روایت خانوادههایی که با بیکاری کاهش درآمد و افزایش هزینهها روبهرو شدند:
چند پله عقب رفتیم
جنگ ۴۰روزه برای بسیاری از خانوادهها فقط با پایان درگیریها تمام نشد. پیامدهای اقتصادی آن هنوز در زندگی روزمره مردم دیده میشود؛ از بیکاری و کاهش درآمد تا بدهی، تعطیلی کسبوکارها و دشوارترشدن تأمین هزینههای اولیه زندگی.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: جنگ ۴۰روزه برای بسیاری از خانوادهها فقط با پایان درگیریها تمام نشد. پیامدهای اقتصادی آن هنوز در زندگی روزمره مردم دیده میشود؛ از بیکاری و کاهش درآمد تا بدهی، تعطیلی کسبوکارها و دشوارترشدن تأمین هزینههای اولیه زندگی. روایتهای پیشرو، بخشی از این واقعیت را از زبان کسانی بازگو میکند که میگویند زندگیشان در مدت کوتاهی چندین پله به عقب رفته است. «معصومه»، جوان ۳۰ساله، میگوید: «در همان روزهای آغاز جنگ، من از شرکتی خصوصی که در آن کار میکردم تعدیل شدم. همسرم هم یک مغازه پوشاک دارد، اما به دلیل تعطیلیهای طولانی در طول جنگ و بعد از آن، فروش مغازه بهشدت افت کرد. بعد از جنگ ۴۰روزه، شرایط اقتصادی ما از قبل هم بدتر شد. کار به جایی رسید که بعضی روزها حتی پول خرید مواد غذایی اولیه را هم نداشتیم. مثلا برنج خانه تمام شده بود و توان خرید دوبارهاش را نداشتیم. ناچار میشدیم از خانوادههایمان کمک بگیریم، در حالی که آنها هم در دوران جنگ وضعیت مالی خوبی نداشتند. تنها دلخوشیمان این بود که خانه برای خودمان بود و دستکم دغدغه پرداخت اجاره نداشتیم، اما عملا هیچ پولی در اختیارمان نبود. از همان روزهای اول جنگ که کارم را از دست دادم تا امروز، مدام دنبال کار بودهام اما هنوز شغل مناسبی پیدا نکردهام. یک تا دو پیشنهاد کاری داشتم، اما دستمزدشان آنقدر پایین بود که حتی هزینه رفتوآمدم را هم پوشش نمیداد و مجبور شدم دوباره جستوجوی کار را ادامه بدهم. این وضعیت برای ما بسیار تلخ است. در سنی هستیم که فکر میکردیم باید ثمره سالها تلاش و موفقیتمان را ببینیم، اما ناگهان همه چیز برعکس شد. من در اوج مسیر کاریام بیکار شدم و همسرم هم که برای آینده کسبوکارش برنامهریزی مالی داشت، نهتنها به هیچیک از برنامههایش نرسید، بلکه چندین پله عقب رفت. حالا حتی به بستن مغازهای فکر میکنیم که سالها منبع درآمدمان بود، چون دیگر خریدی در بازار نیست و نمیدانیم چکهایی را که برای فروشگاه صادر کردهایم، چگونه پاس کنیم».
درآمدم به کمتر از سال قبل تبدیل شد
«محسن»، ۳۲ساله که سعی داشت زندگی مستقل را شروع کند هم میگوید: «حدود دو سال برای مستقلشدن برنامهریزی کرده بودم. بالاخره آذرماه سال گذشته از خانواده جدا شدم، خانهای در محله گیشا اجاره کردم و وسایل زندگی را هم به صورت اقساطی خریدم. در همان زمان حقوقم افزایش قابل توجهی پیدا کرده بود و مطمئن بودم با درآمدم میتوانم طی یک سال هم اجاره خانه و اقساط را پرداخت کنم. اما با شروع جنگ ۴۰روزه، حدود یک هفته بعد به همه کارکنان شرکت پیام دادند که شرکت تعطیل است. یکباره ماندم با اجاره خانه و بدهی سنگین اقساط، بدون اینکه درآمدی داشته باشم. حتی به کار در اسنپ فکر کردم، اما درآمدش بههیچوجه پاسخگوی هزینههایی نبود که بر اساس حقوق قبلیام برایشان برنامهریزی کرده بودم». او ادامه میدهد: «بعد از پایان جنگ، دوباره ما را به شرکت برگرداندند، اما شرایط استخداممان کاملا تغییر کرده بود. همه مهندسان را روزمزد کردند. پیش از این، حقوق ثابت، اضافهکار و حق مأموریت داشتم، اما حالا فقط برای روزهایی دستمزد میگیریم که پروژهای وجود داشته باشد. بعضی روزها به شرکت میرویم و به ما میگویند پروژهای نیست؛ در نتیجه همان روز هیچ درآمدی نداریم. همین تغییر باعث شده زندگیای که تا پیش از آن یک زندگی متوسط و باثبات بود، به شرایطی برسد که گاهی برای صرفهجویی به این فکر میکنم که شام نخورم تا هزینه کمتری داشته باشم و فقط بتوانم از پس بدهیهایم بربیایم. تمام تلاشم این است که این یک سال را پشت سر بگذارم و اقساط و بدهیهایم را تسویه کنم، اما روزهای بسیار سختی را میگذرانم».
در این وضعیت ۱۰ میلیون پول آب را چه کنم؟
«نسرین»، زن میانسال و بازنشسته، میگوید: «معمولا آخر هفتهها بچهها و نوههایم به خانهام میآمدند و دور هم جمع میشدیم، اما در این چند ماه دیگر واقعا توان مالی پذیرایی از آنها را مثل گذشته ندارم. از طرف دیگر، این ماه قبض آب خانهام ۱۰ میلیون تومان آمده است. در حالی که مصرف آبم اصلا زیاد نیست. همسایهها میگویند باید به شرکت آب و فاضلاب مراجعه و شکایت ثبت کنیم تا موضوع بررسی شود، اما در هر صورت باید ابتدا مبلغ قبض را پرداخت کنیم و بعد پیگیر باشیم. من با حقوق بازنشستگی زندگی میکنم و واقعا نمیدانم چطور باید چنین مبلغی را بپردازم. حقوق بازنشستگیام آنقدر کم است که برای تکتک هزینههایم از قبل برنامهریزی میکنم و میدانم هر بخش از آن قرار است صرف چه چیزی شود. حالا پرداخت ناگهانی چنین هزینهای تمام برنامهریزی مالیام را به هم زده است. واقعا نمیدانم باید چه کار کنم. شرایط زندگی همین حالا هم سخت است و چنین اتفاقهایی فقط فشار را بیشتر میکند. در نهایت پولی برای هزینههای روزمره باقی نمیماند».
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.