|

​جنگ‌افروزان در باتلاق

‌آمریکا و اسرائیل در باتلاق آتشی که افروختند، گیر افتاده‌اند. جنگی که بنیان تحلیلی آن دست‌کم بر سه محور غلط استوار شده بود: 1. نداشتن شناخت و آگاهی لازم از توان نظامی، افکار عمومی و واقعیت اجتماعی جامعه ایران، 2. غرور و اعتماد کاذب به توانایی نظامی خود و 3. اتکا بر تحلیل‌های هوش مصنوعی مبتنی بر داده‌های تولید‌شده.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

علی  شعبانی:  ‌آمریکا و اسرائیل در باتلاق آتشی که افروختند، گیر افتاده‌اند. جنگی که بنیان تحلیلی آن دست‌کم بر سه محور غلط استوار شده بود: 1. نداشتن شناخت و آگاهی لازم از توان نظامی، افکار عمومی و واقعیت اجتماعی جامعه ایران، 2. غرور و اعتماد کاذب به توانایی نظامی خود و 3. اتکا بر تحلیل‌های هوش مصنوعی مبتنی بر داده‌های تولید‌شده. اکنون با گذشت 18 روز از جنگ، واقعیت‌های پیش‌روی اژدهای جنگ عبارت‌اند از:

- سقوط بازارهای اقتصادی

- افزایش بهای نفت و عدم اطمینان در تأمین آن برای فردا با توجه به سیاست‌های ایران برای حال حاضر و آینده در تنگه هرمز

- آسیب‌های جدی، سنگین، گران و ‌جبران‌ناپذیر در کوتاه‌مدت به تجهیزات و تأسیسات جنگی آنان

- سنگینی کفه جنگ به نفع ایران تا این زمان

- تلاطم روانی و مدیریتی ایجاد‌شده برای آمریکا و اسرائیل از طولانی‌شدن درگیری‌ها

- تضعیف باور دوستان منطقه‌ای آمریکا به توانایی و قدرت آن کشور‌

- بروز چالش و تنش بین آمریکا و اسرائیل در چرایی شروع جنگ و اینک چگونگی پایان آن. تضعیف موقعیت سیاسی آمریکا در عرصه جهانی و موقعیت سیاسی ترامپ در داخل آمریکا. شهادت کودکان و برخی جنایات جنگی آمریکا، لطمه بزرگی به موقعیت و حیثیت دولت آمریکا وارد کرده است.

- اضطراب و استرس در بین سران و حکومت‌ها نسبت به آسیب‌های ناشی از ادامه جنگ منطقه برای کشورهایشان‌ و... .

بیشترین صدمه و زیان را البته کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دیده‌اند که سرزمین‌شان میدان جنگی واقع شده که جز خرابی و خسران حاصلی برای آنها نداشته و ندارد. پایان جنگ شاهد جدایی دوستان آمریکا به‌ویژه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اقبال آنان به چین و ایران خواهد بود.

بازتاب خبر تلاش‌های آمریکا از طرق مختلف برای متوقف‌کردن جنگ و بازگشت به میز مذاکره و دیپلماسی و نپذیرفتن ایران، در رسانه‌ها‌ جدا از ایجاد موجی از سردرگمی و اضطراب بین‌المللی، نشانه‌های تنش و فروپاشی اتحاد کاذب تیم سیاسی و امنیتی ترامپ را به نمایش گذاشته است. تیمی که رفتارشان بیشتر مبین توهم و سرگرمی در تصمیمات بوده نه واقعیت‌ها!

با توجه به درخواست آمریکا از روسیه و چین و برخی کشورهای دیگر برای میانجیگری در توقف جنگ‌ و عدول از ادعای واهی تسلیم بدون قید و شرط ایران، اینک برگ برنده و تعیین‌کنندگی شرط توقف و بازگشت به دیپلماسی، دست جمهوری اسلامی ایران است. با تأکید بر گرفتن تضامین لازم و کافی برای عدم حمله مجدد به ایران، لغو تحریم‌های ظالمانه اقتصادی،

 به رسمیت شناختن حقوق ملت ایران در غنی‌سازی برای مصارف غیر‌نظامی، غرامت جنگ و خسارات وارده و...، ایرانیان استوار و قوی‌تر ایستاده‌اند؛ اما‌ تسریع در توقف درگیری‌ها و بازگشت آرامش به فضای زندگی مردم، می‌تواند دو فرصت مناسب ایجاد کند: ساماندهی داخلی‌ و پویایی دیپلماسی؛ دیپلماسی رسمی برای احیا و تثبیت جایگاه بین‌المللی ایران و دیپلماسی عمومی برای انعکاس و تبیین واقعیت برای افکار عمومی جهان.

در حوزه دیپلماسی رسمی، عقد «قرارداد امنیتی‌، سیاسی و اجتماعی» با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به‌عنوان راهبردی اساسی در سیاست خارجی برای تأمین منافع متقابل کشورهای ذی‌نفع، همکاری‌های استراتژیک، صلح پایدار منطقه و رفع تهدیدهای مشابه وضعیت فعلی در دستور قرار گیرد. تجارب چند مرحله بحران‌های دامن‌گیر منطقه نشان داد که سیاست خارجی با کلی‌گویی و یادداشت‌های تعارف‌آمیز بدون ساز‌و‌کارهای الزام‌آور و متضمن اجرای تعهدات و مصوبات راهگشا نبوده و منجر به حل مشکلات نمی‌شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.