|

پلاستیک زیر آوار بحران

چگونه کمبود مواد اولیه می‌تواند عادت‌های مصرفی ما را تغییر دهد؟

حمله به برخی مجتمع‌های پتروشیمی و اختلال در زنجیره تأمین مواد اولیه، بار دیگر وابستگی اقتصاد و سبک زندگی ایرانیان به پلاستیک را آشکار کرده است؛ کالایی که سال‌ها بی‌‌محابا تولید و مصرف شد، بی‌آنکه فرهنگ استفاده درست، آموزش عمومی یا جایگزین‌های پایدار برای آن شکل بگیرد.

پلاستیک زیر آوار بحران

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

حمله به برخی مجتمع‌های پتروشیمی و اختلال در زنجیره تأمین مواد اولیه، بار دیگر وابستگی اقتصاد و سبک زندگی ایرانیان به پلاستیک را آشکار کرده است؛ کالایی که سال‌ها بی‌‌محابا تولید و مصرف شد، بی‌آنکه فرهنگ استفاده درست، آموزش عمومی یا جایگزین‌های پایدار برای آن شکل بگیرد. اکنون در شرایطی که کمبود مواد اولیه می‌تواند بازار محصولات پلاستیکی را با چالش مواجه کند، شاید زمان آن رسیده باشد که جامعه ایرانی نه‌فقط از زاویه اقتصادی، بلکه از منظر مسئولیت اجتماعی و بحران محیط‌ زیست نیز به مصرف پلاستیک نگاه کند. این روزها خبر آسیب‌دیدن برخی مجتمع‌های پتروشیمی و اختلال در تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی، نگرانی‌هایی را درباره کمبود مواد اولیه پلاستیک در بازار ایجاد کرده است. تولیدکنندگان از دشوارشدن تأمین مواد اولیه می‌گویند و فعالان بازار نسبت به افزایش قیمت برخی محصولات هشدار می‌دهند.

اما در دل این بحران، پرسشی مهم‌تر وجود دارد؛ آیا جامعه ایران اساسا مصرف درستی از پلاستیک داشته است؟ سال‌هاست پلاستیک به ساده‌ترین و ارزان‌ترین ابزار زندگی روزمره تبدیل شده؛ از کیسه‌های خرید تا ظروف یکبارمصرف، سفره‌های پلاستیکی، بطری‌ها و بسته‌بندی‌های متنوع. بسیاری از خانواده‌ها بدون فکرکردن به تبعات زیست‌محیطی، روزانه حجم بالایی از پلاستیک مصرف می‌کنند. در میهمانی‌‌ها، مراسم مذهبی، دورهمی‌ها و حتی استفاده‌های روزمره، ظروف یکبارمصرف به بخشی عادی از فرهنگ مصرف تبدیل شده‌اند؛ فرهنگی که کمتر درباره هزینه‌های پنهان آن صحبت شده است.در بسیاری از کشورهای دنیا، طی دو دهه گذشته سیاست‌های محدود‌کننده برای مصرف پلاستیک به اجرا درآمده است. برخی کشورها استفاده از کیسه‌های پلاستیکی نازک را ممنوع کرده‌‌اند و فروشگاه‌ها به سمت عرضه کیسه‌های چند‌بارمصرف یا دریافت هزینه برای ارائه پلاستیک رفته‌اند. در کشورهایی مانند امارات متحده عربی نیز استفاده از برخی کیسه‌های پلاستیکی یکبارمصرف و با ضخامت پایین محدود یا ممنوع شده تا مصرف‌کنندگان به استفاده از گزینه‌های پایدارتر سوق داده شوند. این سیاست‌ها فقط تصمیم‌های اقتصادی نبوده‌اند، بلکه بخشی از برنامه‌های کلان محیط‌‌زیستی برای کاهش زباله‌های پلاستیکی محسوب می‌شوند.در ایران اما ماجرا متفاوت بود؛ پلاستیک همیشه در دسترس و ارزان بود و همین ارزانی، مانع شکل‌گیری حساسیت اجتماعی نسبت به آن شد. کمتر فروشگاهی مشتری را به استفاده از کیف پارچه‌‌ای یا ساک چندبارمصرف تشویق کرد و کمتر کمپین عمومی مؤثری درباره مضرات پلاستیک شکل گرفت. حتی در بسیاری از مواقع، استفاده زیاد از پلاستیک نوعی «راحتی» تلقی شد؛ راحتی‌ای که هزینه واقعی آن را طبیعت پرداخت کرده است. یکی از مهم‌ترین مشکلات، نبود آموزش عمومی در این زمینه است.

