جنگ رمضان، آتشبس و ابهام در چشمانداز پیشرو
ترامپ با انتشار متنی در شبکه اجتماعی خودش اعلام کرد حمله به ایران را به تعویق انداخته است. او همچنین گفته این تأخیر در شروع دوباره جنگ به دلیل درخواست سران عربستان، قطر و امارات و همچنین پیشرفت در مذاکره با ایران بوده است. البته در ادامه مواضع گیجکننده ترامپ، او نگفته مذاکرات ادعایی او بین ایران و آمریکا بوده یا ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس و بدیهی است کسی نمیداند چه بخشی از سخنان ترامپ حقیقی است و چه بخشی ساخته ذهن او و مهمتر اینکه آیا ما شاهد شعلهورشدن دوباره آتش جنگ هستیم؟
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ترامپ با انتشار متنی در شبکه اجتماعی خودش اعلام کرد حمله به ایران را به تعویق انداخته است. او همچنین گفته این تأخیر در شروع دوباره جنگ به دلیل درخواست سران عربستان، قطر و امارات و همچنین پیشرفت در مذاکره با ایران بوده است. البته در ادامه مواضع گیجکننده ترامپ، او نگفته مذاکرات ادعایی او بین ایران و آمریکا بوده یا ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس و بدیهی است کسی نمیداند چه بخشی از سخنان ترامپ حقیقی است و چه بخشی ساخته ذهن او و مهمتر اینکه آیا ما شاهد شعلهورشدن دوباره آتش جنگ هستیم؟
مسلما این پرسش اصلی این روزهای افکار عمومی است که علیرغم فراگیری قابل توجه، با پاسخ واضحی مواجه نمیشود. اما دلیل آن چیست و چرا هیچ چیز قطعی وجود ندارد؟ شاید بتوان گفت این یک مورد استثنایی است که تقریبا همه تحلیلگران سیاسی از احتمال یکسان برای وقوع اتفاقات متضاد حرف میزنند و تحلیلگران در بهترین حالت احتمال تحقق یک سناریو را اندکی بیشتر از سناریو دیگر میدانند. به نظر میرسد مهمترین دلایلی که موجب ابهام در سرنوشت آتشبس و سرانجام کشمکش بین ایران و آمریکا شده را میتوان به صورت خلاصه در موارد ذیل جمعبندی کرد.
1- جنگ رمضان در ۹ اسفند آغاز شد. آمریکا و اسرائیل جنگ را با ترور رهبر معظم انقلاب و ارشدترین فرماندهان نظامی کشور آغاز کردند و اهداف تهاجم نظامی خود را در تغییر نظام سیاسی ایران یا حداقل تغییر کلی و حداکثری در رویکردهای امنیت ملی و سیاستهای منطقه کشورمان اعلام کردند. هرچند با توجه به اتحاد پنج حزب مسلح و تروریست کُرد فقط چند روز پیش از شروع جنگ، گزارشهای بعدی درباره گفتوگوی مقامهای دولت ترامپ با این احزاب تجزیهطلب و ادعاهای ترامپ مبنی بر ارسال اسلحه برای آنان، میتوان نتیجه گرفت از بین رفتن و تضعیف شدید دولت مرکزی، ایجاد بیثباتی و حتی تجزیه سرزمینی ایران هم میتوانست اهداف مدنظر اما اعلامنشده آمریکا و اسرائیل باشد. اما در صحنه عمل حمله همهجانبه آمریکا و اسرائیل به ایران، نهتنها به هیچ دستاورد استراتژیکی منتهی نشد، بلکه این برخورد نظامی در نهایت ایران را به حاکم بلامنازع تنگه هرمز تبدیل کرد و ایران توانست با بهرهگیری از فرصت جنگ، تنش در رابطه خود با آمریکا را به سرتاسر جهان تسری بخشیده و اقتصاد جهانی را وارد بحران کند. در واقع جنگ رمضان نهتنها دستاوردهای مدنظر را برای آمریکا و اسرائیل به همراه نداشته، بلکه در عمل مزیتی راهبردی را در ایران فعال کرده که تمام معادلات سیاسی را در منطقه و جهان تحت تأثیر قرار داده است.
