در محکومیت آپارتاید جنسی طالبان
آنچه امروز بر زنان افغانستان میگذرد، فقط نقض حقوق زنان نیست، بلکه انکار آشکار حقوق انسانی و تعرضی سازمانیافته به بنیادینترین حقوق بشر است. محرومکردن دختران از آموزش، سلب حق کار از زنان، حذف آنان از عرصه عمومی و تحمیل تبعیض ساختاری بر نیمی از جمعیت یک کشور، نه یک اختلاف فرهنگی یا سیاسی، بلکه مصداق روشن ستم و سرکوب است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
آذر منصوری: آنچه امروز بر زنان افغانستان میگذرد، فقط نقض حقوق زنان نیست، بلکه انکار آشکار حقوق انسانی و تعرضی سازمانیافته به بنیادینترین حقوق بشر است. محرومکردن دختران از آموزش، سلب حق کار از زنان، حذف آنان از عرصه عمومی و تحمیل تبعیض ساختاری بر نیمی از جمعیت یک کشور، نه یک اختلاف فرهنگی یا سیاسی، بلکه مصداق روشن ستم و سرکوب است. این سیاستهای زنستیزانه طالبان را باید با صدای بلند محکوم کرد. حکومتی که از حضور زنان در مدرسه، دانشگاه، اداره، رسانه و جامعه هراس دارد، در حقیقت از آگاهی، آزادی و آینده هراس دارد. طالبان نهتنها حقوق زنان، بلکه حق پیشرفت و توسعه افغانستان را نیز به گروگان گرفته است. هیچ جامعهای با حذف نیمی از شهروندان خود نمیتواند به ثبات، رفاه و عدالت و توسعه دست یابد. با این حال، برای فهم آنچه امروز در افغانستان میگذرد، باید به تجربه تاریخی این کشور نیز توجه کرد. افغانستان در دو دهه گذشته، علیرغم جنگ، ناامنی، فساد و مشکلات فراوان، شاهد شکلگیری نسلی نو از زنان آگاه، تحصیلکرده و مطالبهگر بود. میلیونها دختر به مدرسه رفتند، هزاران زن به دانشگاه راه یافتند و در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، رسانهای و سیاسی حضور پیدا کردند. این دستاوردها هرگز کامل نبود، اما نشانه حرکت جامعه افغانستان به سوی افقی روشنتر و انسانیتر بود. بازگشت طالبان و فروپاشی بخش بزرگی از این دستاوردها، حقیقتی مهم را نیز آشکار کرد؛ اینکه آزادی، حقوق بشر و برابری را نمیتوان از بیرون به ملتی هدیه کرد. تجربه افغانستان بار دیگر نشان داد هیچ قدرت خارجی، هر اندازه نیرومند، نمیتواند ناجی پایدار حقوق بشر در یک کشور باشد. حقوق و آزادیها زمانی ماندگار میشوند که در بستر آگاهی، اراده و مبارزه خود مردم ریشه داشته باشند. از همین رو، نخستین و مهمترین حاملان تغییر در افغانستان، خود زنان افغانستان هستند؛ زنانی که در برابر یکی از سختترین اشکال تبعیض در جهان ایستادهاند؛ زنانی که با وجود تهدید، محرومیت و سرکوب، همچنان از حق آموزش، حق کار و حق حضور در جامعه دفاع میکنند. آنان تنها قربانیان این وضعیت نیستند، بلکه پیشگامان مبارزه برای رهایی از آن نیز هستند. طالبان ممکن است مدارس را ببندد، دانشگاهها را تعطیل کند و زنان را از عرصه عمومی کنار بزند، اما نمیتواند آگاهی را از میان ببرد. نسلی که طعم آموزش، مشارکت و امید به آینده را چشیده است، بهسادگی به گذشته بازنخواهد گشت. تاریخ معاصر افغانستان گواه آن است که زنان این کشور بخشی مهم از مسیر آزادی و برابری را پیمودهاند و این سرمایه تاریخی قابل مصادره یا نابودی نیست. ما در کنار زنان افغانستان میایستیم و مبارزه مدنی و انسانی آنان را برای دستیابی به حقوق برابر ارج مینهیم. باور داریم استبداد، تبعیض و حذف، هرچند بتوانند برای مدتی بر جامعهای سایه افکنند، سرانجام در برابر اراده انسان برای آزادی شکست خواهند خورد. آینده افغانستان را نه جهل و تبعیض، بلکه آگاهی، عدالت و مشارکت برابر همه شهروندان آن رقم خواهد زد و در آن آینده، زنان افغانستان که امروز پرهزینهترین بار مقاومت را بر دوش میکشند، بیتردید معماران اصلی این پیروزی خواهند بود.