نقش تنگه هرمز در تشدید ناامنی غذایی در جهان
امنیت غذایی در دهههای اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای نظام بینالملل تبدیل شده است. مجموعهای از عوامل ازجمله تغییرات اقلیمی، بیثباتی اقتصادی، اختلال در زنجیرههای تأمین و منازعات ژئوپلیتیک، سیستم جهانی غذا را بهشدت آسیبپذیر کردهاند.
امنیت غذایی در دهههای اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای نظام بینالملل تبدیل شده است. مجموعهای از عوامل ازجمله تغییرات اقلیمی، بیثباتی اقتصادی، اختلال در زنجیرههای تأمین و منازعات ژئوپلیتیک، سیستم جهانی غذا را بهشدت آسیبپذیر کردهاند.
در چنین شرایطی، تشدید تنشها و درگیریهای نظامی در خاورمیانه -بهویژه تجاوزات و حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران- ابعاد جدیدی به بحران امنیت غذایی افزوده است. محدودیت تردد در تنگه هرمز جدیدترین و شاید غیرمترقبهترین رویداد ژئوپلیتیک جنگ اخیر است که نهتنها ثبات منطقهای را به خطر انداخته، بلکه با تأثیرگذاری بر بازار انرژی، تجارت جهانی و حملونقل بینالمللی، زمینهساز شکلگیری موج جدیدی از ناامنی غذایی در سطح جهانی شده است. به گفته بسیاری از کارشناسان بینالمللی تأثیر تعیینکننده تنگه هرمز بر مبادلات بینالمللی انرژی و زنجیره تأمین غذا به پدیده «قوی سیاه»1 تعبیر شده است. سیستم جهانی غذا بهشدت به ثبات ژئوپلیتیک وابسته است. بسیاری از نهادههای حیاتی کشاورزی مانند سوخت، کودهای شیمیایی و حملونقل دریایی و زمینی به شبکهای پیچیده از بازارهای جهانی وابستهاند. هنگامی که درگیریهای نظامی در مناطق حساس ژئوپلیتیک رخ میدهد، این شبکهها دچار اختلال گسترده و سیستماتیک میشوند. حوادث مختلفی در سه دهه گذشته در منطقه خلیج فارس روی داده که هرکدام به نوعی بر امنیت غذایی تأثیر گذاشته است. بحران مالی ۲۰۰۸ و تحریم قطر در سال ۲۰۱۶ و سپس بحران کووید 19 بخشی از سلسله حوادث سه دهه اخیر بوده است. اما تجاوز نظامی اخیر از سوی آمریکا و اسرائیل به ایران و تنشهای ناشی از بستهشدن تنگه هرمز پدیدهای است که هیچکدام از تحلیلگران سیاسی-امنیتی دامنه و عمق تأثیر آن را پیشبینی نمیکردند. محدودیتهای اعمالشده در تردد کشتیها از تنگه هرمز تنها در 40 روز باعث افزایش نگرانیهای شدید درباره امنیت مسیرهای انرژی و هزینه حملونقل دریایی در میانمدت و بلندمدت شده است. افزایش قیمت انرژی از یک سو مستقیم هزینه تولید مواد غذایی را بالا میبرد، زیرا کشاورزی مدرن بهشدت به سوخت، برق و کودهای شیمیایی وابسته است. از سوی دیگر اختلال در حملونقل محصولات کشاورزی در سیستم دسترسی و بر قیمت مواد غذایی تأثیر مستقیم گذاشته و سطح دسترسی مصرفکنندگان به غذا و امنیت غذایی را بهشدت کاهش میدهد. شدت و مدت این تأثیرگذاری به توان اقتصادی و تابآوری کشورها بستگی دارد. شوک افزایش قیمت انرژی هماکنون دامان کشاورزان بسیاری از کشورهای جنوب شرقی آسیا و کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین را گرفته است. کشورهای ثروتمند جهان نیز از این سکته بهوجودآمده در روند دسترسی به نهادههای اولیه کشاورزی بهویژه کود شیمیایی مصون نماندهاند. اما تأثیر بلندمدت این امر بر افزایش قیمت مواد غذایی، جهانی و عامشمول است.
