مقدونیه شمالی، اروپای مناطق محروم
وقتی وارد اسکوپیه، پایتخت مقدونیه شمالی در سال 2026 شدیم با نکته جالبی روبهرو شدیم. این کشور عملا تاکسی اینترنتی ندارد؛ هیچ سرویس بینالمللی مثل اوبر یا بولت فعال نیست و اپهای محلی موجود هم صرفا همان تاکسی تلفنی سنتیاند که سالها پیش در ایران منسوخ شد
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی مرسلی: وقتی وارد اسکوپیه، پایتخت مقدونیه شمالی در سال 2026 شدیم با نکته جالبی روبهرو شدیم. این کشور عملا تاکسی اینترنتی ندارد؛ هیچ سرویس بینالمللی مثل اوبر یا بولت فعال نیست و اپهای محلی موجود هم صرفا همان تاکسی تلفنی سنتیاند که سالها پیش در ایران منسوخ شد. دلایل این وضعیت چندلایه است. بازار داخلی با جمعیت اندک برای شرکتهای بزرگ توجیه اقتصادی ندارد، اما مهمتر از آن، صنف تاکسیداران سنتی در سراسر بالکان از نفوذ سیاسی قابل توجهی برخوردار است. این نفوذ در قالب قوانین محدودکننده و فشار سازمانیافته، ورود بازیگران جدید را عملا ناممکن کرده است. نتیجه آن است که اوبر هرگز وارد این بازار نشده، بولت تازه در حال بررسی ورود است و تاکسی بیسیم سنتی همچنان سیستم غالب باقی مانده است. اما تصویر کاملتر میشود وقتی بدانیم مقدونیه شمالی از سال ۲۰۰۵ کاندیدای عضویت در اتحادیه اروپاست، اکثریت مردمش مسیحیاند و برخلاف همسایگان بالکانیاش، در جنگهای دهه 90 درگیر نشد؛ در واقع تنها جمهوری سابق یوگسلاوی بود که از طریق رفراندوم و بدون هیچ درگیری نظامی به استقلال رسید. پس ریشه این عقبماندگی سیستماتیک و فساد اداری فراگیر را نمیتوان به انزوا از غرب یا دوری از دنیای آزاد نسبت داد. علل دیگری در کار است. این مقایسه وقتی معنادارتر میشود که به ایران نگاه کنیم؛ کشوری با اینترنت محدود، تحریمهای بینالمللی گسترده، خودتحریمی، ناکارآمدی سیستماتیک اداری، درگیر سه جنگ واقعی در چهار دهه گذشته، اقتصادی تحت فشار، خشکسالی، حوادث طبیعی و... . با این همه، تا همین امروز زیرساختهای تکنولوژیک قابل توجهی در آن شکل گرفته است؛ تاکسیهای اینترنتی، فروشگاههای آنلاین، اپلیکیشنهایی از رژیم غذایی تا سرویس تعمیرات، پیامرسانهای داخلی، دولت الکترونیک و... .
صرفنظر از کیفیت یا کارآمدی هرکدام از این موارد، این دستاوردها در چنین شرایط دشوار و غیرعادیای که بودیم و هستیم، بسیار چشمگیر هستند و دقیقا به همین دلیل تأسفبارند؛ چون نشان میدهند در غیاب این موانع طاقتفرسا، چه پتانسیل عظیمی میتوانست نیروی رانش ایران در دنیای فناوری باشد و چه سرمایه و انرژیای هر روز هدر میرود و عمر چه استعدادهایی در این سرزمین تباه میشود.