در مدارس، رسانه‌ها و حتی تبلیغات شهری کمتر درباره مصرف مسئولانه پلاستیک صحبت شده است. نتیجه آنکه نسل‌های مختلف، بدون درک پیامدهای محیط‌زیستی، به مصرف بی‌رویه عادت کرده‌اند. در حالی که در بسیاری از کشورها کودکان از سنین پایین با مفهوم تفکیک زباله، بازیافت و کاهش مصرف پلاستیک آشنا می‌شوند، در ایران این مفاهیم هنوز به بخشی جدی از فرهنگ عمومی تبدیل نشده است.از سوی دیگر، نبود جایگزین‌های مناسب نیز به این روند دامن زده است. اگرچه در سال‌‌های اخیر برخی فروشگاه‌‌ها استفاده از بگ‌های پارچه‌ای یا ساک‌‌های ضخیم چندبارمصرف را آغاز کرده‌اند، اما این روند هنوز فراگیر نیست. بسیاری از مصرف‌‌کنندگان همچنان ترجیح می‌دهند در هر خرید یک یا چند کیسه پلاستیکی جدید دریافت کنند. تولیدکنندگان نیز به دلیل هزینه پایین پلاستیک، انگیزه چندانی برای سرمایه‌گذاری روی بسته‌بندی‌های پایدار نداشته‌اند. اما بحران اخیر شاید بتواند نقطه‌ای برای بازاندیشی باشد. زمانی که مواد اولیه کمیاب می‌شود، جامعه ناچار است درباره الگوهای مصرف خود دوباره فکر کند. آیا واقعا برای هر خرید کوچک به چندین کیسه پلاستیکی نیاز داریم؟ آیا استفاده گسترده از ظروف یکبارمصرف ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؟ و آیا نمی‌توان بخشی از این مصرف را با رفتارهای ساده اما مؤثر کاهش داد؟

موضوع فقط اقتصاد نیست؛ مسئله اصلی، آینده محیط‌ زیست است. پلاستیک یکی از ماندگارترین آلاینده‌های جهان به شمار می‌رود. بسیاری از محصولات پلاستیکی صدها سال در طبیعت باقی می‌مانند و به ‌سادگی تجزیه نمی‌شوند. این زباله‌ها وارد رودخانه‌ها، خاک و دریاها می‌شوند و حیات جانوری را تهدید می‌ کنند. تصاویر لاک‌پشت‌ها و پرندگانی که در زباله‌های پلاستیکی گرفتار شده‌اند، سال‌هاست به نمادی جهانی از بحران محیط‌ زیست تبدیل شده است. در ایران نیز وضعیت نگران‌‌کننده است. بخش زیادی از پسماندهای شهری را مواد پلاستیکی تشکیل می‌دهند؛ موادی که یا دفن می‌شوند یا سر از طبیعت درمی‌آورند. در بسیاری از مناطق، زباله‌های پلاستیکی به بخشی از چشم‌انداز شهری و طبیعی تبدیل شده‌اند. علاوه بر آن، سوزاندن غیراصولی پلاستیک‌ها نیز آلودگی هوا و تولید گازهای سمی را تشدید می‌کند؛ مشکلی که سلامت عمومی را تهدید می‌کند. کارشناسان محیط‌ زیست معتقدند تغییر رفتار مصرف‌‌کننده، مهم‌‌ترین گام در کاهش بحران پلاستیک است. این تغییر البته صرفا با توصیه اخلاقی اتفاق نمی‌افتد و نیازمند سیاست‌گذاری، آموزش و مشارکت اجتماعی است. فروشگاه‌ها می‌توانند مشتریان را به استفاده از ساک‌های چندبارمصرف تشویق کنند، شهرداری‌ها می‌توانند کمپین‌های آموزشی راه‌اندازی کنند و رسانه‌ها نیز نقش مهمی در تغییر فرهنگ عمومی دارند.

حتی اقدام‌های کوچک مانند همراه‌داشتن یک کیف پارچه‌ای هنگام خرید یا استفاده کمتر از ظروف یکبارمصرف می‌تواند در مقیاس بزرگ تأثیر درخور توجهی داشته باشد. مسئولیت اجتماعی فقط وظیفه دولت یا صنایع نیست؛ هر شهروند نیز بخشی از این مسئولیت را بر عهده دارد. همان‌طورکه بحران آب یا آلودگی هوا به دغدغه عمومی تبدیل شده، بحران پلاستیک هم نیازمند حساسیت اجتماعی است. شاید امروز که کمبود مواد اولیه، زنجیره تولید پلاستیک را با اختلال روبه‌رو کرده، فرصت مناسبی باشد تا درباره سبک مصرف خود تجدیدنظر کنیم؛ فرصتی برای آنکه مصرف کمتر، انتخاب آگاهانه‌تر و احترام بیشتر به محیط‌ زیست را جدی بگیریم. در نهایت، بحران اخیر فقط یک هشدار اقتصادی نیست؛ یادآوری این واقعیت است که توسعه بدون توجه به محیط‌ زیست، دیر یا زود به بن‌بست می‌رسد. جامعه‌ای که سال‌ها به مصرف آسان و بی‌وقفه پلاستیک عادت کرده، اکنون در برابر یک انتخاب قرار گرفته است: ادامه همان مسیر پرهزینه یا حرکت به سمت الگوی مصرفی مسئولانه‌تر. انتخابی که نه‌فقط بر بازار و صنعت، بلکه بر آینده محیط‌ زیست و کیفیت زندگی نسل‌های بعدی تأثیر خواهد گذاشت.

