دکتر خرازی؛ استاد، معلم و پدر
دکتر خرازی در طول 43 سال در حق من و دهها نفر دیگر واقعا در کسوت استاد، پدری و معلمی کرد. بعد از پایان جنگ با راهنمایی ایشان از سپاه به خبرگزاری آمدم و بعد قسمت این بود که در وزارت خارجه که منتقل شدم، ایشان وزیر خارجه شود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمد خدادی
دکتر خرازی در طول 43 سال در حق من و دهها نفر دیگر واقعا در کسوت استاد، پدری و معلمی کرد. بعد از پایان جنگ با راهنمایی ایشان از سپاه به خبرگزاری آمدم و بعد قسمت این بود که در وزارت خارجه که منتقل شدم، ایشان وزیر خارجه شود. در پژوهشکده علوم شناختی با ایشان همکاری داشتم و بهعنوان مشاور رسانهای هم در خدمت ایشان در شورای راهبری روابط خارجی توفیق بودن در کنار ایشان را داشتم. بهواقع بودن در کنار دکتر خرازی را توفیق درک ایشان میدانستم که برایم مهم بود و برای همیشه همراه من خواهد بود.
در ذهنم خاطرات بسیار بسیار زیبایی از ایشان در مقاطع مختلف و بحرانها مرور کردم و به این رسیدم که خاطراتی به صورت خاص و مورد به مورد از صداقت، راستگویی، شفافیت، نظم، مدیریت جامعنگر، اخلاقمدار، مهربان و بامحبت، سعه صدر، وفاداری، معرفت، ایمان راسخ، تسلط به آخرین تحولات در جهان و کاملا بهروز از نظر فناوری و اطلاعات، زندگی سالم از نظر مالی و سادهزیستی به صورت ویژه و... در ذهن دارم که در این کوتاهنوشته نمیگنجد.
نقش و سهم ایشان در بازتعریف و تقویت سیاست خارجی –توسعه علوم شناختی و تربیتی– ایجاد همگرایی و وحدت در کشور و... نیاز به دهها نوشتار با قلم صاحبنظران دارد و من سعی کردم کوتاه به زاویهای ناپیدا و کمتر شناخته در حد بضاعت محدودم بپردازم.
در سال 1367 به دلایلی مشکل قلبی پیدا کردم. آن موقع یک خبرنگار عادی در ایرنا بودم. خاطرم هست دکتر خرازی جایگاه بسیار مهمی در کشور داشت. چشم باز کردم روی تخت بیمارستان و اولین کسی را که به همراه محافظ دیدم، دکتر خرازی بود که برای عیادت به بیمارستان آمده بود تا سال گذشته که مادرم مرحوم شد و بار دیگر دکتر خرازی بود که به مراسم ختم آمد.
دست تقدیر در سال 1392 موجب شد که در دولت اول آقای روحانی به دلیل شرایط خاص کشور مدیرعامل ایرنا شوم. خدمت ایشان رفتم و گفتم نقش امروز من در ایرنا نتیجه زحمات شماست که در سال 1367 موجب حضور و تربیت من در ایرنا بهعنوان خبرنگار شدید و به همین دلیل تجربه اندوخته که شما عاملش بودید، امروز به کار خواهم گرفت. مانند همیشه لبخند زد و گفت کار خوبی کردید که مسئولیت را پذیرفتید، خدا به شما کمک میکند و موفق خواهید شد.
دکتر خرازی به همراه همسرش که از کمالات ایشان زیاد شنیده بودم، شهید شدند و حقش هم همین بود که در بستر نمیرد، اما مطمئن هستم من و صدها نفر دیگر از شاگردانش تا مرگ به یادشان و با بهره از سلوک و آموختههایمان از ایشان زندگی خواهیم کرد. یادش تا ابد زنده است اگرچه دیگر در میان ما نیست.
چنانم در دلی حاضر که جان در جسم و خون در رگ
فراموشم نهای وقتی که دیگر وقت یاد آیی