جانفدای صرفهجو
اهمیت فداکاری خاموش مردم در روزهای سخت
در روزهایی که کشور در شرایط جنگی تمامعیار نوین قرار گرفته، جنگی که میدان آن علاوه بر خیابانها و خاکریزها، زیرساختها، شبکههای انرژی و حتی روان جامعه است، سخنان اخیر رئیسجمهور، دکتر مسعود پزشکیان، یادآور یک حقیقت تاریخی مهم است: ملت ایران همیشه بخش مهمی از پیروزیهای خود را نهفقط در میدان جنگ، بلکه در خانهها، رفتارها، انتخابها و سبک زندگی روزانه رقم زده است.
در روزهایی که کشور در شرایط جنگی تمامعیار نوین قرار گرفته، جنگی که میدان آن علاوه بر خیابانها و خاکریزها، زیرساختها، شبکههای انرژی و حتی روان جامعه است، سخنان اخیر رئیسجمهور، دکتر مسعود پزشکیان، یادآور یک حقیقت تاریخی مهم است: ملت ایران همیشه بخش مهمی از پیروزیهای خود را نهفقط در میدان جنگ، بلکه در خانهها، رفتارها، انتخابها و سبک زندگی روزانه رقم زده است. دکتر پزشکیان با خطاب قراردادن «۳۰ میلیون جانفدای ایران»، از مردم خواست در مصرف برق و انرژی صرفهجویی کنند. جمله کلیدی او، «اگر در خانه ۱۰ چراغ روشن است، دو چراغ روشن بماند، چه اشکالی دارد؟» در ظاهر ساده است، اما در بطن خود یک راهبرد بزرگ دفاع ملی را حمل میکند؛ راهبردی که شاید امروز، بیش از هر زمان دیگر، باید آن را به عنوان نوعی فداکاری ملی فهم کرد.
جنگ جدید، فداکاری جدید میطلبد
جنگ امروز که در امتداد جنگ 40روزه است، در پی یک هدف مشخص است: فلجکردن زیرساختها و تبدیل رضایت عمومی
به نارضایتی. همانگونه که رئیسجمهور یادآور شد، بخشی از حملات اخیر با این هدف صورت گرفت که سیستم انرژی کشور را مختل کرده، فشار روانی ایجاد کند و از این مسیر مردم را از حکومت و از یکدیگر جدا کند.
در چنین شرایطی، میدان جنگ فقط جغرافیایی نیست؛ رفتارهای روزمره ما نیز جزئی از جبهه دفاع ملی شده است. در این میدان، هر خانه میتواند یک سنگر باشد و هر خاموشکردن چراغ اضافه، یک تیر خلاص به نقشه دشمن. این همان جایی است که مفهوم «جانفدای صرفهجو» معنا پیدا میکند؛ فداکاریای که نه صدای گلوله دارد و نه هیاهو، اما بنیانهای مقاومت را مستحکمتر میکند.
صرفهجویی؛ دفاع ملی در لباس شهروندی: در شرایط جنگی، هر ملت وظیفهای فراتر از زندگی عادی بر دوش میگیرد. در جنگهای کلاسیک گذشته، فداکاریها با حضور در جبهه، دادن جان و تحمل سختیها تعریف میشد. اما امروز، فداکاری شکل تازهای گرفته است: مسئولیتپذیری در مصرف منابع حیاتی. باید بپذیریم که انرژی فقط برق یا گاز نیست؛ سرمایه مقاومت ملی است. هر کیلووات برقی که امروز کمتر مصرف شود، هر شعله گازی که بیدلیل روشن نماند، هر درجه کولری که تنظیم شود، هر چراغی که خاموش شود و در نهایت هر اقدامی -هرچند کوچک- که منجر به مصرف بهینه شود، میتواند بخشی از توان سیستم را بالا نگه دارد و فرصت بازسازی، ترمیم یا مدیریت اضطراری را فراهم کند. این سادهترین و در عین حال مؤثرترین شکلی است که یک شهروند میتواند در جنگ مشارکت کند. همین مشارکتهاست که در مجموع یک دیوار بلند در برابر فشار دشمن میسازد.
دشمن، ناراضیسازی را نشانه گرفته است: دشمن بهدرستی میداند که ایران را نمیتوان از طریق جنگ نظامی مستقیم شکست داد؛ چنان که در جنگ ۴۰روزه بر تمام جهان اثبات شد. تاریخ نشان داده است ملت ایران در برابر تهدید خارجی همسو و استوار میشود؛ اما ناراضیسازی اجتماعی، نقطهای است که دشمن امید دارد در آن شکاف بیندازد. قطع برق، اختلال در خدمات عمومی، فشار بر زیرساختها و ایجاد مزاحمت در زندگی روزمره، ابزارهایی هستند که دشمن با آنها تلاش میکند این نارضایتی را تولید و تشدید کند. در این میان، نقش مردم بسیار کلیدی است. اگر جامعه بهگونهای رفتار کند که این فشارها را خنثی کند، یعنی اجازه ندهد ابزارهای دشمن کارآیی پیدا کنند، در واقع یک پیروزی بزرگ رقم خورده است. پس صرفهجویی فقط توصیهای اقتصادی نیست؛ یک تاکتیک امنیتی است، یک پاسخ هوشمندانه به تلاش دشمن و یک مشارکت مدنی با ارزش راهبردی.
