|
کدخبر: 846091

خودرو و هواپیمای ملی!

یکی از فایده‌های بی‌شمار رسانه‌ها این است که در چشم‌برهم‌زدنی می‌توان بسیاری از حرف‌وحدیث‌ها را به یاد آورد. به تعبیری رسانه‌ها حافظه دیجیتالی ما هستند.

یکی از فایده‌های بی‌شمار رسانه‌ها این است که در چشم‌برهم‌زدنی می‌توان بسیاری از حرف‌وحدیث‌ها را به یاد آورد. به تعبیری رسانه‌ها حافظه دیجیتالی ما هستند. برای مثال اگر در میان آرشیوهای دیجیتال یک جست‌وجوی ساده روی عبارت «برنامه‌های اقتصادی دولت» انجام دهید، ده‌ها و بلکه صدها جمله خواهید داشت که از بد حادثه هیچ‌یک با آن دیگری جور درنمی‌آید؛ به یاد بیاورید از وعده معاون اقتصادی، جناب محسن رضایی تا دستورات اکید جناب رئیس‌جمهوری در حوزه‌های مختلف و الخ!

واقعیت آن است که همه دولت‌ها از یک تیم اقتصادی در کنار خود بهره می‌برند اما متأسفانه این تیم ظاهرا در کنار رئیس‌جمهور نیست. وگرنه نمی‌فرمودند در دو ماه آینده سازوکار کوپن دیجیتالی را فراهم می‌کنیم؛ آن‌هم در اوضاعی که قیمت‌ها را آزاد گذاشته‌ایم که برای خود بتازند! واقعیت آن است که نمی‌توان با دستور و بخش‌نامه به کارگران به‌موقع حقوق داد. این وعده‌ها را قبلی‌ها هم دادند. یارانه نقدی مرغ و تخم‌مرغ که از یاد نمی‌رود!

وقتی برای حل مشکلات اقتصادی راه‌های کوتاه‌مدت و موقت در نظر می‌گیریم و به اوضاع و دردها مسکن تزریق می‌کنیم، اوضاع بهتر از این نمی‌شود. فقط از خود دستگاه‌های دولتی خبر بگیرید که چه تناقضی را همین چند مسئول اقتصادی دولت به راه انداخته‌اند. یکی از نان جیره‌بندی می‌گوید، آن دیگری از دیجیتالی‌شدن آن و دیگری از شماره ملی می‌گوید و... .

چنین بلبشویی بی‌سابقه است. سیاست‌ها مشخص نیست و همین است که پیوسته دچار مشکلات بیشتر می‌شویم. هنوز خودروسازی‌ها را به مثابه کارخانه ایجاد اشتغال می‌بینیم و هر سازمانی از گوشه‌ای از آن می‌کَند! قیمت خودرو از همین‌جا به اعلا علیین رسیده و کیفیت مدام درحال سقوط است. ما که دنبال خودروی ملی بوده‌ایم، حالا سوار سمند بی‌کیفیتی هستیم که میزان مصرف سوخت آن بیش از همه استانداردهاست و چنان طراحی شده که (شاید) سنگین‌ترین خودروی جهان باشد. در کنار آن می‌فهمیم که تازه این خودروی ملی هم نیست!

هواپیمای مسافربر ملی و... که جای خود را دارد. با این اوصاف به دنبال اعتماد به برنامه‌های اقتصادی دولتیم که جواب نمی‌دهد. سازوکار اقتصادی دولت نمی‌تواند در حد مطالعه و آزمون‌وخطا باشد. همین رکود برنامه‌ها در پارس جنوبی و... کفایت می‌کند تا خیال‌مان ناراحت باشد.

اگر روی برنامه‌ای مدون حرکت می‌کردیم، این قطار چنین از ریل خارج نمی‌شد اما برنامه‌های پنج‌ساله که سهل است، ایران ۱۴۰۴ هم فراموش شده‌ است. نوشداروهای بعد از مرگ سهراب مشکل مردم را حل نمی‌کند. این فنر بیش از آنکه جا داشته باشد، فشرده شده است. به قول خیاط‌جماعت، کت نو بعد از عید به درد گل منار می‌خورد!