نباید اینطور میشد
در این روزها، روایتهای بسیاری از درگیریهای لفظی و قهر میان اعضای خانواده و دوستان به گوش میرسد؛ اختلافاتی که ریشه در دیدگاههای متفاوت درباره مسائل روز دارد و متأسفانه جامعه را با چنددستگی روبهرو کرده است. در ماههای اخیر، فضای اجتماعی کشور بهشدت تحت تأثیر تنشها و حوادث گوناگون قرار گرفته است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
در این روزها، روایتهای بسیاری از درگیریهای لفظی و قهر میان اعضای خانواده و دوستان به گوش میرسد؛ اختلافاتی که ریشه در دیدگاههای متفاوت درباره مسائل روز دارد و متأسفانه جامعه را با چنددستگی روبهرو کرده است. در ماههای اخیر، فضای اجتماعی کشور بهشدت تحت تأثیر تنشها و حوادث گوناگون قرار گرفته است.
اختلافنظر بر سر مسائل مهم، از شبکههای اجتماعی فراتر رفته و به درون خانهها، جمعهای خانوادگی و دوستیهای دیرینه نفوذ کرده است. متأسفانه این وضعیت، بخشهایی از جامعه را به چنددستگی آشکاری کشانده و گفتوگوهای ساده را به مشاجره، قهر و حتی قطع رابطه تبدیل کرده است.
آنچه در ادامه، پژوهشگر ایرنا به آن پرداخته، روایتهایی است از دل همین شکافهای اجتماعی؛ روایتهایی واقعی از افرادی که اختلافنظر سیاسی، زندگیشان را به چالش کشیده، دوستیهای چندینساله را تا مرز دشمنی پیش برده و خواهران و برادران و حتی والدین را در برابر یکدیگر قرار داده است. حالا با برقراری آتشبس، علاوه بر آبادکردن اماکن تخریبشده، بهبود روابط آسیبدیده نیز باید در دستور کار قرار گیرد. در این میان از دعوای خواهر و برادری تا دعوا با دوستان چندساله در حال رخدادن است. هرچند پرسش برخی این است که «جنگ چه فایدهای دارد، جز آزار و اذیت مردم؟!» و معتقدند «نباید کار به جنگ میکشید».
عده دیگر نظری عکس آن دارند. در همه این جدالها و قطع رابطهها، یک نقطه مشترک بهروشنی دیده میشود: تعصب بر یک عقیده و ناتوانی در شنیدن صدای مخالف. اما نکته امیدوارکننده این است که «تفاوت در عقیدهها نشانه بیوطنی نیست» و «نباید کار به جنگ و قهر بکشد». این همان نقطه شروعی است که میتواند زمینهساز گفتوگو باشد و آوار اختلافات را از روی رابطهها بردارد. میتوان چند راهکار عملی برای عبور از این وضعیت ارائه کرد، البته همه اینها احتیاج به گذر زمان دارد و اندکی آرامش. از سویی تحولات اجتماعی و سیاسی تحت تأثیر رخدادهای مختلف داخلی و خارجی در تبوتاب است، اما روابط خانوادگی و دوستانه، چیزی است که انسانها همیشه صرفنظر از این تحولات به آن احتیاج دارند و از اینرو باید از تداوم آنها مراقبت کرد. باید در نظر داشت که حفظ سرمایههای عاطفی و اجتماعی در بلندمدت، ارزشمندتر از اصرار بر درستی یکجانبه یک دیدگاه است. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری به «مدیریت اختلاف» نیاز داریم، نه به «حذف طرف مقابل».
رابطهها را زیر آوار اختلافات دفن نکنیم؛ چراکه بازسازی یک رابطه شکسته، گاه یک عمر زمان میبرد، اما ویرانی آن، تنها با یک جمله کوتاه است: «تو دیگر نسبتی با من نداری». شاید بتوان این رفتارها را در پیش گرفت و کمی بهبود در شرایط به وجود آورد:
تفکیک قائلشدن میان «نظر سیاسی» و «ارزش انسانی»: میتوان با کسی مخالف بود، بدون آنکه او را دشمن پنداشت.
توقف بهموقع گفتوگو: وقتی بحث به تنش و برچسبزدن (مثل «وطنفروش»، «خائن» یا «نادان») رسید، بهتر است مکث کرده و گفتوگو را به زمانی دیگر موکول کنیم.
بازیابی رابطهها، پیش از آنکه دیر شود: تجربه نشان داده بسیاری از قطع رابطهها، ریشه در یک جمله یا یک لحظه تنش دارد که بعدها از آن پشیمانی میآورد. ارزش دوستی 15ساله یا پیوند خواهر و برادری، از پیروزی در یک بحث سیاسی بسیار فراتر است.
پرهیز از برچسبزنی: میتوانیم بحث و گفتوگو را داشته باشیم، اما از برچسبزنیهایی که راه گفتوگو را سد میکند، بپرهیزیم.
پذیرش واقعیت: اینکه جامعه امروز ایران، با همه تنوع دیدگاهها، همچنان نیازمند گفتوگو است، نه سکوت یا ستیز.