صرفهجویی در شرایط فعلی، مؤلفه مهم جانفدایی و شهروندی: از چند منظر میتوان اهمیت صرفهجویی در شرایط فعلی را مورد توجه و تأکید قرار داد: نخست، زیرساختها تحت حملهاند. بازیابی برخی بخشهای آسیبدیده زمانبر است و کاهش مصرف، فشار را از شبکه برمیدارد. دوم، مصرف بالا باعث آسیبهای زنجیرهای میشود. هر اختلال در نقطهای از شبکه میتواند اثر دومینویی داشته باشد. سوم، افزایش مصرف، دست دشمن را برای طراحی حملههای مؤثرتر باز میگذارد. هرچه مصرف کنترلشدهتر باشد، محاسبات دشمن سختتر میشود. چهارم، صرفهجویی، سرمایه ملی آزاد میکند. در زمان بحران، هر میزان انرژی ذخیرهشده میتواند به نقطهای مهم و حساس اختصاص یابد. و پنجم اینکه این صرفهجویی حس همبستگی را تقویت میکند. وقتی مردم بدانند در یک تلاش جمعی شریکاند، اثرات روانی مثبت آن بسیار قابل توجه است.
یک نور کمتر، یک قدم نزدیکتر به پیروزی: وقتی رئیسجمهور میگوید «اگر ۱۰ چراغ روشن است، دو چراغ روشن بماند»، این فقط یک توصیه ساده خانگی نیست؛ دعوتی است به مشارکت در پروژه ملی مقاومت. این فراخوان، دعوت به یک اخلاق جمعی است؛ دعوت به آگاهی و دعوت به اینکه هر ایرانی حس کند بخشی از حل مسئله است، نه قربانی آن. شاید از دور بهنظر برسد خاموشکردن چند چراغ کماثر باشد، اما واقعیت این است که ضربه به دشمن از محورهای غیرمنتظره آغاز میشود. در جنگهای مدرن، پیروزیها با همین جزئیات رقم میخورند.
ایده «هر خانه، یک سنگر»: در شرایطی که دشمن به دنبال ایجاد اختلال در شبکههای حیاتی کشور است، خانههای مردم تبدیل به سنگرهایی میشوند که باید در آنها مراقبت و خویشتنداری حکمفرما باشد. همه چیز از خانه شروع میشود: مدیریت روشنایی، تنظیم دما، کاهش مصرف در ساعات اوج، خاموشکردن دستگاههای غیرضروری و رعایت الگوی مصرف. این رفتارها اگر همگانی شود، شبکه را پایدار نگه میدارد و دشمن را ناامید میکند و اگر همین رفتارهای ساده نادیده گرفته شود، دشمن فرصت بهرهبرداری مییابد. بنابراین میتوان گفت صرفهجویی در این دوره زمانی، نه صرفا یک رفتار اقتصادی بلکه یک کنش ملی است.
جانفدایی در شرایط فعلی: ایران همواره با اتکا بر جانفدایی مردم خود از بحرانها عبور کرده است. این جانفدایی البته همیشه به شکل حضور در میدان نبوده؛ گاهی در صبر، گاهی در تحمل، گاهی در همراهی و امروز در صرفهجویی هوشمندانه معنا پیدا میکند. اگر روزی جانفدایی به معنای ایستادن در خط مقدم بود، امروز ایستادن بر سر مصرف بهینه انرژی، شکلی مدرن از همان فداکاری است. تنها با همراهی مردم است که میتوان فشار دشمن را خنثی کرد و اجازه نداد هدف نهایی او -نارضایتی عمومی- تحقق یابد.
توصیه رئیسجمهور بر پیروزی از راه رفتار: توصیه رئیسجمهور در حقیقت یک فراخوان به شکل تازهای از همبستگی ملی است. همبستگیای که هم هزینههای اجتماعی را کم میکند، هم فشار دشمن را بیاثر میکند و هم به دولت و سیستم کمک میکند تا با فراغ بال بیشتری به مدیریت بحران بپردازد. اگر هر ایرانی در روز فقط چند اقدام کوچک انجام دهد، میتوان از یک موج بزرگ بحران جلوگیری کرد و این همان معنای حقیقی «جانفدای صرفهجو» است: فداکاریای آرام، بیصدا، اما بسیار قدرتمند؛ فداکاریای که میتواند ایران را از یکی از سختترین مقاطع تاریخیاش عبور دهد.