات این چالش در کوتاهمدت در افزایش هزینههای کشتیرانی، باربری و بیمه خطرات جنگ در منطقه خواهد بود. نتیجه آن نیز در افزایش قیمتها برای مصرفکننده نمایانتر خواهد شد. احتمالا درگیری فعلی به یک جنگ فرسایشی ضعیف تبدیل میشود. همانگونه که گفتیم، ترامپ به دنبال فشارهای بینالمللی و منطقهای، در جهت افزایش تنش نخواهد رفت و اقتصاد ایران نیز بدون تردید مشکلاتی را تجربه خواهد کرد. در نتیجه، طرفین به این درک رسیدهاند که برای کاهش هزینههای جنگ، حفظ این موازنه در جهت بازدارندگی از درگیری ارجحیت دارد.
از این منظر، دولتها برای حفظ و تضمین بقا در حالی که به دنبال افزایش قدرت نظامی خواهند رفت، به این واقعیت هم رسیدهاند که جنگ، قبل از نابودی دشمن، میتواند اقتدار و امنیت اقتصادی و سرزمینی خودشان را در معرض خطر قرار دهد. از اینرو در میدانی تعادلی همراه با نگرانی، فعلا ادامه مسیر خواهند داد. بنابراین تعامل و ارتباط عقلانی با حفظ هویت و منافع ملی و جمعی برای همگان باید اولویت باشد.