|

از نیمکت‌های میناب تا لابی رامادا

تاریخ معاصر ایران، نه با جوهر قراردادها، که با «خون برگزیدگانش» نگاشته شده است. نگاهی به جغرافیای ایثار نشان می‌دهد که میان کودک معصوم «مدرسه میناب» در زیر بمباران، پیر جمارانی «مسجد رهبر»، رزمنده بی‌ادعای «سنگر» و سفیر بلندپایه «میدان دیپلماسی»، یک پیوند ارگانیک و پیکره واحد وجود دارد؛ پیکره‌ای به نام «مقاومت هویت‌محور». در تبیین این «دیپلماسی ترویج ایثار»، باید به پیوستگی این حلقه‌ها نگریست:

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

علیرضا رجائی: تاریخ معاصر ایران، نه با جوهر قراردادها، که با «خون برگزیدگانش» نگاشته شده است. نگاهی به جغرافیای ایثار نشان می‌دهد که میان کودک معصوم «مدرسه میناب» در زیر بمباران، پیر جمارانی «مسجد رهبر»، رزمنده بی‌ادعای «سنگر» و سفیر بلندپایه «میدان دیپلماسی»، یک پیوند ارگانیک و پیکره واحد وجود دارد؛ پیکره‌ای به نام «مقاومت هویت‌محور». در تبیین این «دیپلماسی ترویج ایثار»، باید به پیوستگی این حلقه‌ها نگریست:

۱. ریشه‌ها در مسجد و مدرسه (مبدأ ایثار): فرهنگ شهادت از «مسجد رهبر» و کلاس‌های درس «میناب» آغاز شد. آنجا که «مردم بی‌سنگر» در برابر هجمه نابرابر، ایستادگی را آموختند. دیپلمات امروز ما در بیروت و دمشق، ثمره همان مکتبی است که در آن، «ایثار» نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اخلاقی برای حفظ کیان ملت تعریف شده است. اگر آن روز دانش‌آموز مینابی در خون خود غلتید، امروز دیپلمات ما در بیروت، ادامه‌دهنده همان مسیر مظلومیت و اقتدار است.

۲. از مزارشریف تا بیروت (جغرافیای بی‌مرز مسئولیت): دیپلماسی جمهوری اسلامی، همواره «دیپلماسی خطرپذیر» بوده است. از فاجعه مزارشریف افغانستان که دیپلمات‌هایمان مظلومانه در خون خود غلتیدند، تا فرزندان غریب ما در دمشق و حالا شهادت چهار سفیر جان‌برکف در هتل رامادای بیروت (۱۷ اسفند ۱۴۰۴)، همگی نشان از یک حقیقت دارند: «دیپلمات ایرانی، سرباز بی‌سنگر نظام در جبهه جهانی است». این تداوم، نشان‌دهنده ثبات قدم در آرمان‌هایی است که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده است.

۳. پیوند «مردم بی‌سنگر» با «دیپلمات صاحب‌منصب»: زیباترین جلوه این پیکره واحد، شباهت سرنوشت توده مردم با نخبگان سیاسی است. در منطق رژیم تروریستی، فرقی میان رزمنده داخل سنگر، شهروند غیرنظامی و دیپلمات عالی‌رتبه نیست؛ همگی هدف یک کینه دیرینه‌اند. این «وحدت در سرنوشت»، بزرگ‌ترین ابزار دیپلماسی ما برای ترویج فرهنگ ایثار در جهان است؛ چراکه ثابت می‌کند مسئولان این نظام، پیش‌قراولان همان مسیری هستند که مردم عادی در آن گام برمی‌دارند.

۴. ترویج جهانی الگوواره شهادت: شهادت دیپلمات‌ها در تمامی ادوار، پیام‌آور این است که ایران، بهای «عدالت‌خواهی» خود را در عالی‌ترین سطوح می‌پردازد. این نه یک شکست، بلکه یک «برند اخلاقی» در روابط بین‌الملل است. ما با تکیه بر این پیشینه، می‌توانیم نوع جدیدی از «دیپلماسی ارزش‌محور» را به جهان معرفی کنیم که در آن، حقانیت با فداکاری به اثبات می‌رسد.

نتیجه‌گیری: خون پاک شهیدان اخیر در بیروت، در رگ‌های همان پیکره‌ای جریان دارد که خون شهدای میناب و سنگر و مسجد را در خود نگاه داشته است. این پیوستگی، پشتوانه اصلی قدرت ملی ماست. امروز وظیفه ما، تبدیل این «میراث سرخ» به یک «گفتمان جهانی» است تا دنیا بداند سفیران ما، فرزندان همان مردمی هستند که سنگر مسجد و مدرسه را با خون خود حفظ کردند.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.