سکوت در بهشت؛ ششمیها در پایان باز
اگر انتخابات شوراها در موعد مقرر برگزار شده بود، امروز باید از عملکرد چندماهه شورای هفتم مینوشتیم و آن را در قیاس با شش دوره پیشین میسنجیدیم. اما اکنون، با تداوم فعالیت شورای ششم تا دو ماه پس از پایان جنگ، نهتنها این مقایسه به تعویق افتاده، بلکه مدیریت شهری نیز در وضعیتی مبهم و بلاتکلیف قرار گرفته است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اگر انتخابات شوراها در موعد مقرر برگزار شده بود، امروز باید از عملکرد چندماهه شورای هفتم مینوشتیم و آن را در قیاس با شش دوره پیشین میسنجیدیم. اما اکنون، با تداوم فعالیت شورای ششم تا دو ماه پس از پایان جنگ، نهتنها این مقایسه به تعویق افتاده، بلکه مدیریت شهری نیز در وضعیتی مبهم و بلاتکلیف قرار گرفته است.
تعویق در برگزاری انتخابات شوراها، بیش از آنکه یک تصمیم اجرائی باشد، به یک گره در حکمرانی شهری تبدیل شده است؛ گرهی که هم زمان را متوقف کرده و هم ارزیابی را. در چنین شرایطی، شورای ششم به فعالیت خود ادامه میدهد، اما این ادامه، نه از جنس ثبات است و نه نشانی از گذار؛ بلکه بیشتر به تعلیقی شباهت دارد که در آن، تصمیمها گرفته میشوند اما چشمانداز روشنی برای آینده وجود ندارد.
شورای شهر ششم در دوماهه آغاز جنگ دوم، در سکوتی کمسابقه جلسات خود را برگزار کرده است؛ سکوتی که نهتنها در فضای رسانهای بازتاب نیافت، بلکه حتی در سطح انتشار اخبار رسمی نیز به شکل حداقلی و گزینشی خود را نشان داد. گاه اخبار ضدونقیضی از جلسات به بیرون درز میکرد؛ از اختلافنظرها بر سر عقبنشینی از تکالیف قانونی برنامه چهارساله گرفته تا بحثهای پرتنش درباره افزایش قیمت خدمات عمومی.
دراینمیان، شرایط امنیتی باعث شد جلسات بدون حضور نمایندگان رسانهها برگزار شود؛ تصمیمی که اگرچه قابل درک به نظر میرسد، اما به کاهش شفافیت و افزایش ابهام در تصمیمگیریها انجامیده است. حتی خروجی جلسات نیز به صورت خلاصه و سلیقهای منتشر شد؛ روندی که امکان ارزیابی دقیق عملکرد شورا را بیشازپیش دشوار کرده است.
در همین دوره، یکی از معدود موضوعاتی که به سطح افکار عمومی راه یافت، افزایش ۴۰درصدی نرخ مرگومیر در تهران و واکنشها به آن بود. در کنار آن، گلایههایی درباره «اعداد نجومی در مشوقهای عوارض» و ضرورت شفافسازی مطرح شد؛ موضوعی که نشان میدهد حتی در شرایط جنگی، مسائل ساختاری مدیریت شهری همچنان پابرجاست.
از سوی دیگر، شنیدهها از بگومگوهای جدی میان اعضا بر سر لایحه شهرداری درباره کاهش یا تعدیل تکالیف حملونقلی در برنامه چهارم حکایت دارد. منتقدان این رویکرد معتقد بودند که شهرداری در میانه جنگ، به دنبال ارائه کارنامهای تعدیلشده است و حتی پیشنهاد تمدید برنامه چهارساله نیز در همین چارچوب مطرح شده است. شورای ششم در طول فعالیت خود، روزهای متفاوت و گاه پرتنشی را تجربه کرده است؛ از تصمیمگیریهای فوری در شرایط بحرانی گرفته تا مجادلههای مداوم در صحن شورا. صحنههایی که در آن اشکهای مهدی چمران بارها جاری شد، تهدید به استعفا مطرح شد و فریادها جای گفتوگو را گرفت. حتی مواردی از اخراج مدیران شهری از صحن شورا و درشتگوییهای شهردار خطاب به اعضا نیز در خاطرهها مانده است. از تحقیق و تفحصهایی که به سرانجام نرسید تا طرحهایی که یا نیمهتمام ماند یا با شکست مواجه شد.
این سطح از تنش و تقابل، دستکم در مقایسه با شوراهای دوم تا پنجم، کمسابقه است. شورایی که با ترکیبی یکدست آغاز به کار کرد، اما در ادامه با شکافهای جدی درونی مواجه شد.
دراینمیان تغییر مواضع برخی اعضا نیز درخورتوجه بود؛ چهرههایی که در سال نخست در زمره مدافعان شهردار قرار داشتند، در سالهای بعد به منتقدان جدی تبدیل شدند. از تذکرات تند و پیدرپی گرفته تا کنایهها و نقدهای صریح، همه نشان از فرسایش سرمایه سیاسی در درون شورا داشت.
همزمان استفاده از اعضای همسو برای پاسخگویی به منتقدان و برجستهسازی فعالیتهای مدیریت شهری، به یکی از رویههای غالب تبدیل شد؛ رویکردی که بیش از آنکه به اقناع افکار عمومی کمک کند، بر شکافها افزود. اما اکنون چند ماهی است که از صحن چوبی خیابان بهشت صدایی شنیده نمیشود. اعضا بیشتر شبها در میدان حضور دارند و میگویند تمرکز خود را بر مدیریت پیامدهای جنگ و بازسازی قرار دادهاند. با این حال، حتی در این شرایط نیز، بررسی کاهش تکالیف شهرداری را در صحن بررسی میکنند و به دنبال بالابردن نمره خود در انجام تکالیف هستند. مدیریت شهری ششم هم مانند دورههای دیگر، پایانی دارد؛ اما آنچه از شورای ششم باقی میماند، صرفا کارنامهای از تصمیمها نیست، بلکه روایتی از یک دوره پرتنش، پرابهام و در نهایت کماثر است. شورایی که در میانه بحران، نه توانست به ثبات برسد و نه در مسیر اصلاح گام بردارد. از این منظر، میتوان شورای ششم را در کنار شورای پنجم، یکی از کمرمقترین و کماثرترین دورههای مدیریت شهری در سالهای اخیر دانست؛ دورهای که بیش از آنکه با دستاورد شناخته شود، با تعلیق و مناقشه در حافظه شهری باقی خواهد ماند.