|

مرجعیت رسانه‌ای؛ نخستین قربانی قطع اینترنت

وقتی روایت رسمی جا می‌ماند

بیش از دو هفته از قطع یا اختلال گسترده اینترنت در ایران می‌گذرد؛ رخدادی که اگرچه در ظاهر می‌توان آن را یک مسئله فنی یا تصمیمی مقطعی تلقی کرد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، تبعاتی فراتر از محدودیت دسترسی کاربران به فضای مجازی داشته است. یکی از مهم‌ترین و نگران‌کننده‌ترین پیامدهای این وضعیت، تضعیف جدی مرجعیت رسانه‌ای در کشور است؛ مرجعیتی که سال‌ها برای شکل‌گیری آن هزینه شده و امروز در معرض فرسایش و بی‌اعتباری قرار گرفته است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمدرضا طاهری-عضو شورای اطلاع‌رسانی استان فارس:  بیش از دو هفته از قطع یا اختلال گسترده اینترنت در ایران می‌گذرد؛ رخدادی که اگرچه در ظاهر می‌توان آن را یک مسئله فنی یا تصمیمی مقطعی تلقی کرد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، تبعاتی فراتر از محدودیت دسترسی کاربران به فضای مجازی داشته است. یکی از مهم‌ترین و نگران‌کننده‌ترین پیامدهای این وضعیت، تضعیف جدی مرجعیت رسانه‌ای در کشور است؛ مرجعیتی که سال‌ها برای شکل‌گیری آن هزینه شده و امروز در معرض فرسایش و بی‌اعتباری قرار گرفته است.

مرجعیت رسانه‌ای زمانی معنا پیدا می‌کند که مخاطب، رسانه را به‌عنوان منبع اصلی، قابل اعتماد و به‌موقع دریافت خبر و تحلیل بشناسد. در شرایط عادی، رسانه‌های رسمی و حرفه‌ای می‌توانند با اتکا بر دسترسی آزاد به منابع، امکان راستی‌آزمایی، ارتباط مستمر با مخاطب و انتشار سریع اطلاعات، این جایگاه را حفظ کنند. اما قطع طولانی‌مدت اینترنت، این چرخه را مختل کرده و رسانه‌ها را از مهم‌ترین ابزارهای حرفه‌ای خود محروم کرده است.

در بیش از دو هفته اخیر، بسیاری از رسانه‌ها عملا از میدان رقابت خبری خارج شده‌اند؛ نه به این دلیل که تولید محتوا متوقف شده، بلکه به این علت که امکان انتشار گسترده، دسترسی مخاطب و تعامل دوسویه از بین رفته است. وقتی مخاطب نمی‌تواند به‌موقع به سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های اطلاع‌رسانی رسانه‌ها دسترسی داشته باشد، به‌ناچار به مسیرهای جایگزین روی می‌آورد؛ مسیرهایی که اغلب فاقد استانداردهای حرفه‌ای، مسئولیت‌پذیری و شفافیت هستند.

خلأ اطلاع‌رسانی رسمی‌ همواره بستر مناسبی برای رشد شایعه، اخبار جعلی و روایت‌های غیرموثق فراهم می‌کند. در شرایط قطع اینترنت، این خلأ به‌صورت مضاعف تشدید شده است. مخاطبی که پاسخ پرسش‌های خود را از رسانه‌های معتبر دریافت نمی‌کند، ناخواسته به منابع غیررسمی، شنیده‌ها و تحلیل‌های شخصی روی می‌آورد.

نتیجه این فرایند، شکل‌گیری افکار عمومی بر پایه داده‌های ناقص یا نادرست است؛ وضعیتی که هزینه‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی آن به‌مراتب سنگین‌تر از هزینه دسترسی آزاد به اینترنت است.

از سوی دیگر، تداوم این وضعیت به اعتماد عمومی ضربه می‌زند. اعتماد، سرمایه‌ای است که به‌آسانی به دست نمی‌آید، اما به‌سرعت از بین می‌رود. وقتی رسانه‌ها در بزنگاه‌های مهم نتوانند نقش مرجع را ایفا کنند، این ذهنیت در مخاطب شکل می‌گیرد که در مواقع حساس نیز نباید به آنها تکیه کرد. بازسازی چنین اعتمادی، حتی پس از بازگشت اینترنت، فرایندی زمان‌بر و پرهزینه خواهد بود. نباید از تأثیر این وضعیت بر خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای نیز غافل شد. قطع اینترنت به‌ معنای قطع ارتباط خبرنگار با منابع، مخاطبان و حتی همکاران خود است. خبرنگاری که نتواند به داده‌ها دسترسی داشته باشد، گزارش‌های میدانی خود را به‌سرعت منتشر کند یا بازخورد مخاطب را دریافت کند، به‌تدریج انگیزه و توان حرفه‌ای‌اش تضعیف می‌شود. این فرسایش پنهان نیروی انسانی رسانه، آسیبی است که آثار آن در بلندمدت نمایان خواهد شد.

مرجعیت رسانه‌ای تنها یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه ستون‌فقرات مدیریت افکار عمومی و حکمرانی اطلاع‌رسانی است. کشوری که رسانه‌هایش مرجع نباشند، ناچار است با افکار عمومی پراکنده، ملتهب و بی‌اعتماد مواجه شود. در چنین شرایطی، حتی تصمیم‌های درست و ضروری نیز با بدفهمی و مقاومت اجتماعی روبه‌رو خواهند شد؛ چرا‌که کانال معتبر توضیح و اقناع وجود ندارد.

تجربه بیش از دو هفته قطع اینترنت در کشور نشان داد که حذف یا تضعیف رسانه‌های رسمی، نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه میدان را به بازیگران غیرمسئول واگذار می‌کند. بازگشت مرجعیت رسانه‌ای‌ نیازمند پذیرش این واقعیت است که جریان آزاد و پایدار اطلاعات، تهدید نیست، بلکه یک ضرورت حکمرانی مدرن است. رسانه‌ای که بتواند آزادانه، سریع و مسئولانه فعالیت کند، به‌جای بحران‌آفرینی، نقش ضربه‌گیر اجتماعی را ایفا می‌کند.

در نهایت، قطع طولانی‌مدت اینترنت تنها یک محدودیت فناورانه نبود، بلکه آزمونی برای نظام اطلاع‌رسانی کشور بود؛ آزمونی که نتایج آن زنگ خطری جدی برای آینده مرجعیت رسانه‌ها به شمار می‌رود. اگر این تجربه به بازنگری در سیاست‌های ارتباطی و رسانه‌ای منجر نشود، تکرار آن می‌تواند به از دست رفتن کامل جایگاه رسانه‌های داخلی در ذهن مخاطب بینجامد؛ جایگاهی که بازسازی آن به‌مراتب دشوارتر از حفظ آن است.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.