|

جنگ جدید در خاورمیانه و خالی‌شدن انبار تسلیحات واشنگتن برای مهم‌ترین تهدید

فرسایش توان آمریکا برای مهار چین

آمریکا در حالی برای جنگ با ایران در حال ارسال موشک، سامانه‌های دفاعی و ناو از دیگر نقاط آسیاست که پنتاگون، چین را تهدید اصلی علیه واشنگتن می‌داند؛ تناقضی که هم ذخایر دفاعی واشنگتن را می‌فرساید و هم این پرسش را مطرح می‌کند که برای بحران تایوان چه می‌ماند‌؟

فرسایش توان آمریکا برای مهار چین

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: آمریکا در حالی برای جنگ با ایران در حال ارسال موشک، سامانه‌های دفاعی و ناو از دیگر نقاط آسیاست که پنتاگون، چین را تهدید اصلی علیه واشنگتن می‌داند؛ تناقضی که هم ذخایر دفاعی واشنگتن را می‌فرساید و هم این پرسش را مطرح می‌کند که برای بحران تایوان چه می‌ماند‌؟

ماجرا فقط کمبود چند موشک نیست؛ اصل چالش این است که آمریکا سال‌ها در استراتژی‌های امنیت ملی سالانه اعلام کرده که باید روی آسیا و مهار چین تمرکز کند، اما دوباره در خاورمیانه به اندازه‌ای درگیر شده که حالا حتی در خود واشنگتن هم می‌پرسند آیا جنگ امروز توان بازدارندگی فردا را کاهش می‌دهد یا نه؟ در سال ۲۰۲۴ یک اتفاق کم‌سابقه افتاد: آمریکا برای نخستین بار یک آتشبار «پاتریوت» را از حوزه فرماندهی 

«هند-اقیانوس آرام» به خاورمیانه منتقل کرد. این سامانه از ژاپن منتقل شد و پنج ماه در خاورمیانه ماند. سال بعد، ماجرا بزرگ‌تر شد؛ آتشبارهای بیشتری به خاورمیانه فرستاده شدند، صدها نظامی جابه‌جا شدند و ۷۳ پرواز با هواپیمای سنگین «سی-۱۷» برای انتقال این نیروها و تجهیزات انجام شد. نیروهایی که قرار بود در شرق آسیا برای مقابله با چین و کره شمالی آماده شوند، سر از قطر درآوردند و در بزرگ‌ترین درگیری تاریخ سامانه «پاتریوت» برای آمریکا، رهگیر پشت رهگیر شلیک کردند.

همین یک تصویر، هسته اصلی بحران را نشان می‌دهد. ارتش آمریکا به‌طور رسمی چین را دشوارترین و اصلی‌ترین چالش خود می‌داند اما در عمل، جنگ دونالد ترامپ با ایران دوباره نیروها و مهمات را به خاورمیانه کشانده است. فقط در صد ساعت نخست این جنگ، به گفته فرماندهی مرکزی آمریکا، بیش از دو هزار مهمات علیه تقریبا همین تعداد هدف مصرف شده است. بخشی از این مهمات جایگزین‌پذیرتر هستند، اما بخشی دیگر شامل موشک‌های پیشرفته و کمیابی هستند که به این راحتی دوباره پر نمی‌شوند. هم‌زمان، برای دفع حملات موشکی و پهپادی ایران، رهگیرهای دفاع هوایی هم با سرعت مصرف شده‌اند و ناوشکن‌های آمریکایی نیز موج‌هایی از موشک‌های «تاما‌هاوک» شلیک کرده‌اند.

اینجاست که پای چین به میان می‌آید. تام کاراکو، پژوهشگر ارشد «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی»، به وال‌استریت ژورنال می‌گوید سال‌هاست «سنتکام» از همان موشک‌های دوربردی استفاده می‌کند که «ایندو-پکام» در روز مبادا به آنها نیاز خواهد داشت. حرفش روشن است: آمریکا برای پایان‌دادن به این جنگ مهمات کافی دارد، اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این توانایی از توان بازدارندگی در برابر چین کم می‌کند. این هشدار وقتی جدی‌تر می‌شود که کنار تصویر کلی چین گذاشته شود؛ کشوری با یکی از بزرگ‌ترین زرادخانه‌های موشکی جهان، نیروی دریایی عظیم، توان تولید صنعتی کم‌رقیب و هدف روشن برای بلعیدن تایوان، بدون کنارگذاشتن گزینه زور.

