|

زاینده‌رود؛ زیرساخت امید و توسعه ایران

اصفهان را می‌توان در دو تصویر خلاصه کرد: شهری که زاینده‌رود در آن جاری است و شهری که بستر رودخانه در آن خاموش مانده است. تفاوت این دو تصویر فقط در حضور یا غیاب آب نیست؛ در یکی، مردم بیشتر قدم می‌زنند، بیشتر لبخند می‌زنند و شهر زنده‌تر به نظر می‌رسد و در دیگری، گویی بخشی از حافظه و سرزندگی شهر نیز خشک شده است. همین تفاوت، پرسشی اساسی را پیش‌روی ما قرار می‌دهد: آیا زاینده‌رود فقط یک رودخانه است یا زیرساختی که کیفیت زندگی و آینده توسعه اصفهان بر مدار آن شکل می‌گیرد؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فواد شیرانی -پژوهشگر سیاست‌گذاری و اقتصاد شهری:  اصفهان را می‌توان در دو تصویر خلاصه کرد: شهری که زاینده‌رود در آن جاری است و شهری که بستر رودخانه در آن خاموش مانده است. تفاوت این دو تصویر فقط در حضور یا غیاب آب نیست؛ در یکی، مردم بیشتر قدم می‌زنند، بیشتر لبخند می‌زنند و شهر زنده‌تر به نظر می‌رسد و در دیگری، گویی بخشی از حافظه و سرزندگی شهر نیز خشک شده است. همین تفاوت، پرسشی اساسی را پیش‌روی ما قرار می‌دهد: آیا زاینده‌رود فقط یک رودخانه است یا زیرساختی که کیفیت زندگی و آینده توسعه اصفهان بر مدار آن شکل می‌گیرد؟

سال‌هاست زاینده‌رود را فقط از دریچه بحران آب، حقابه یا محیط‌ زیست می‌بینیم، در حالی که این رودخانه فراتر از یک جریان آب است. زاینده‌رود زیرساختی است که هر بار آب در بستر آن جاری می‌شود، نه‌تنها چهره شهر، بلکه حال مردم نیز تغییر می‌کند؛ خانواده‌ها به کنار رودخانه می‌آیند، پل‌های تاریخی دوباره معنا پیدا می‌کنند، کافه‌ها و فضاهای عمومی جان می‌گیرند و شهری که تا دیروز خاموش به نظر می‌رسید، دوباره نفس می‌کشد.

این احساس صرفا یک برداشت شاعرانه نیست. طی دو دهه گذشته، پژوهشگران شهرسازی، سلامت عمومی و اقتصاد شهری، مفهوم «فضاهای آبی شهری» را به یکی از مهم‌ترین موضوعات مطالعات توسعه شهری تبدیل کرده‌اند. نتایج این مطالعات نشان می‌دهد حضور رودخانه‌های شهری با افزایش رضایت از زندگی، بهبود سلامت روان، کاهش اضطراب، افزایش فعالیت بدنی، ارتقای تعاملات اجتماعی، تقویت حس تعلق به شهر و افزایش جذابیت اقتصادی ارتباط مستقیم دارد. آنچه مردم اصفهان هنگام جاری‌شدن زاینده‌رود تجربه می‌کنند، نه یک نوستالژی جمعی، بلکه تجربه‌ای است که علم نیز آن را تأیید می‌کند.

نقش زاینده‌رود همین‌جا تمام نمی‌شود. رودخانه‌ها ریزاقلیمِ شهر را هم عوض می‌کنند: رطوبت را بالا می‌برند، تنش گرمایی را کم و دما را تعدیل می‌کنند. تجربه تابستان‌های اصفهان همین را نشان می‌دهد؛ وقتی آب در زاینده‌رود جاری است، هوای حاشیه رودخانه مطبوع‌تر است، مردم بیشتر می‌آیند و کیفیت زندگیِ شهری چند پله بالا می‌رود.

