مردم چطور با جنگ روبهرو شدند؟
مهرداد ناظری، جامعهشناس، با یکی از سایتهای خبری گفتوگویی داشته است. او در بررسی شرایط مردم ایران در دوران جنگ از واژه «جامعه جنگپذیر» استفاده میکند و خصوصیاتی برای آن بیان میکند. او معتقد است: «ما شاهد یک دگردیسی جدید در جامعه هستیم؛ این دگردیسی، جامعه را تا حد زیادی از آن شکل اتمیزه و فردگرا بیرون آورده است. البته باید گفت این خصلت جنگهاست.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهرداد ناظری، جامعهشناس، با یکی از سایتهای خبری گفتوگویی داشته است. او در بررسی شرایط مردم ایران در دوران جنگ از واژه «جامعه جنگپذیر» استفاده میکند و خصوصیاتی برای آن بیان میکند. او معتقد است: «ما شاهد یک دگردیسی جدید در جامعه هستیم؛ این دگردیسی، جامعه را تا حد زیادی از آن شکل اتمیزه و فردگرا بیرون آورده است. البته باید گفت این خصلت جنگهاست. این مسئله را میتوان نوعی «همبستگی منفصل» نامید. در این شکل، اگرچه مردم با هم هستند، اما در واقع همدیگر را درک نمیکنند و میتوان گفت به نوعی آن اتصال کامل دیده نمیشود. در این جنگ، نوع مواجهه ما با آن، نسبت به دوره قبل متفاوت بود. اینک عادتواره ذهنی و تجربه جنگ پیش ما را دچار تحول کرده بود؛ انگار همه چیز در این جنگ متفاوت بوده است. در جنگ ۱۲روزه، ترس و ترومای جمعی مردم بیشتر بود. اما در جنگ فعلی، کمتر دچار هراس و وحشت ناشی از موشکبارانها میشدند و تصور میکردند مرگ سهم آنها نیست».
این جامعهشناس در گفتوگو با فرارو تشریح کرد: «احساس قالب عمومی در جامعه را میتوان نوعی «هضمشدن در بیهراسی» یا «پذیرش نبودن» نامید؛ جامعه به نوعی وارد «بلوغی اضطراری» شده است. به مرور زمان، ترس از مرگ و مواجهه با آن در مردم ایران کمتر شده است. بهویژه در تجربه دوم جنگ، مردم در فضای مبتنی بر تهدید زندگی نمیکردند؛ آنان سعی داشتند از فرصتهای زندگی (هرچه وجود داشت) استفاده کنند». او افزود: «به نظر میرسد جامعه شیوه جدیدی را برای مواجهه با ترومای جمعی یافته بود؛ انگار جامعه سالها زیر بار تهدید بیرونی قرار داشته و حالا آن روز و آن مرحله تقلیل و کنترل ترسها رسیده است. بنابراین جامعه در این فاز، دچار شگفتی نشده است. مردم ضمن جنگ، در حال تولید معنا برای خود بودند». ناظری در بخش دیگری از سخنانش اشاره کرد: «مردم انگار در انتظار چنین اتفاقی بودند و آموختند دیگر تروما با فرار و گریز حل نخواهد شد و باید با آن مواجه شد. دیده شده بود که مردم ضمن ناآرامی و اضطراب، در صف پرکردن گاز پیکنیکی با یکدیگر گپ میزدند و میخندیدند، چون میخواستند خود را با شرایطی برای بقا تطبیق دهند و این تجربه زیسته را بهراحتی نمیتوان در جایی از جهان مشاهده کرد». او گفت: «نام این حالت را میتوان «میدان تقویت مدارهای بقا در بینابین زندگی عریان و تلخی بارور» گذاشت؛ منظور از این مفهوم حساس، از نگاه بوردیو، این است که انگار میدان جدیدی برای بقا ایجاد شده؛ میدانی که «زندگی بسیار سخت و عریان» و «زندگی در رنج و سختی» توأمان را به ما نشان میدهد.
این گفتار یعنی رنج، سختی، معنا و مهر به طور همزمان تولید میشود». این جامعهشناس گفت: «انگار این جنگ فرصت جدیدی ایجاد کرده تا «ما» از شکل تکرارشونده خارج شود و «مایی خلاق» ایجاد شود که در هیچجای دنیا در قرن ۲۱ دیده نشده؛ حتی بدون اینترنت و در فضای مبتنی بر تورم اقتصادی. باید پذیرفت تابآوری عمیق و خلاق در جامعه شکل گرفته و از دل این تلخی، یک سرمایه فرهنگی پایدار به وجود آمده که شاید برای نسلهای آینده الگو باشد». او در نهایت تأکید کرد: «با وجود آنکه جنگ پیامدهای ناگواری به جامعه ایران تحمیل کرده، اما ما جامعه متفاوتی شدهایم که احتمالا در ۱۰ سال آینده با شتاب به سمت توسعه کیفی و متفاوتی حرکت خواهیم کرد. جامعه ایران از دل این تجربه تلخ و دگردیسی در حال وقوع، ققنوسوار از دل خاکستر برخواهد خاست».