مایکل هوروویتس، مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا در دولت بایدن، برای توضیح این تفاوت یک جمله ساده دارد: چین از نظر نظامی به مراتب قدرتمندتر از ایران است. به زبان ساده‌تر، اگر ایران برای آمریکا دردسر باشد، چین نسخه بسیار بزرگ‌تر، مجهزتر و پرتیراژتر همان دردسر است. اگر روزی پکن تصمیم به حمله به تایوان بگیرد و آمریکا هم وارد جنگ شود، واشنگتن به کوهی از مهمات نیاز خواهد داشت؛ هم برای هدف قراردادن کشتی‌های چینی در تنگه تایوان و هم برای مقابله با باران موشکی و پهپادی. بنابراین هر مهماتی که امروز در خاورمیانه می‌سوزد، فقط خرج یک جنگ منطقه‌ای نیست؛ بخشی از ذخیره یک سناریوی بسیار بزرگ‌تر هم هست.

سرعت فرسایش

انبارهای آمریکا از قبل هم تحت فشار بوده‌اند. جنگ اوکراین و تنش‌های خاورمیانه پیش‌تر بخشی از ذخایر موشکی و دفاع هوایی را فرسوده کرده بود. دریاسالار ساموئل پاپارو، فرمانده «هند-اقیانوس آرام» آمریکا، پیش‌تر هشدار داده بود برداشت از یک مخزن مشترک برای جنگ‌های دیگر، ذاتا برای توان واکنش آمریکا در آسیا هزینه می‌تراشد. او صریحا گفته بود این ذخایر باید بیش از گذشته پر شوند. اما آنچه رخ داده، برعکس این هشدار بوده است: آمریکا همچنان موشک مصرف کرده، گاهی با سرعتی بالاتر از نرخ تولید. نمونه روشنش جنگ ۱۲روزه سال گذشته میلادی با ایران بود؛ زمانی که آمریکا دو سامانه «تاد» را به اسرائیل فرستاد و بیش از ۱۵۰ رهگیر برای خنثی‌کردن موشک‌های بالستیک ایران شلیک کرد؛ رقمی که نزدیک به یک‌چهارم کل رهگیرهای خریداری‌شده توسط پنتاگون بود.

این همان شکافی است که سال‌ها در حرف و عمل آمریکا دیده می‌شود. واشنگتن مدام از «چرخش به سمت آسیا» حرف زده، اما در عمل در خاورمیانه و جاهای دیگر درگیر شده است. حتی بخشی از استراتژیست‌هایی که حالا در دولت ترامپ حضور دارند، قبلا با همین نقد جلو آمده بودند که آمریکا بیش از حد در مناطق مختلف درگیر شده و باید تمرکز خود را روی چین بگذارد. الگبریج کالبی که امروز معاون وزارت جنگ در امور سیاست‌گذاری است، پیش از این گفته بود فعال‌بودن در همه جا هزینه پنهان دارد؛ هم ارتش آمریکا را فرسوده و هم انبارهای محدود مهمات را تخلیه می‌کند. او حتی هشدار داده بود ارتش برای حمله احتمالی چین در غرب اقیانوس آرام آماده‌تر نمی‌شود، بلکه آماده‌گی‌اش کمتر هم می‌شود. کالبی همین هفته در «شورای روابط خارجی» گفت اهداف کارزار علیه ایران «معقول و دست‌یافتنی» است و هم‌زمان تأکید کرد آمریکا در آسیا به جلوگیری از تجاوز در امتداد زنجیره نخست جزایر، ازجمله تایوان، ژاپن و فیلیپین، متعهد است. اما همین‌جا سؤال سخت مطرح می‌شود: با چه ذخیره‌ای؟ تونی هو که هم در پنتاگون روی امنیت آسیا-اقیانوسیه کار کرده و هم در تایوان نماینده شرکت دفاعی «ریتیون» بوده است، می‌گوید نگرانی این است که آمریکا برای این موفقیت تاکتیکی کوتاه‌مدت، نه‌فقط از موجودی خاورمیانه و اروپا، بلکه حتی از ذخایر داخل خاک خود هم بردارد؛ ذخایری که آنها هم برای بحران‌های احتمالی آسیا در نظر گرفته شده‌اند. پرسش اساسی او این است که آیا آمریکا برای موفقیت کوتاه‌مدت امروز، بازدارندگی راهبردی‌اش برابر چین را تضعیف می‌کند؟