از سوی دیگر، هیچ سرمایه‌ای برای توسعه شهری ارزشمندتر از سرمایه اجتماعی نیست؛ همان اعتماد، مشارکت، همدلی و احساس تعلقی که جامعه را به حرکت درمی‌آورد. این سرمایه در اتاق‌های اداری یا جلسات رسمی شکل نمی‌گیرد، بلکه در فضاهای عمومی زنده متولد می‌شود؛ جایی که مردم یکدیگر را می‌بینند، گفت‌وگو می‌کنند، می‌خندند و تجربه‌ای مشترک از زندگی شهری می‌آفرینند. در اصفهان، مهم‌ترین بستر این تعاملات، زاینده‌رود است. خشک‌شدن آن فقط حذف یک چشم‌انداز طبیعی نیست، بلکه تضعیف یکی از مهم‌ترین بسترهای تولید سرمایه اجتماعی است. هر بار که آب در بستر رودخانه جاری می‌شود، فقط سطح آب بالا نمی‌آید؛ سطح امید اجتماعی نیز افزایش می‌یابد. حضور هزاران شهروند در حاشیه رودخانه، ساعت‌ها قدم‌زدن بدون هیچ برنامه از‌پیش‌تعیین‌شده، ثبت هزاران تصویر و روایت در شبکه‌های اجتماعی و تبدیل‌شدن بازگشت آب به یکی از مهم‌ترین خبرهای کشور، نشان می‌دهد زاینده‌رود برای مردم صرفا یک پدیده طبیعی نیست؛ این رودخانه، بخشی از حافظه جمعی و سرمایه عاطفی جامعه است.

امروز رقابت میان شهرها نیز دگرگون شده است. دیگر شهرها فقط برای جذب کارخانه یا سرمایه فیزیکی رقابت نمی‌کنند، بلکه برای جذب انسان‌های خلاق، کارآفرینان، متخصصان و سرمایه انسانی رقابت دارند. پژوهش‌های اقتصاد شهری نشان می‌دهد مطلوبیت زندگی یکی از مهم‌ترین عوامل انتخاب محل زندگی و فعالیت نیروهای متخصص است. شهری که مردم در آن احساس آرامش، تعلق، امنیت و نشاط داشته باشند، ظرفیت بیشتری برای نوآوری، کارآفرینی، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی خواهد داشت. از این منظر، زاینده‌رود نه یک هزینه، بلکه یک مزیت رقابتی برای اصفهان است. اگر شهر کارآفرین را شهری بدانیم که بتواند استعدادها را جذب، حفظ و شکوفا کند، آنگاه مطلوبیت زندگی دیگر یک متغیر جانبی نخواهد بود، بلکه به یکی از ارکان سیاست‌گذاری اقتصادی تبدیل می‌شود. کارآفرینان، پژوهشگران، متخصصان و سرمایه‌گذاران فقط به دنبال زمین ارزان یا مشوق‌های مالی نیستند؛ آنها شهری را انتخاب می‌کنند که زندگی در آن مطلوب‌تر باشد. از این منظر، زاینده‌رود نه‌تنها یک سرمایه محیط‌زیستی، بلکه بخشی از زیرساخت رقابت‌پذیری و کارآفرینی اصفهان است.

اصفهان از معدود شهرهای منطقه است که مجموعه‌ای کم‌نظیر از مزیت‌های توسعه‌ای را هم‌زمان در اختیار دارد؛ میراث تاریخی جهانی، معماری منحصربه‌فرد، شبکه نسبتا مناسب حمل‌ونقل عمومی، مراکز دانشگاهی، ظرفیت بالای خدمات درمانی، صنایع متنوع، فرهنگ غنی و جایگاهی ممتاز در حافظه تاریخی ایران. اما زاینده‌رود حلقه‌ای است که این ظرفیت‌ها را به یکدیگر متصل می‌کند. وجود آب، گردشگری را تقویت می‌کند؛ گردشگری، اقتصاد خدمات را رونق می‌دهد؛ رونق اقتصادی، سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد؛ سرمایه‌گذاری، اشتغال و نوآوری را تقویت می‌کند و همه اینها در نهایت به ارتقای زیست‌پذیری شهر منجر می‌شود. به همین دلیل، زاینده‌رود را باید یک زیرساخت توسعه دانست، نه صرفا یک منبع آب.

