|

تنگه هرمز و اولویت ذاتی حفاظت از تمامیت ارضی ایران

در هفته‌های اخیر آبراه تنگه هرمز، شاه‌بیت غالب اخبار، گفت‌وگوها و تحلیل‌های سیاسی جهان شده است، آبراهی که پنج سده پس از آزادسازی توسط شاه‌عباس و سردار دلاور گرجی، امام قلی‌خان، امروز یکی از کلیدی‌ترین، حساس‌ترین و پرچالش‌ترین نقطه‌های جغرافیای سیاسی- نظامی جهان محسوب می‌شود.

  در هفته‌های اخیر آبراه تنگه هرمز، شاه‌بیت غالب اخبار، گفت‌وگوها و تحلیل‌های سیاسی جهان شده است، آبراهی که پنج سده پس از آزادسازی توسط شاه‌عباس و سردار دلاور گرجی، امام قلی‌خان، امروز یکی از کلیدی‌ترین، حساس‌ترین و پرچالش‌ترین نقطه‌های جغرافیای سیاسی- نظامی جهان محسوب می‌شود.

آنچه نباید از نظر دور داشت، نقشی است که جزیره‌های پیرامون تنگه هرمز در هژمونی ایران بر این تنگه ایفا می‌کنند و ژرف‌اندیشی در پیشینه و جایگاه تاریخی آنها، توسط تحلیلگران سیاسی، نظامی، حقوقی و ژئوپلیتیک ایران، ضرورتی است انکارناپذیر. جزیره‌های ایرانی درون تنگه هرمز عبارت‌اند از: هرمز، لارک، قشم و هنگام و جزیره‌های دورتر مشرف به تنگه عبارت‌اند از: بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک که پشت سر این سه جزیره هم جزیره‌های فارور بزرگ و فارور کوچک و سیری (سری یا راز) قرار دارند، جملگی چونان دژهای مستحکم دریایی یا ناوهای رزمی ثابت. جزیره هرمز که به عنوان مهم‌ترین جزیره و قلب خلیج فارس محسوب می‌شد، در سال ۱۵۰۷م و در زمان پادشاهی شاه اسماعیل یکم توسط ارتش پرتغال اشغال شد و در ۴ می‌ ۱۶۲۲م یعنی پس از ۱۱۵ سال اشغال به همراه قشم، کیش، بندر گمبرون (بندرعباس) و بحرین توسط شاه‌عباس و سردار میهن‌پرست گرجی ارتش ایران، امام‌ قلی‌خان (فرزند الله‌وردی‌خان، سازنده سی‌وسه پل اصفهان) از اشغال پرتغال آزاد شدند و به خاک پاک ایران بازگشتند. نکته جالب اینکه جزیره ماکائوی چین هم 50 سال پس از اشغال هرمز، در سال 1557م توسط پرتغال اشغال شد ولی دولت چین پس از 442 سال توانست آن را در سال 1999م از اشغال پرتغال خارج و به خاک خود ضمیمه کند. ‌آلبوکرک (پرتغالی) اعتقاد داشت هر کشوری که سه نقطه مالاگای اسپانیا (مشرف به تنگه جبل‌الطارق)، عدن یمن (مشرف به تنگه باب‌المندب) و هرمز ایران (مشرف به تنگه هرمز) را در اختیار داشته باشد، بر تجارت دنیا حاکم خواهد بود. 

‌ایران تا سال 1820‌ پرچم‌دار تمام خلیج فارس و دریای عمان و بحر فارس (مکران) بود. در عهدنامه مجمل ۱۸۰۹‌ و عهدنامه مفصل ۱۸۱۲‌، حاکمیت ایران بر کل خلیج فارس به رسمیت شناخته شد در حالی که انگلیس خود به عنوان ابرقدرت نوین استعماری جهان جانشین استعمار پرتغال می‌شد. بریتانیا، جزیره بحرین را دگربار در ۱۸۲۰‌ و دوره فتحعلی‌شاه قاجار اشغال کرد و دیگر جزیره‌های ایرانی خلیج فارس ازجمله بوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، آریایی و زرکوه و ارزنه را نیز در ۱۹۰۳‌ و دوره مظفرالدین‌شاه قاجار اشغال کرد و هم‌زمان دامنه اشغالگری خود را بر جزیره قشم و بندر باسعیدو و جزیره هنگام (که تحت ادعای شیخ مسقط عمان هم بود‌) و جزیره لاوان (با نام پیشین شیخ شعیب) نیز گسترش داد.

اشغال جزیره‌های ایرانی، همواره توسط دولت‌های ایران حتی در دوران قاجار با اعتراض‌های مکرر همراه بود که نامه‌های اعتراضی شاهان قاجار بابت اشغال جزیره‌های بوموسی و تنب‌ها و بحرین در مجموعه اسناد وزارت خارجه، شاهدی است بر این مدعا.

در دوره رضاشاه، ارتش ملی ایران از سال ۱۹۲۸‌ (1307‌)، شروع به تلاش برای بازپس‌گیری جزیره‌های ایرانی اشغال‌شده کرد و با پایمردی و جان‌فشانی ارتشیان شجاع نیروی دریایی ملی ایران به فرماندهی دریادار بایندر موفق به پایین‌کشیدن پرچم بریتانیا و برافراشتن پرچم ملی سه‌رنگ ایران بر جزیره‌ها و بندرهای آزادشده ایرانی هنگام، قشم و لاوان (شیخ شعیب) شد که این روند تا سال 1933‌(1312‌) و آزادسازی بندر باسعیدو از اشغال بریتانیا توسط ناو سروان فزونی فرمانده ناوپلنگ ادامه یافت.