وقتی به نقشه واقعی استقرارها نگاه کنیم، نگرانی بی‌دلیل به نظر نمی‌رسد. آسیا و غرب اقیانوس آرام فقط میزبان دو آتشبار عملیاتی «تاد» از هشت آتشبار فعال آمریکاست؛ یکی در 

کره جنوبی و دیگری در گوام. افزون بر آن، نیروهای آمریکایی در کره جنوبی دو گردان «پاتریوت» دارند و در ژاپن هم یک گردان دیگر مستقر است. از طرف دیگر، ارتش‌های کره جنوبی، ژاپن و تایوان نیز سامانه‌های «پاتریوت» خودشان را دارند، اما آنها هم برای گرفتن رهگیر با واحدهای آمریکایی رقابت می‌کنند. حتی ژاپن که از طریق صنایع سنگین میتسوبیشی رهگیر تولید می‌کند، بخشی از تولیدش را برای پرکردن انبارهای خالی آمریکا صادر می‌کند؛ یعنی حلقه متحدان آسیایی واشنگتن هم وارد چرخه جبران همین فرسایش شده است.

پنتاگون البته برای جبران این وضعیت دست روی دست نگذاشته است. در ژانویه 2026 با لاکهید مارتین قراردادهایی امضا شد تا ظرفیت تولید سالانه رهگیرها به‌شدت بالا برود؛ از ۹۶ به ۴۰۰ برای «تاد» و از ۶۰۰ به دو هزار برای سامانه‌های «پاتریوت». اما گره کار اینجاست که این افزایش در یک بازه هفت‌ساله اتفاق می‌افتد. اما شاید جنگ بعدی هفت‌ سال دیگر نباشد؛ وقتی هم اوکراین مهمات می‌خواهد، هم خاورمیانه می‌سوزد و هم چین به‌عنوان تهدید اصلی روی میز است.

مأموریت‌های فرسایشی ناوها

فشار فقط روی رهگیرهای دفاع هوایی نیست. با بالاگرفتن تنش با ایران در میانه ژانویه، ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» و گروه رزمی‌اش که در دریای جنوبی چین مشغول تمرین‌های معمول بودند، به خاورمیانه فرستاده شدند. «یو‌اس‌اس کارل وینسون» هم در بحران قبلی با ایران همین مسیر را رفت. در کنار اینها، بزرگ‌ترین ناو جنگی آمریکا، یعنی «یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد»، دو بار تمدید مأموریت گرفت و بین عملیات‌های مختلف رفت‌وبرگشت کرد. توماس شوگارت، پژوهشگر ارشد وابسته به «مرکز امنیت نوین آمریکا»، می‌گوید این رفت‌وبرگشت‌ها فرسایشی درست می‌کند که جبران سریعش سخت خواهد بود؛ آن‌هم در حالی که آمادگی تعمیراتی نیروی دریایی آمریکا همین حالا هم زیر فشار است و کشتی‌سازی‌های این کشور بیش از ظرفیت کار می‌کنند.

مشکل آمریکا فقط این نیست که چند موشک کم آورده باشد؛ مسئله بزرگ‌تر، پراکندگی راهبردی است. واشنگتن در حرف، چین را اولویت اصلی می‌نامد، اما در عمل هنوز مجبور است در خاورمیانه بخش مهمی از نیروی آتش، ناوها و سامانه‌هایش را خرج کند. این شکاف، برای متحدان آمریکا نگران‌کننده است و برای رقبایش، علامت ضعف. بازدارندگی فقط با سخنرانی و سند راهبردی ساخته نمی‌شود؛ با انبار پر، تولید سریع، سامانه آماده و نیرویی ساخته می‌شود که میان سه جبهه مدام این طرف و آن طرف پرتاب نشود. جنگ با ایران شاید در کوتاه‌مدت قابل مدیریت باشد، اما هزینه واقعی‌اش آنجاست که از آمادگی آمریکا برای روزی کم کند که خود واشنگتن آن را مهم‌تر از همه می‌داند.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.