از منظر سیاست‌گذاری، زاینده‌رود نمونه‌ای از آن چیزی است که می‌توان «زیرساخت چندمنظوره توسعه» نامید؛ زیرساختی که به‌طور هم‌زمان اهداف محیط‌زیستی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حکمرانی را محقق می‌کند. کمتر پروژه‌ای را می‌توان یافت که احیای آن بتواند هم‌زمان به کاهش هزینه‌های ناشی از فرونشست زمین، افزایش درآمد گردشگری، ارتقای سلامت روان، تقویت سرمایه اجتماعی، حفاظت از میراث فرهنگی و افزایش جذابیت سرمایه‌گذاری بینجامد. همین ویژگی است که زاینده‌رود را از یک مسئله بخشی، به مسئله‌ای ملی تبدیل می‌کند. این نگاه پیامد مهمی برای سیاست‌گذاری دارد. اگر زاینده‌رود را فقط یک مسئله هیدرولوژیک بدانیم، راه‌حل نیز صرفا در مدیریت آب خلاصه خواهد شد. اما اگر آن را زیرساخت زیست‌پذیری شهر، سرمایه اجتماعی و توسعه شهری بدانیم، آنگاه سیاست‌گذاری نیز باید چندبُعدی باشد؛ سیاستی که هم‌زمان محیط‌ زیست، اقتصاد، گردشگری، سلامت، میراث فرهنگی، سرمایه‌گذاری و حکمرانی را در کنار یکدیگر ببیند.

احیای پایدارِ زاینده‌رود را نباید هزینه‌ای برای یک استان دید؛ باید آن را سرمایه‌گذاری روی یکی از مهم‌ترین پیشران‌های توسعه ملی دانست. حفظ میراث تاریخی اصفهان، جلوگیری از فرونشست زمین، رونق گردشگری، سلامت روان شهروندان و جذب سرمایه انسانی، همه منافعی هستند که از مرزهای اصفهان فراتر می‌روند. شاید مهم‌ترین ویژگی زاینده‌رود این باشد که هم‌زمان بر اقتصاد و احساس اثر می‌گذارد؛ هم بر شاخص‌های توسعه و هم بر حافظه جمعی. کمتر پروژه‌ای را می‌توان یافت که با یک تصمیم درست، چنین دامنه گسترده‌ای از پیامدهای مثبت را ایجاد کند. از همین رو، جریان پایدار زاینده‌رود را نباید مطالبه‌ای صرفا محلی یا زیست‌محیطی دانست؛ این مطالبه، بخشی از راهبرد ارتقای کیفیت زندگی، افزایش رقابت‌پذیری شهری و تقویت سرمایه اجتماعی ایران است.

 

شاید پرسش اصلی این نباشد که زنده نگه‌داشتن زاینده‌رود چقدر هزینه دارد؛ پرسش اصلی این است که خشک‌ماندنش برای آینده اصفهان و ایران چقدر هزینه دارد؟ هزینه‌ای که فقط با کاهش منابع آب سنجیده نمی‌شود، بلکه با افت سرزندگی شهری، تضعیف سرمایه اجتماعی، کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری، آسیب به میراث فرهنگی و از‌دست‌رفتن بخشی از امید جمعی هم باید حساب شود. در اقتصاد امروز، شهرها دیگر فقط با تولید ناخالص داخلی سنجیده نمی‌شوند؛ با توانایی‌شان در ساختن «زندگی باکیفیت» رقابت می‌کنند. سرزندگی شهری دیگر محصول توسعه نیست؛ پیش‌نیاز توسعه است.

توسعه را معمولا با بزرگراه، برج و کارخانه می‌سنجیم؛ اما تاریخِ شهرهای موفق دنیا روایت دیگری دارد. توسعه فقط ساختن زیرساخت جدید نیست؛ گاهی یعنی حفظ همان زیرساختی که قرن‌ها روح یک شهر را زنده نگه داشته. زاینده‌رود برای اصفهان فقط یک رودخانه نیست؛ شریان حیات شهری، حافظه تاریخی یک تمدن و زیرساختی‌ است که اقتصاد، فرهنگ، گردشگری، سلامت و آینده توسعه روی آن می‌چرخد. رودخانه‌ها فقط آب را جابه‌جا نمی‌کنند؛ امید، هویت و سرزندگی شهرها را نیز با خود به جریان می‌اندازند. شاید برای همین است که مسئله زاینده‌رود، در نهایت، مسئله یک رودخانه نیست؛ مسئله زیست شهری، حکمرانی و نوع نگاه ما به توسعه ایران است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.