|

نسل‌کشی خاموش طبیعت در جنگ

شلیک به قلب زیست‌بوم ایران

در تهاجم اخیر، ۱۳ منطقه حفاظت شده در هفت استان کشور هدف قرار گرفتند. همین موضوع به سادگی و وضوح عمق کینه مهاجمان را نسبت به میراث طبیعی ایران نشان داد. آسیب‌هایی که به مناطقی از جمله پارک‌های ملی خجیر و سرخه حصار در تهران و منطقه البرز جنوبی وارد شد، تنها یک معنا دارد و آن نابودی زیستگاه‌های گونه‌های اندمیک و حساس در مجاورت کلانشهرهاست.

شلیک به قلب زیست‌بوم ایران
ریحانه جولایی خبرنگار شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بررسی‌های ابتدایی نشان می‌دهند تخریب‌های ناشی از درگیری‌های اخیر میان ایران و آمریکا و اسرائیل، چیزی شبیه یک نسل‌کشی زیست ‌محیطی گسترده است که اثرات مخرب آن می‌تواند تا ده‌ها سال بر سلامت مردم ایران و پایداری کشور تاثیر بگذارد. اخیرا سازمان حفاظت محیط‌ زیست گزارشی ارائه داده که ابعاد تاریک‌تر این تقابل را نشان می‌دهد. این گزارش تجاوز اخیر اسرائیل و آمریکا را در چهار حوزه کلیدی بررسی کرده و از واقعیت‌هایی هولناک پرده برداشته است.

جنگ اخیر در کنار آسیب به زیرساخت‌های استراتژیک، آسیب‌های جبران‌ناپذیر و عمدی هم به ریه‌های حیاتی کشور یعنی مناطق حفاظت شده و ذخایر ژنتیکی ایران زده است. این تهاجم در شرایطی رخ داد که جهان با بحرانی عظیم تحت عنوان تغییرات اقلیمی دست و پنجه نرم می‌کند و در میان تزریق ناگهانی حجم زیادی از آلاینده‌ها به اتمسفر منطقه، بسیاری از معادلات اقلیمی فلات ایران را به شکلی خطرناک دگرگون کرده است.

بمب‌های شیمیایی و آسمان سیاه کلانشهرها

زمانی که مخازن استراتژیک نفت در میانه شهری بزرگ و جمعیت عظیم تهران و البرز هدف گرفته شد، فاجعه‌بارترین قسمت این اتفاق رخ داد. آن‌طور که داده‌های موثق خبرگزاری‌ها و مسئولین اعلام کرده‌اند، حریق بیش از ۳۶۰ هزار متر مکعب مواد نفتی در سه نقطه کلیدی شهر یعنی شهران، شهر ری و کوهک، اتمسفر پایتخت را با یک میلیون تن دی‌اکسید کربن مواجه کرده است. برای اینکه این فاجعه را بهتر درک کنیم باید به این نکته اشاره کرد که چنین حجمی از کربن برابر است با فعالیت مداوم صدها هزار خودرو در طول سال که تنها در عرض چند روز به ریه‌های شهر تزریق شد.

با این حال خطر اصلی انتشار گازهای سمی است و چیزی فراتر از گرمایش زمین، انتشار ۴ هزار تن ترکیبات آروماتیک و آلی فرار در تهران و ۲۲۰ تن در فردیس البرز، به معنای توزیع گسترده عوامل سرطان‌زا در هوای تنفسی میلیون‌ها شهروند ساکن این مناطق است. این ترکیبات زمانی که روی خاک می‌نشیند و به سفره‌های آب زیرزمینی نفوذ می‌کند، می‌تواند زنجیره غذایی پایتخت و حومه را تا سال‌ها مسموم نگه دارد و در ادامه این موضوع، هزینه‌های درمانی گزافی به جامعه تحمیل خواهد شد، آن هم در شرایطی که وضعیت مالی و سلامت مردم روزبه‌روز بدتر می‌شود.

کینه‌ای عمیق به محیط‌زیست ایران

در تهاجم اخیر، ۱۳ منطقه حفاظت شده در هفت استان کشور هدف قرار گرفتند. همین موضوع به سادگی و وضوح عمق کینه مهاجمان را نسبت به میراث طبیعی ایران نشان داد. آسیب‌هایی که به مناطقی از جمله پارک‌های ملی خجیر و سرخه حصار در تهران و منطقه البرز جنوبی وارد شد، تنها یک معنا دارد و آن نابودی زیستگاه‌های گونه‌های اندمیک و حساس در مجاورت کلانشهرهاست. اصابت کردن پرتابه‌ها و ترکش‌ها به این مناطق علاوه بر تلفات مستقیم حیات وحش، منجر به پدیده‌ای به نام «ترومای صوتی» شدید شده است و پیامد این اتفاق کوچ اجباری گونه‌هاست که در نهایت تعادل اکولوژیک منطقه را بر هم می‌زند؛ اما در این میان، به موزه تاریخ طبیعی پارک چمران کرج نیز آسیب سنگینی وارد شده، آسیبی که تنها یک خسارت ساختمانی نیست، بلکه ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به حافظه علمی و ذخایر تنوع زیستی کشور است که بازیابی سوابق ژنتیکی و نمونه‌های نادر آن ممکن است دهه‌ها به طول بینجامد. 

