|

طبقه متوسط «شکست» را نمی‌پذیرد

ترس اینکه هر‌چه می‌خوریم ماه دیگر نتوانیم بخریم، اینکه داروهایمان با این قیمت کلان را در آینده می‌توانیم تهیه کنیم، شهریه مهدکودک یا مدرسه چقدر گران‌تر می‌شود و...‌ بخشی از زندگی افرا در جامعه اکنون است. مطهره خردمندان در اقتصادنیوز گفت‌وگویی با عباس نعیمی‌جورشری، مدیرگروه جامعه‌شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران انجام داده که درباره وضعیت مالی طبقه متوسط و تأثیر آن در زندگی آنان است. به بخش‌هایی از این گفت‌وگو در ادامه اشاره می‌شود.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

ترس اینکه هر‌چه می‌خوریم ماه دیگر نتوانیم بخریم، اینکه داروهایمان با این قیمت کلان را در آینده می‌توانیم تهیه کنیم، شهریه مهدکودک یا مدرسه چقدر گران‌تر می‌شود و...‌ بخشی از زندگی افرا در جامعه اکنون است. مطهره خردمندان در اقتصادنیوز گفت‌وگویی با عباس نعیمی‌جورشری، مدیرگروه جامعه‌شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران انجام داده که درباره وضعیت مالی طبقه متوسط و تأثیر آن در زندگی آنان است. به بخش‌هایی از این گفت‌وگو در ادامه اشاره می‌شود.

این جامعه‌شناس به کاهش تعداد افراد طبقه متوسط و حذف برخی از شاخص‌های زندگی آنها مثل کلاس‌های ورزشی و آموزشی، سفر، سبد فرهنگی و... به نفع هزینه‌های روزمره زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید: «کاهش توان اقتصادی طبقه متوسط و حذف تدریجی این مؤلفه‌ها، نشانه‌ای از فروپاشی سبک زندگی و تضعیف یکی از مهم‌ترین پایه‌های بازتولید اجتماعی این طبقه است. توجه کنیم که از منظر جامعه‌شناسی، طبقه متوسط فقط با سطح درآمد تعریف نمی‌شود، بلکه با مجموعه‌ای از منابع فرهنگی، نمادین و سبک زیست شناخته می‌شود. وقتی این عناصر حذف می‌شوند، طبقه متوسط نه‌فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر هویتی و روانی نیز دچار فرسایش می‌شود. به‌ویژه در شهرهای بزرگ، طبقه متوسط ممکن است از منظر درآمدی، سکونت و مصرف شباهت‌هایی با الگوهای زندگی طبقه فقیر پیدا کند».

این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: «چند پیامد روانی می‌توان برای آن برشمرد؛ نخستین پیامد، شکل‌گیری اضطراب مزمن و احساس ناامنی وجودی است. طبقه متوسط معمولا خود را بر پایه‌ پیش‌بینی‌پذیری زندگی، امکان برنامه‌ریزی و امید به ارتقای نسلی بازتولید می‌کند. وقتی درآمدها صرف هزینه‌های ضروری می‌شود و امکان سرمایه‌گذاری روی آینده، فرزندان یا حتی فراغت از بین می‌رود، احساس بی‌ثباتی و بی‌افقی افزایش می‌یابد. این وضعیت می‌تواند به فرسودگی روانی، احساس شکست، شرم اجتماعی و کاهش عزت‌ نفس بینجامد. یا مثلا حذف فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی، به معنای حذف بخش مهمی از تسکین‌های روانی و فرصت‌های بازسازی انرژی ذهنی است. در نتیجه، تنش‌های روزمره انباشته می‌شوند و فرد در چرخه‌ای از کار، هزینه و نگرانی قرار می‌گیرد؛ چرخه‌ای که به کاهش امید اجتماعی و افزایش احساس عقب‌ماندگی منجر می‌شود».

نعیمی‌جورشری تأکید می‌کند: «‌از نظر جامعه‌شناسی سیاسی، من معتقدم‌ طبقه متوسط، طبقه‌ای است که «شکست» را به‌عنوان بخشی از چرخه طبیعی زندگی نمی‌پذیرد، بلکه آن را به‌عنوان یک «اجحاف» درک خواهد کرد. وقتی این طبقه احساس کند که «رشد» برای او غیرممکن شده و تنها مسیرش «سقوط» است، دیگر از قواعد فعلی برای حفظ نظم پیروی نمی‌کند». او در بخش دیگری از سخنانش می‌گوید: «از نگاه من که نگاه ساختاری دارم، پیامدهای اجتماعی حتی وسیع‌تر و مبنایی هستند. از منظر اجتماعی، این فرایند موجب اختلال در بازتولید طبقه متوسط می‌شود، امکان انتقال مزیت‌های طبقاتی به نسل بعد کاهش می‌یابد و فاصله‌ طبقه متوسط با طبقات بالا بیشتر و با طبقات پایین مبهم‌تر می‌شود یا در آن فرو می‌رود. از سوی دیگر، حذف این مؤلفه‌ها به تضعیف هویت طبقاتی می‌انجامد. این وضعیت، به‌ویژه در نسل‌های جدید، می‌تواند به احساس بی‌جایگاهی اجتماعی منجر شود و به نظرم تا حدی شده است».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.