جنگ و افق پیشرو
در پی اقدامات تجاوزکارانه و غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان، شاهد تحولات یا مباحثی در سه حوزه هستیم که میتوان آنها را نطفه اولیه صورتبندیهای جدیدی در این حوزهها به شمار آورد.
در پی اقدامات تجاوزکارانه و غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان، شاهد تحولات یا مباحثی در سه حوزه هستیم که میتوان آنها را نطفه اولیه صورتبندیهای جدیدی در این حوزهها به شمار آورد.
در شرایط جنگی، عبور از بحران و تثبیت اوضاع باید اولویت اول باشد. اقلیتی از هموطنان ما که عمدتا در جغرافیاهای امن ساکناند، باید توجه داشته باشند که هیچ تحول سیاسی که در شرایط جنگی شکل گیرد، نمیتواند مبنایی برای یک روند اصیل، ثباتآفرین و مورد اجماع عمومی باشد. تردید نباید داشت که جامعه از چندین جهت، ازجمله قومیتی و سیاسی، به غایت قطبی شده و هر قطب برکنار از ظرفیت عددی، دارای نقاط قوتی است که میتواند نقاط ضعفش را تعدیل کند. این تصور که یک قطب به سادگی تسلیم قطب دیگر شود، تصوری سادهلوحانه است. چنین قطبیتی اگر به تقابل آشکار بینجامد، میتواند منشأ بیثباتی، هرجومرج و نهایتا فجایع عظیم و طولانی برای مردم شود و جامعه را بیش از پیش در مسیر فروپاشی قرار دهد. لازمه چنین شرایطی دوری از هیجانات، تصورات خام و درسگرفتن از تجربیات 120ساله اخیر ایران است.
مهمترین اصلی که همه ایرانیان بدون استثنا باید روی آنها اتفاق نظر داشته باشند، اصل جلوگیری از مداخله خارجی در اموری است که منحصرا به ایرانیان مربوط است. تجربه 105 سال گذشته ثابت کرده که مداخلات بیگانگان، ازجمله در 1299 و 1332، صرفنظر از بحثهایی که در این موارد وجود دارد، نطفه بحرانها و بیثباتیهای بعدی را درون خود پروردند. تردید نیست که دیروز صدام و امروز ترامپ و نتانیاهو صرفا و منحصرا بر منافع خود متمرکز بوده و هستند. تردید نیست که مخاطب قراردادن مردم ما توسط آنها و پرداختن آنها به مسائل داخلی ایران، صرفا و منحصرا ابزاری برای پیشبرد منافع خودشان است. تردید نیست که اولویت راست افراطی در اسرائیل حل غاصبانه مسئله فلسطین و برقراری هژمونی اسرائیل در منطقه است و ترامپ نیز به دنبال نمایش چشمگیری دیگر و حل مسائل خاورمیانه با هدف افزایش وجهه خود در آمریکا و تمرکز بر چین است. حداقل درسهایی که از چندین کشور منطقه طی چند دهه اخیر آموختهایم، ثابت کرده است که مسائل داخلی هیچ کشوری هرگز به صورت ضربتی با مداخله خارجی قابل حل نیست. میدانیم برخی عراقیها و افغانستانیها با وسوسه حل آسان مسائل کشورهایشان چه فجایعی را برای مردم خود رقم زدند.
شرایط داخلی ایران تحت تأثیر شرایط منطقه نیز قرار دارد. این عاملی است که بخشی از اپوزیسیون به آن بیتوجه است. برخی از کشورهای منطقه اگرچه با جمهوری اسلامی مشکلات اساسی دارند، اما نمیپذیرند که اسرائیل و آمریکا با پیشبرد سیاستشان در ایران، هژمونی خود را بر منطقه مستولی کنند. اقدام ایران نیز طی چند روز اخیر در حمله به اهدافی در
11 کشور منطقه نباید به این عامل بیتوجه باشد. اگرچه حمله به اهداف آمریکایی در این کشورها میتواند قابل درک باشد، اما این حملات اگر ادامه یابد، میتواند نقض غرض بوده و کشور را به لحاظ سیاسی و امنیتی با مخاطرات جدیدی مواجه کند. در پی اصابت سه پهپاد به بندر دقم در عمان، آقای عراقچی گفته است «نیروهای نظامی ما اکنون عملا بهصورت مستقل و تا حدی جدا از یکدیگر عمل میکنند. آنها براساس دستورالعملهای کلی که از پیش به آنها داده شده، اقدام میکنند». روشن است که مدیریت روزآمد موضوع ضروری است. معطلی بیش از 150 کشتی برای عبور از تنگه هرمز و اصابت موشک به سه کشتی تجاری مشکل دیگری است که میتواند منشأ بحران دیگری در منطقه باشد. شروع همکاری انگلیس با آمریکا در پی دو حمله موشکی به یک هدف انگلیسی در قبرس و واکنش ترکیه و پاکستان در رابطه با حمله به کشورهای منطقه میتواند نطفه حرکتی با محوریت عربستان برای اقدامات دیپلماتیک علیه ایران در مرحله اول، در صورت ادامه حملات به اهداف منطقهای باشد. ادامه این وضع میتواند موجب ائتلافی گسترده علیه ایران شود.
اظهارات اولیه درباره آتشبس و حل دیپلماتیک نیز حائز اهمیت است. تأکید وزیر خارجه عمان بر لزوم آتشبس و بازگشت به مذاکرات و واکنش مثبت آقای عراقچی مبنی بر «گشودهبودن ایران» برای «هرگونه تلاش جدی برای توقف تنشها و بازگشت ثبات» و نیز سخن او در مصاحبه با انبیسی مبنی بر اینکه «ما خواهان جنگ و تنش در منطقه نیستیم، اما ابتدا باید تجاوز متوقف شود» نیز موجب دلگرمی است. با این حال روشن است که تمرکز ایران بدوا بر شکلگیری شرایط سیاسی جدید در کشور و خاتمه سریع این جنگ هواپایه، تکنولوژیک، نابرابر و نامتقارن خواهد بود.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.