خانه بهعنوان برساختهای فرهنگی
خانه اگرچه مفهومی بسیار آشنا برای همه ما در نقاط مختلف زمین است، اما در عین حال مفهومی است که پیچیدگیهای زیادی را از جنبههای مختلف در خود نهفته دارد. کتاب «همه چیز درباره خانه» با عنوان اصلی «خانه: مقدمهای بسیار کوتاه»، از این جهت که بهصورت مختصر تقریبا همه رویکردهای ممکن به خانه را پوشش داده، در نوع خود کتابی قابل توجه است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: خانه اگرچه مفهومی بسیار آشنا برای همه ما در نقاط مختلف زمین است، اما در عین حال مفهومی است که پیچیدگیهای زیادی را از جنبههای مختلف در خود نهفته دارد. کتاب «همه چیز درباره خانه» با عنوان اصلی «خانه: مقدمهای بسیار کوتاه»، از این جهت که بهصورت مختصر تقریبا همه رویکردهای ممکن به خانه را پوشش داده، در نوع خود کتابی قابل توجه است.
«همه چیز درباره خانه» توسط مایکل الن فاکس نوشته شده و با ترجمه مهدی نصرالهزاده در نشر بیدگل به فارسی منتشر شده است. نویسنده کتاب، فیلسوف آمریکایی-کانادایی-استرالیایی است که در سال 1940 متولد شده است. او از سال 1966 تا زمان بازنشستگی در سال 2005 در دانشگاه کوئینز تدریس میکرد. فاکس نویسنده کتابهای گوناگونی در حوزه فلسفه و دانش عمومی است.
فاکس در کتاب «همه چیز درباره خانه» نشان داده که هرگونه تلاش برای ارائه تعریفی از خانه بر اساس فرمولی ساده، راه به جایی نمیبرد. بااینحال، ما نباید به این حکم که خانه ایدهای دلبخواهی است تن بدهیم، بلکه کاملا برعکس، باید مجدانه به وجود برخی مؤلفههای ذاتی و بنیادی بیندیشیم که «داشتن یک خانه» و «بودن در خانه» را میسازند و به آن معنا میدهند. خانه هر چیز دیگری هم که باشد، در نهایت یک جا، یک مکان است. خانه میتواند مکانی گسترده در فضای مادی باشد یا جایی در خاطره یا تخیل، یا مکانی متعلق به همه این معانی بهعلاوه چیزهای بیشتر دیگری در کنار آن، مثل محیطی که از دلالت و اهمیت روحانی یا نمادین برخوردار است. یک منزلگاه همچنین جایی است که به این عنوان به وسیله کسانی که در آن مأوی میکنند، یا این باور وجود دارد که در آن مأوی دارند، ازجمله نفوس انسانی و نیروهای زندگیبخش (برای مثال هستیهای اجدادی یا موجودات افسانهای)، فعالانه ساخته میشود.
برای اکثر مردم جهان، خانه بهطور مشخص به معنای سازهای بخصوص در درون یک محیط برساخته است. یک آلونک، کومه، منزل، کلبه، عمارت، آپارتمان یا هر نوع واحد مسکونیِ دستکم نیمهدائم. بااینحال، هنوز افراد و فرهنگهایی هستند که خانه برایشان چیز سراسر متفاوتی معنا میدهد. فضاهای کاملا باز و بیحفاظ زیر ستارگان: اجتماعی آرمانی، یک سرزمین خاص. در بخشی از این کتاب میخوانیم: «هرکس یک درک حسی عادی از مکان دارد. درکی از جایگیرشدن یا مستقرگشتن در جایی در یک زمان مفروض؛ اما وقتی مکانی جالب توجه باشد ما حس دیگری نیز خواهیم داشت: اینکه برای شخص ما بودن در آنجا بهراستی چه معنایی دارد. رماننویس، شاعر و جستارنویس استرالیایی، دیوید معلوف، بر این نظر است که یکی از راههای ضروری که از طریق آن سرانجام به تملک کامل مکانی میرسیم... در تخیل است، و این جایی است که کار نویسندگان، نقاشان، عکاسان و قوای خلاقه خودمان زمام امور را به دست میگیرد. بعضی مکانها ما را جذب میکنند و بودن در آنها آسایشبخش است، و بعضی دیگر پاک ناامیدکنندهاند. بعضی مکانها را ما خودمان انتخاب میکنیم و در مورد برخی دیگر هیچ اختیاری نداریم، مثل مکانهای تولد، حبس یا تبعید. ایده مکان تا حدی یک برساخته فرهنگی است، مثل وقتی که مختصات یک موقعیت مفروض با نقاط و طول و عرض قطبنمایی مشخص میشود، یا آنچه آنجا در قالب زمان اسطورهشناختی رخ داده است».