|

مهندسی ادراک در روزهای جنگ

جنگ، دیگر فقط رویارویی ارتش‌ها در مرزهای جغرافیا نیست؛ نبردی است که پیش از شلیک نخستین گلوله، در قلمرو ذهن انسان آغاز می‌شود. جهان امروز، بیش از آنکه میدان تقابل سلاح‌ها باشد، عرصه رقابت روایت‌هاست. در این میدان، آن که بتواند واقعیت را زودتر، هوشمندانه‌تر و باورپذیرتر بازنمایی کند، الزاما به حقیقت نزدیک‌تر نیست، بلکه در تسخیر افکار عمومی موفق‌تر عمل کرده است. از همین رو، رسانه از جایگاه روایتگر رخدادها فراتر رفته و به یکی از بازیگران اصلی معادلات قدرت تبدیل شده است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

جنگ، دیگر فقط رویارویی ارتش‌ها در مرزهای جغرافیا نیست؛ نبردی است که پیش از شلیک نخستین گلوله، در قلمرو ذهن انسان آغاز می‌شود. جهان امروز، بیش از آنکه میدان تقابل سلاح‌ها باشد، عرصه رقابت روایت‌هاست. در این میدان، آن که بتواند واقعیت را زودتر، هوشمندانه‌تر و باورپذیرتر بازنمایی کند، الزاما به حقیقت نزدیک‌تر نیست، بلکه در تسخیر افکار عمومی موفق‌تر عمل کرده است. از همین رو، رسانه از جایگاه روایتگر رخدادها فراتر رفته و به یکی از بازیگران اصلی معادلات قدرت تبدیل شده است. مهندسی ادراک، هنر و علم جهت‌دهی به فهم عمومی از یک واقعیت است؛ فرایندی که الزاما بر دروغ استوار نیست، بلکه اغلب با انتخاب هوشمندانه واقعیت‌ها، حذف برخی جزئیات، برجسته‌سازی برخی رخدادها و مدیریت احساسات مخاطب عمل می‌کند. در این سازوکار، حقیقت کشته نمی‌شود، بلکه در لایه‌هایی از تفسیر، تأویل و روایت بازآفرینی می‌شود. مخاطب گمان می‌کند همه ‌چیز را دیده است، در حالی که تنها بخشی از واقعیت را از دریچه‌ای از پیش طراحی‌شده مشاهده کرده است. در جنگ‌های معاصر، میدان نبرد تنها در خیابان‌ها، پادگان‌ها و خطوط مقدم شکل نمی‌گیرد؛ صفحه نمایش تلفن‌های همراه، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های برخط نیز به جبهه‌هایی تأثیرگذار تبدیل شده‌اند. هر تصویر، هر تیتر و هر ویدئوی چندثانیه‌ای می‌تواند افکار میلیون‌ها نفر را دگرگون کند. قدرت رسانه دیگر در انتشار خبر خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در تعیین معنای خبر، ساختن زمینه ذهنی مخاطب و جهت‌دهی به برداشت عمومی نهفته است. ویژگی عصر ارتباطات، سرعت سرسام‌آور گردش اطلاعات است. خبر پیش از آنکه راستی‌آزمایی شود، با وجود شبکه گسترده موبایلی، میلیون‌ها بار دیده، بازنشر و تفسیر می‌شود. در چنین شرایطی، احساسات اغلب از عقل پیشی می‌گیرد و واکنش را جای اندیشه می‌نشاند. این همان نقطه‌ای است که مهندسی ادراک بیشترین اثر خود را آشکار می‌کند؛ زیرا تصمیم‌های بزرگ اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی، گاه بر پایه برداشت‌هایی شکل می‌گیرند که هنوز فرصت آزمون حقیقت را نیافته‌اند. در این میان، هوش مصنوعی، فناوری‌های تولید محتوای دیجیتال و الگوریتم‌های هوشمند، ابعاد تازه‌ای به این نبرد افزوده‌اند. امروز می‌توان تصویری ساخت که هرگز ثبت نشده، صدایی تولید کرد که هرگز بیان نشده و ویدئویی منتشر کرد که هرگز رخ نداده است. چنین تحولی، مفهوم اعتماد را با چالشی بی‌سابقه روبه‌رو کرده است. دیگر صرف دیدن یک تصویر یا شنیدن یک فایل صوتی، دلیل کافی برای باورکردن آن نیست. عصر جدید، بیش از هر زمان دیگری به شهروندانی نیاز دارد که قدرت تحلیل را بر هیجان ترجیح دهند. اما مسئولیت فقط بر دوش مخاطبان نیست؛ رسانه‌های حرفه‌ای نیز در برابر آزمونی تاریخی قرار گرفته‌اند. روزنامه‌نگاری، اگر قرار است همچنان حافظ منافع عمومی باشد، باید میان سرعت و دقت، مسئولیت و رقابت، و جذابیت و حقیقت تعادلی هوشمندانه برقرار کند. رسانه‌ای که اعتبار خود را قربانی هیجان کند، شاید برای مدتی در صدر جریان اطلاع‌رسانی قرار گیرد، اما دیر یا زود اعتماد مخاطبان را از دست خواهد داد؛ اعتمادی که ستون اصلی سرمایه اجتماعی هر رسانه است. از سوی دیگر، دولت‌ها نیز نمی‌توانند با منطق دوران رسانه‌های سنتی به مدیریت افکار عمومی بپردازند. در جهانی که هر شهروند یک رسانه است، سکوت، پنهان‌کاری و اطلاع‌رسانی ناقص، نه‌تنها مانع انتشار اطلاعات نمی‌شود، بلکه میدان را برای شایعه، گمانه‌زنی و عملیات روانی آماده‌تر می‌کند. خلأ روایت، هرگز خالی نمی‌ماند؛ اگر روایت معتبر ارائه نشود، روایت‌های رقیب جای آن را خواهند گرفت. افکار عمومی همواره برای پرسش‌های خود به دنبال پاسخ هستند؛ پاسخی که برای به‌دست‌آوردنش منتظر روایت رسمی نخواهند ماند. جنگ شناختی، شاید خطرناک‌ترین لایه جنگ‌های امروز باشد؛ زیرا بی‌آنکه زیرساختی را ویران کند، بنیان اعتماد را فرسوده می‌‌کند. جامعه‌ای که توان تشخیص حقیقت از تحریف را از دست بدهد، حتی در غیاب جنگ نظامی نیز آسیب‌پذیر خواهد بود. امنیت ملی دیگر تنها با مرزها تعریف نمی‌شود؛ امنیت ذهن و ادراک شهروندان نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از اقتدار ملی است. از همین رو، ارتقای سواد رسانه‌ای دیگر یک انتخاب فرهنگی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی است. جامعه‌ای که با شیوه‌های اقناع، تکنیک‌های عملیات روانی، سازوکار الگوریتم‌ها و منطق تولید محتوا آشنا باشد، کمتر قربانی دستکاری ادراک خواهد شد. رسانه نیز زمانی به رسالت واقعی خود وفادار می‌ماند که نه ابزار التهاب، بلکه چراغ روشنگری باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.