‌تجربه‌ای موفق در مدیریت تقاضا

بسیاری از کشورها در سال‌های اخیر به این جمع‌بندی رسیده‌اند که مقابله با بحران پلاستیک تنها از مسیر افزایش تولید مواد جایگزین یا توسعه ظرفیت بازیافت ممکن نیست، بلکه مدیریت تقاضا نیز باید در کانون سیاست‌گذاری قرار بگیرد. به همین دلیل، دریافت هزینه برای کیسه‌های پلاستیکی در فروشگاه‌ها به یکی از رایج‌ترین ابزارهای سیاستی در جهان تبدیل شده است. کشورهایی نظیر ایرلند، بریتانیا، آلمان، دانمارک، پرتغال و شماری دیگر از کشورهای اروپایی با وضع عوارض یا دریافت هزینه مستقیم برای هر کیسه پلاستیکی، توانسته‌اند مصرف این محصول را به‌‌طور چشمگیری کاهش دهند. منطق این سیاست ساده است؛ زمانی که کیسه پلاستیکی به ‌صورت رایگان در اختیار مشتری قرار می‌گیرد، انگیزه‌ای برای صرفه‌جویی وجود ندارد و مصرف‌کننده بدون توجه به هزینه‌های اقتصادی و زیست‌‌محیطی، از آن استفاده می‌کند. اما حتی دریافت مبلغی اندک، باعث می‌شود شهروندان به استفاده از کیسه‌های پارچه‌ای، سبدهای خرید و سایر گزینه‌های چند‌بارمصرف روی بیاورند. این تجربه جهانی از آن جهت برای ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در شرایط پس از حملات اخیر به بخشی از زیرساخت‌های پتروشیمی کشور، مدیریت مصرف مواد اولیه و محصولات پلاستیکی به یک ضرورت اقتصادی نیز تبدیل شده است. در چنین شرایطی، کاهش مصارف غیرضروری می‌تواند بخشی از فشار وارد بر زنجیره تأمین را کاهش دهد و منابع موجود را به سمت کاربردهای ضروری‌تر هدایت کند.

فروشگاه‌ها و مسئولیت اجتماعی در مدیریت مصرف

 شبکه گسترده خرده‌فروشی کشور اعم از هایپرمارکت‌ها، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و ... یکی از مهم‌ترین حلقه‌های مصرف پلاستیک به شمار می‌روند. میلیون‌ها کیسه پلاستیکی روزانه از طریق این شبکه توزیع می‌شود؛ بخش درخور توجهی از آنها تنها برای چند دقیقه مورد استفاده قرار می‌گیرند و سپس به پسماند تبدیل می‌شوند. به همین دلیل، مدیریت مصرف پلاستیک بدون مشارکت فعال این بخش عملا امکان‌پذیر نیست. انتظار می‌رود فروشگاه‌ها در چارچوب مسئولیت اجتماعی خود، از توزیع بی‌رویه کیسه‌های پلاستیکی رایگان خودداری کرده و به سمت ارائه گزینه‌های جایگزین حرکت کنند. اطلاع‌‌رسانی به مشتریان درباره آثار زیست‌محیطی مصرف پلاستیک، عرضه کیسه‌های پارچه‌ای و چندبارمصرف با قیمت مناسب، ارائه مشوق برای مشتریانی که از کیسه شخصی استفاده می‌کنند و کاهش تدریجی وابستگی به کیسه‌های یکبارمصرف، از‌جمله اقداماتی است که می‌تواند در کوتاه‌مدت اثرگذار باشد.

ضرورت ورود حاکمیت و تدوین رگولاتوری

با‌این‌حال، تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد اقدامات داوطلبانه به‌تنهایی کافی نیست و دستیابی به نتایج پایدار نیازمند مداخله تنظیم‌گرانه دولت است. همان‌گونه که در بسیاری از کشورها برای مصرف انرژی، آب یا مدیریت پسماند چارچوب‌های مشخصی وجود دارد، مصرف پلاستیک نیز باید مشمول سیاست‌های تنظیم‌گری شود.

دریافت هزینه برای کیسه‌های پلاستیکی، تعیین اهداف کاهش مصرف برای فروشگاه‌های بزرگ، اعمال مشوق‌های مالیاتی برای تولید و عرضه محصولات جایگزین و اختصاص منابع حاصل از عوارض پلاستیک به پروژه‌های محیط‌زیستی و بازیافت، از‌جمله ابزارهایی هستند که می‌توانند در دستور کار قرار بگیرند. چنین رویکردی نه‌تنها به کاهش آلودگی‌های زیست‌محیطی کمک می‌کند، بلکه در شرایط فعلی کشور می‌تواند به مدیریت تقاضا، کاهش اتلاف منابع و افزایش تاب‌آوری زنجیره تأمین محصولات پتروشیمی نیز منجر شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.