|

مبارزه همراه با مذاکره؟ مسئله این است

‌حدود صد روز از شروع جنگ رمضان می‌گذرد. خوشبختانه حس پیروزی ایران بر مردم و جهان حکمفرماست. ولی جامعه از جنگ و صلح، امنیت و ناامنی، فقر و رفاه، نگران است و در این شرایط برخی از کسانی که رسانه ملی و تریبون‌های رسمی و خیابان را در اختیار دارند، بیشتر بر طبل مبارزه بدون مذاکره می‌کوبند و مذاکره را خیانت و ننگ معرفی می‌کنند.

‌حدود صد روز از شروع جنگ رمضان می‌گذرد. خوشبختانه حس پیروزی ایران بر مردم و جهان حکمفرماست. ولی جامعه از جنگ و صلح، امنیت و ناامنی، فقر و رفاه، نگران است و در این شرایط برخی از کسانی که رسانه ملی و تریبون‌های رسمی و خیابان را در اختیار دارند، بیشتر بر طبل مبارزه بدون مذاکره می‌کوبند و مذاکره را خیانت و ننگ معرفی می‌کنند.

البته از ابتدای انقلاب تاکنون بارها و بارها‌ شاهد بروز چنین صدا و تفکری در کشور بوده‌ایم و شاید بتوان جریان فعلی را پنجمین نسل از مدعیان مبارزه و مخالفان مذاکره نامید. نسل نخست این گروه، دانشجویان معروف به خط امام بودند که مذاکره دولت مهندس بازرگان را خیانت تلقی می‌کردند و با تسخیر سفارت آمریکا، سقوط و استعفای دولت موقت را فراهم کردند. طیفی از همین‌ها مذاکره با صدام بعد از قبول قطع‌نامه 598 را نیز نمی‌پسندیدند و جالب‌تر اینکه در دولت نخست سازندگی هم بخشی از این طیف خواستار ائتلاف با صدام در حمله به کویت و جنگ با آمریکا بودند، اما پس از دوم خرداد و در شرایطی که خود در دولت مستقر شدند، خواهان مذاکره و رابطه با آمریکا شدند.

نسل دوم، جریان آقای احمدی‌نژاد بود که قبل از به قدرت رسیدن و حتی در سال‌های نخست دولت، با مخالفت با مذاکره و ادامه تنش با آمریکا و غرب، پرونده هسته‌ای بالاخره از شورای حکام به شورای امنیت رفت و قطع‌نامه‌های شورای امنیت کاغذپاره خوانده شد. اما در دولت دوم، زمانی که تحریم‌ها اثر خود را در اقتصاد نشان داد، خواستار مذاکره و توافق با غرب شدند و حتی با امضای توافق تهران با میانجیگری برزیل و ترکیه با انتقال اورانیوم غنی‌شده به خارج از کشور موافقت کردند.

نسل سوم این طیف آقای جلیلی و همراهان بودند که به‌شدت به عملکرد تیم مذاکره‌کننده چه در زمان دولت آقای خاتمی و چه در دوران آقای لاریجانی در دولت آقای احمدی‌نژاد منتقد بودند، اما در زمان مسئولیت پرونده هسته‌ای و دبیری شعام با کسب اجازه از رهبری در سال 1388 اقدام به قدم‌زنی و مذاکره با تیم آمریکایی به نمایندگی برنز، معاون وقت وزیر خارجه آمریکا در وین کردند و به توافقاتی هم در پرونده هسته‌ای دست یافتند که با مخالفت برخی جریانات رقیب به نتیجه نرسید. نسل چهارم جریان مخالف مذاکره، نواصولگرایان بودند که در زمان دولت روحانی با تصویب قانون راهبردی هسته‌ای در مجلس مانع بازگشت به برجام و مذاکرات آقای ظریف شدند اما پس از جنگ 12روزه با مذاکره و توافق همراه شدند و حتی در اسلام‌آباد از خطوط قرمزی که برای آقای ظریف ترسیم شده بود، عبور شد. در شرایط فعلی، نسل پنجم که عمدتا توسط مجریان تلویزیون، برخی مداحان و چهره‌های سوپرانقلابی فضای مجازی مدیریت می‌شود، عملکرد گذشتگان را خیانت قلمداد می‌کنند و راه‌حل را در مبارزه بدون مذاکره می‌دانند.

تفاوت این دو طیف را باید در دو خط موازی آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی دانست. در آرمان‌گرایی فقط بر ارزش‌ها و اهداف تمرکز می‌شود، اما در واقع‌گرایی، محدودیت‌ها و نیازها هم مورد توجه قرار می‌گیرد و بین بایدها و واقعیت‌ها، تعادل و توازن برقرار می‌شود؛ یعنی نقطه تقاطع دو خط آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی. بنابراین از میان انبوه واقعیات‌ها در حوزه اقتصاد، جامعه، زیرساخت‌ها، انرژی و... تنها به یک واقعیت در مورد تورم اشاره می‌شود: مرکز آمار ایران نرخ رسمی تورم نقطه به نقطه اردیبهشت ماه را حدود 8/8 درصد اعلام کرده است. این رقم به معنای آن است که اگر روند فعلی اقتصاد کشور که در آستانه توافق عنوان می‌شود، حفظ شود، تورم سالانه با این نرخ از صددرصد فراتر می‌رود. تازه اگر شرایط فعلی به سمت تنش بیشتر یا آغاز جنگ برود و توافقی صورت نگیرد، طبیعتا تورم از این رقم نیز فراتر می‌رود و کشور به سونامی تورمی شبیه ونزوئلا یا آرژانتین دچار شده و اقتصاد ملی دچار فروپاشی و ورشکستگی می‌شود. فقط در یک مورد سبد کالای پایه دولت، ظرف شش ماه از بیش از دو میلیون به بیش از پنج میلیون رسیده است که دولت با پرداخت کالابرگ فقط یک میلیون تومان از آن را پرداخت می‌کند و تنها در این سبد، مردم باید سه برابر مبلغ کالابرگ را از جیب خود هزینه کنند تا افزایش قیمت آن را جبران کنند.

بنابراین آقای پزشکیان اجبارا به افزایش آن تصمیم گرفت. اما جریان مخالف مذاکره نسبت به این موضوع توجه چندانی ندارد و با شعارهایی مانند اینکه گرانی ناشی از کمبود نیست و خودکفایی و نفی وابستگی به خارج لازم است، از کنار چالش اقتصاد عبور می‌کنند و مشکل را از عدم مدیریت نظام اقتصادی و گرانی ارز را کار دشمن می‌دانند و خیابان را از دادن امتیاز نقد و قول نسیه در مذاکرات می‌ترسانند. در حالی که اقتصاد ایران به‌شدت دچار بحران است و اکنون که به جز بخش چهار درصدی جامعه، علاوه بر طبقه مستضعف و آسیب‌پذیر، طبقه متوسط و حتی طبقه نسبتا مرفه هم درگیر مسائل معیشتی هستند، نمی‌توان با شعار، سفره کوچک‌شده مردم را تأمین کرد و گریزی نداریم که از آرمان‌گرایی به واقع‌گرایی تغییر نگاه دهیم، در غیر این‌ صورت امکان مقاومت و دفاع از حقوق ملی کشور را از دست خواهیم داد. هدف باید ایجاد امنیت پایدار باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.