روند آزادسازی جزیره‌های اشغال‌شده ایرانی خلیج فارس پس از آن هم ادامه یافت و جزیره سیری که تا سال ۱۹۶۲‌ (۱۳۴۱‌) تحت اشغال پادشاهی بریتانیا بود، از اشغال بریتانیا خارج شد و به مام میهن بازگشت.

البته طبق سندهای تاریخی، جزیره بحرین که در ۱۸۲۰‌ و دوره فتحعلی‌شاه قاجار توسط بریتانیا اشغال شده بود، طبق متن بیانیه استقلال بحرین در ۱۹۷۱‌ از بریتانیا و نه از ایران اعلام استقلال کرد، در حالی که بسیاری از حقوق‌دانان، جدایی بحرین به عنوان بخشی از تمامیت ارضی ایران را غیرقانونی می‌دانند، چون برای جدایی بحرین نه لایحه‌ای از دولت، نه طرحی از مجلس و نه توشیحی از شاه امضا نشد. جزیره‌های تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی هم با جان‌فشانی سه شهید، ناوسروان رضا سوزنچی، مهناوی حبیب سولکی‌کهریزی و ناوی آیت‌الله خانی، در ۹ آذر ۱۳۵۰ (۳۰ نوامبر ۱۹۷۱‌) و یک روز پیش از خروج بریتانیا از خلیج فارس، توسط نیروی دریایی ارتش ملی ایران از اشغال بریتانیا خارج شدند و به خاک پاک ایران بازگشتند‌.

انعقاد قرارداد 1975‌ الجزایر هم مالکیت و حاکمیت ایران بر نیمه شرقی اروندرود را رسمیت بخشید؛ قراردادی که بهانه تجاوز عراق به ایران و تحمیل جنگ هشت‌ساله به کشورمان شد. در 16 جولای 1972‌ (25 تیر 1351‌)، پس از درخواست کمک سلطان قابوس، پادشاه عمان از دولت ایران برای سرکوب تجزیه‌طلبان کمونیست ظفار، ارتش ملی ایران مقتدرانه در جنگ ظفار شرکت کرد و در سال 1975‌ توانست پادشاهی عمان را از خطر نابودی و تجزیه توسط شورشیان چپ کمونیست ظفار نجات دهد.

گفته شده برنامه دولت ایران این بود‌ پس از بوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک، جزیره‌های آریایی، زرکوه و ارزنه را هم از اشغال امارات خارج کند و به خاک ایران بازگرداند و نیز آن سوی تنگه هرمز شامل شهرهای خصب و کمزار شبه‌جزیره مسندام عمان که اتفاقا از جمعیت لرهای ایرانی‌تبار کمزاری برخوردار است را با چراغ سبز عمان به پاس قدرشناسی از نجات دولت عمان از شورش ظفار، به ایران ضمیمه کند که این مهم اجرائی نشد ولی امروز به شکلی دیگر با احیای حاکمیت تاریخی ایران بر آبراه تنگه هرمز و با مشارکت عمان در حال پیگیری است. فراموش نباید کرد که تمامیت ارضی، اشغال سرزمینی و آزادسازی سرزمینی، میراثی است همیشگی برای آیندگان، همان‌گونه که جدایی شوم ۱۷ شهر قفقاز از ایران در قراردادهای ۱۸۱۳‌ گلستان و ۱۸۲۸‌ ترکمانچای از جمله شهرهای بادکوبه، گنجه، دربند، تفلیس، زنگه‌زور و ایغدیر (اشغال‌شده در ترکمانچای در 1828 که با پیمان شوم قارص 1921‌ از سوی روس‌ها به ترکیه واگذار شد و امروز در ایران کسی از آن نام نمی‌برد و یادی از آن نمی‌کند).

فرجام سخن

خون پاک صدها هزار شهید، جاویداثر، جانباز، آزاده، مجروح و شیمیایی فداکار پاک‌نهاد ایرانی و میلیون‌ها خانواده داغدار جان‌برکفان هشت سال دفاع مقدس اثبات کرده‌اند‌ دفاع و جان‌فشانی از تمامیت ارضی حدود مرزهای آب و خاک ایران، فراتر از وظیفه ذاتی هر نظام مستقر، یک خویش‌کاری ملی و تاریخی است و همان‌طور که مسئولان دیپلماتیک جمهوری اسلامی در برابر ادعاهای بی‌اساس کشورهای عرب، به درستی، بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک بازگشته به کشور در ۱۹۷۱‌ را تمامیت ارضی خدشه‌ناپذیر ایران اعلام می‌کنند و در مالکیت ایران بر نیمه شرقی اروندرود و مرزهای خشکی خوزستان، به قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر اتکا می‌کنند، امروزه هم دفاع از وجب به وجب تمامیت ارضی دریایی و خشکی ایران چه در کاسپین، چه در زنگه‌زور و 17 شهر اشغالی ایرانی قفقاز، چه در هویت ایرانی و نام خلیج فارس و چه در احیای هژمونی تاریخی ایران بر تنگه هرمز و جزیره‌های پیرامونی آن، وظیفه‌ای ملی، میهنی، فراجناحی و همیشگی هر ایرانی باشرافتی است با هر گرایش و عقیده و مرام سیاسی.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.