2- در روز چهلم جنگ، آتشبس برقرار شد. بعد از آتشبس مذاکراتی سطح بالا در پاکستان انجام شد که پس از ۲۱ ساعت به شکست انجامید. برای ترامپ و دولت آمریکا مهمترین مسئله و هدف اصلی از آتشبس، بازکردن تنگه هرمز و رفع بحران جهانی ناشی از آن بود. اما ایران قصد بازکردن تنگه هرمز به شکلی که مدنظر آمریکا بود را نداشت، چراکه آن را مهمترین اهرم قدرت خود در معامله با آمریکا میدانست. ترامپ پس از اینکه دید ایران علیرغم آتشبس نمیخواهد تنگه هرمز را کاملا باز کند، دستور محاصره دریایی ایران را صادر کرد. ایران نیز در پاسخ از مذاکره خارج شد و پایان محاصره را شرط شروع دوباره مذاکرات اعلام کرد. از آن زمان دو طرف تلاش کردهاند با تبادل پیام با وساطت پاکستان، چارچوب قابل قبولی را برای آغاز مذاکرات طراحی کنند، اما درخواستهای طرفین آنقدر از هم دور است که پس از یک ماه، حتی چارچوب مذاکراتی مورد تأیید دو طرف شکل نگرفته است. در این شرایط آنچه برای ترامپ غیرقابل تحمل محسوب میشود، شروط ایران مبنی بر تعویق مذاکرات هستهای و موکولکردن آن به پایان جنگ «در همه جبهههاست». در واقع جنگ رمضان شرایطی را ایجاد کرده که ایران حتی از مذاکره درباره مسائلی که قبل از جنگ به راحتی آماده بود درباره آنها مذاکره و تعامل کند، شانه خالی میکند و پذیرفتن چنین چیزی میتواند به حیثیت سیاسی ترامپ آسیب بزند، ضمن اینکه پذیرفتن اشتباه در چارچوب شخصیتی ترامپ غیرممکن است. بنابراین هرچند مذاکرات به بنبست نرسیده، روند آن بسیار کندتر از آنی است که برای ترامپ قابل تحمل باشد.
3- در این میان آمادگی نظامی دو طرف، شرایط را پیچیدهتر کرده است. تمام گزارشات موجود نشان میدهد هم ایران و هم آمریکا و اسرائیل با ترمیم قابلیتهای نظامی خود، آماده شروع مجدد جنگ هستند و در هر زمانی امکان آغاز دوباره عملیات نظامی امکانپذیر است. طرفین با شروع آتشبس، بهسرعت ترمیم قابلیتهای نظامی خود را آغاز و مواضع خود را تقویت کردهاند. در این چارچوب، همه چیز منتظر تصمیم رئیسجمهوری است که ثابت کرده روحیات متلون و ریسکپذیری دارد و برخلاف اسلاف خود، آماده است بدون توجه به هشدارهای کارشناسی، تصمیمات خطرناکی را با پیامدهای مبهم اتخاذ کند.
در نهایت و در جمعبندی باید گفت ترامپ جنگی را آغاز کرده که موقعیت استراتژیک ایران را بهبود بخشیده و ایران امروز در پای میز مذاکره درخواستهای بیشتری نسبت به پیش از جنگ دارد؛ اما این برای شخصیتی همچون ترامپ قابل تحمل نیست. این در حالی است که ثابت شده جنگ هم به نتیجه مشخصی نمیرسد و در عمل جنگ پیشین ایران را در تقابل با آمریکا قویتر کرده است. در این چارچوب گزینه مناسبی برای آمریکا وجود ندارد؛ ایالات متحده یا شرایط فعلی، یعنی وضعیت «نه جنگ نه صلح» را ادامه میدهد که این مسئله با توجه به تداوم بستهماندن تنگه هرمز قابل قبول نیست، یا به میزان مشخصی به شرایط ایران تن میدهد که آن هم با شخصیت ترامپ سازگار نیست، یا دوباره به ایران حمله میکند که این مسئله هم با توجه به نتایج جنگ رمضان میتواند حتی شرایط را برای آمریکا بدتر کند، بهویژه که رهبران ایران در تصمیمی هوشیارانه نهتنها تاکنون از ظرفیت متحدین حوثی خود بهرهای نگرفتهاند، بلکه حمله جدی و فلجکنندهای به خط لوله شرقی عربستان و تلنبهخانههای آن، که شش میلیون بشکه نفت را به سواحل دریای سرخ منتقل میکند، نکردهاند. اما حمله دوباره به ایران میتواند به فعالشدن حوثیها، توقف کامل روند صادرات نفت از دریای سرخ و تشدید بحران در اقتصاد جهانی بینجامد، بدون آنکه احتمالا تأثیری در موقعیت نهایی یا مواضع ایران ایجاد کند. تحولات چند روز گذشته نشان میدهد در صورت بروز دوباره جنگ، ابعاد آن میتواند به صورت غیرقابل کنترلی گسترش یابد. اما آیا ترامپ به تبعات تصمیمهایش فکر میکند؟ شاید آری و شاید هم نه.