افزایش قیمت انرژی و تأثیر آن بر تولید غذا
انرژی یکی از مهمترین نهادههای تولید کشاورزی است. از سوخت مورد استفاده در ماشینآلات کشاورزی تا تولید کودهای شیمیایی، حملونقل محصولات و فراوری مواد غذایی، همگی به انرژی وابستهاند. افزایش قیمت انرژی در نتیجه تنشهای منطقهای، باعث افزایش هزینههای تولید کشاورزی در سراسر جهان میشود. برای مثال، تولید کودهای نیتروژنی بهشدت وابسته به گاز طبیعی است. هنگامی که قیمت گاز افزایش مییابد، قیمت کود نیز بالا میرود و بسیاری از کشاورزان، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، توانایی خرید نهادههای لازم را از دست میدهند. این موضوع در نهایت به کاهش بهرهوری و کاهش سطح زیر کشت محصولات کشاورزی منجر میشود.
اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی غذا
یکی دیگر از پیامدهای مهم تشدید تنشهای نظامی در خاورمیانه، اختلال در شبکههای حملونقل و تجارت جهانی است.
مسیرهای دریایی مهمی که از منطقه خلیج فارس و دریای سرخ عبور میکنند، نقش کلیدی در تجارت جهانی انرژی و مواد غذایی دارند. هرگونه ناامنی در این مسیرها میتواند باعث افزایش هزینههای بیمه، حملونقل و زمان انتقال کالاها شود. اختلال در حملونقل دریایی و زمینی نه تنها تجارت انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه جریان انتقال غلات، روغنهای نباتی و سایر مواد غذایی را نیز مختل میکند. این وضعیت میتواند به افزایش قیمت مواد غذایی در بازارهای جهانی و در نهایت تشدید ناامنی غذایی در بسیاری از کشورها منجر شود.
کاهش سطح زیر کشت و افزایش نااطمینانی در بخش کشاورزی
در شرایط بیثباتی سیاسی و اقتصادی، سرمایهگذاری در بخش کشاورزی کاهش مییابد. کشاورزان در بسیاری از مناطق جهان با نبود قطعیت درمورد قیمت نهادهها، دسترسی به بازارها و ثبات اقتصادی روبهرو میشوند. این مسئله میتواند باعث کاهش سطح زیر کشت و کاهش تولید محصولات کشاورزی شود. علاوهبراین، افزایش هزینههای تولید و مشکلات تأمین نهادهها ممکن است برخی کشاورزان را مجبور کند که از کشت برخی محصولات صرفنظر کنند یا سطح تولید خود را کاهش دهند. چنین روندی در بلندمدت میتواند عرضه جهانی غذا را محدود کرده و فشار بیشتری بر بازارهای جهانی وارد کند.
کشورهای فقیر و کشاورزان خرد؛ قربانیان اصلی بحران
شواهد حاکی است که هدف اصلی از محدودیتهای تردد در تنگه هرمز ایجاد فشار اقتصادی بر رأیدهندگان آمریکایی است تا پایگاه تیم ترامپ متزلزل شود. اثرات اولیه و ثانویه مسدودشدن تنگه هرمز نشان میدهد پیام اصلی این رویداد به جامعه آمریکا منتقل شده است اما واقعیتهای جهانی نشان میدهد که هرچند بحرانهای ژئوپلیتیک اهداف نقطهای دارند اما اثرات جهانی داشته و اثرات جنبی آن کنترلکردنی نیست. بدیهی است که همه کشورها و گروههای اجتماعی نیز به یک اندازه از آن آسیب نمیبینند. در بسیاری از موارد، کشاورزان خرد و جوامع روستایی در کشورهای جنوب جهانی بیشترین آسیب را متحمل میشوند. اخبار واصله از جنوب شرقی آسیا و کشورهایی مانند میانمار، فیلیپین، بنگلادش، هندوستان و کشورهای فقیر آفریقا هر روز شدیدتر شده و در برخی کشورها به بحران امنیتی و اعتراضات اجتماعی تبدیل شده است. این کشاورزان معمولا منابع مالی محدودی دارند و بهشدت به بازارهای محلی و قیمت نهادههای وارداتی وابستهاند. افزایش قیمت کود، سوخت و بذر میتواند توانایی آنان برای ادامه فعالیت کشاورزی را بهشدت کاهش دهد. درعینحال این گروهها اغلب به شبکههای حمایتی و بیمههای کشاورزی دسترسی محدودی دارند و در برابر شوکهای اقتصادی بسیار آسیبپذیرند.
پیامدهای اجتماعی و سیاسی بحران غذا
تجارب تاریخی در چندین بحران جهانی بهوضوح نشان داده است که افزایش قیمت مواد غذایی میتواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی گستردهای داشته و امنیت غذایی را به خطر بیندازد. در بسیاری از کشورها، افزایش ناگهانی قیمت غذا باعث بروز ناآرامیهای اجتماعی و بیثباتی سیاسی شده است. هنگامی که خانوارها بخش بزرگی از درآمد خود را صرف خرید غذا میکنند، افزایش قیمتها میتواند بهسرعت فشار معیشتی را تشدید کند. در صورت تداوم تنشها در خاورمیانه و افزایش اختلال در بازارهای انرژی و غذا، وقایع چند روز گذشته در آفریقا و جنوب شرقی آسیا حاکی از آن است که کشورهای بیشتری با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از افزایش قیمت انرژی و ناامنی غذایی مواجه شوند. در چنین شرایطی، پیشگیری از منازعات محلی و منطقهای و کاهش سطح تنش اصلیترین راهحل و طبعا همکاری بینالمللی برای جلوگیری از تشدید بحران اهمیت حیاتی دارد. حفظ جریان آزاد تجارت مواد غذایی، جلوگیری از اعمال محدودیتهای صادراتی، حمایت از تولیدکنندگان کوچک و سرمایهگذاری در سیستمهای کشاورزی مقاوم در برابر شوکها ازجمله اقداماتی است که میتواند به کاهش اثرات بحران کمک کند. همچنین تقویت سیستمهای ذخیرهسازی و توزیع مواد غذایی، بهبود زیرساختهای حملونقل و حمایت از کشاورزان در کشورهای در حال توسعه میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری سیستم جهانی غذا داشته باشد. تحولات ژئوپلیتیک اخیر در خاورمیانه نشان میدهد که امنیت غذایی جهانی تا چه اندازه شکننده و به ثبات سیاسی و اقتصادی وابسته است. تشدید تنشها و درگیریهای نظامی، از طریق افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین و افزایش هزینههای تولید کشاورزی، میتواند زمینهساز بحران جدیدی در حوزه امنیت غذایی جهانی شود. در چنین شرایطی، بیشترین آسیب متوجه سیستم تولید و مردم در جوامع آسیبپذیر، بهویژه کشاورزان خرد در کشورهای جنوب جهانی خواهد بود. اگر مذاکرات صلح و آتشبس شکننده کنونی با حمایت جامعه جهانی نتواند با همکاری و اتخاذ سیاستهای هماهنگ از گسترش این بحران جلوگیری کند، جهان ممکن است با موج جدیدی از ناامنی غذایی گسترده و بیثباتی عمیق اجتماعی مواجه شود.
پینوشت:
1. ایده «قوی سیاه» (The Black Swan) از نسیم نیکلاس طالب این است که رویدادهای بسیار نادر، غیرمنتظره و تأثیرگذار، نقش بسیار بزرگتری در شکلدادن به تاریخ، اقتصاد، علم و زندگی ما دارند، در مقایسه با آنچه اکثر مردم تصور میکنند، اما ما معمولا آنها را نادیده میگیریم یا پس از وقوعشان توجیه منطقی برایشان میسازیم. قوهای سیاه سه ویژگی دارند: پیشبینیناپذیرند، اثرات عظیم و تکاندهنده دارند، بعد از وقوع، مردم وانمود میکنند که «از قبل مشخص بود».