جبهه آبی از خلیج فارس تا مکران زیر آتش

در هفته‌های گذشته شاهد این بودیم که بارها به بنادر، خطوط ساحلی و جزایر راهبردی و استراتژیک جنوب ایران حمله شد. از سواحل خلیج بهرگانسر در هرمزگان تا سواحل پزم، پسابندر و جزایر مرجانی در سیستان و بلوچستان، همگی شاهد اصابت تسلیحات جنگی بوده‌اند. همچنین آسیب‌های اساسی به پهنه‌های آبی جزیره قشم، لارک و هنگام، موجب شد تا معیشت هزاران صیاد محلی و بقای برخی پستانداران کمیاب دریایی به صورت مستقیم تهدید شود. آلاینده‌های شیمیایی و فلزات سنگین پس از انفجارها در منطقه نشت کرده و در محیط‌های مرجانی خلیج گواتر، می‌تواند به وقوع پدیده کشند قرمز و مرگ‌ومیر دسته‌جمعی آبزیان منجر شود. بر اساس گفته‌های کارشناسان، این اقدامات نه تنها یک جنایت جنگی است، بلکه تلاشی هدفمند در جهت تخریب زیرساخت‌های توسعه پایدار در سواحل مکران و ضعیف شدن اقتصاد دریامحور ایران تلقی می‌شود.

زخم عمیق بر جان تالاب‌ها و مراتع ملی ایران

در قلب و غرب کشور، مناطق باستانی و حساس زیست‌محیطی وجود دارد. مناطقی همچون هفتادقله در استان مرکزی و پناهگاه حیات وحش زریبار در کردستان که این مناطق هم از گزند انفجارهای جنگ اخیر مصون نماندند. دریاچه زریبار که به عنوان یکی از بزرگترین اکوسیستم‌های آب شیرین جهان شناخته می‌شود، امروز با خطری جدی مواجه است؛ ورود پسآب‌های سمی ناشی از مهمات جنگی که می‌تواند حیات و بقا این نگین سبز را با سرعت زیادی از بین ببرد.

در جنوب شرق ایران هم تهاجم به منطقه کوه بیرک و تالاب هامون هیرمند که پیش از این هم قصه پرغصه‌ای داشتند و سال‌ها با بحران خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کردند، منجر به تخریب پوشش گیاهی اندک آن منطقه شده است. نتیجه این تخریب‌ها بلند شدن ریزگردهای داخلی و وقوع توفان‌های غبار سمی در استان سیستان و بلوچستان است که می‌تواند پایداری سکونت در این مناطق مرزی را با چالشی جدی روبه‌رو کند.

ابعاد پنهان یک فاجعه اقلیمی

انتشار بیش از یک میلیون تن آلاینده، آن هم در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، رکورد جدیدی از آلودگی نقطه‌ای را در منطقه ثبت کرده است. وارد شدن ۵۳ هزار تن دی‌اکسید کربن تنها از یک نقطه در البرز، وضعیتی را به وجود آورده است که کارشناسان محیط‌زیست از آن به عنوان «زمستان خاکستری» یاد کرده‌اند. این حجم بسیار عظیم از گازهای گلخانه‌ای، موجب شده تا در کرج و تهران پدیده جزیره حرارتی تشدید شود و همین امر ریسک وقوع سیلاب‌های ناگهانی را به دلیل از بین رفتن پوشش گیاهی در ارتفاعات البرز جنوبی با شدت زیادی افزایش داده است. این طور هم می‌توان به قضیه نگاه کرد که کشورهای شروع کننده جنگ با هدف قرار دادن زیرساخت‌های طبیعی در صدد تضعیف مکانیسم‌های دفاعی سرزمین‌مان در برابر بلایای طبیعی برآمده‌اند.

کوری خودخواسته محیط‌زیست

بخش دیگری از قضیه که اتفاقا بخش قابل تامل آن است، حمله به بناها و تجهیزات ادارات کل محیط زیست در ۱۰ استان کشور از جمله ایلام، کرمانشاه، لرستان و هرمزگان است. تخریب ایستگاه‌های مخصوص پایش هوشمند آلودگی هوا و پاسگاه‌های محیط‌بانی، در واقع به معنای فلج کردن و از پا انداختن توان پایش دولت بر سلامت عمومی است. زمانی که تجهیزات سنجش آلایندگی از کار می‌افتند، امکان ارائه هشدارها در زمان مناسب به افراد دارای بیماری‌هایی نظیر تنفسی و قلبی در روزهای بحرانی سلب می‌شود و همین استراتژی نشان می‌دهد این تهاجم بسیار هوشمندانه با هدف حذف ابزارهای نظارتی صورت گرفته است.

امنیت بهداشتی و غذایی شهروندان در بحران

بخش دیگری از خسارات وارد شده بر واحدهای تولیدی و خدماتی در استان‌های آذربایجان شرقی، بوشهر، خوزستان، یزد و فارس، زنجیره‌ای از بحران‌های بهداشتی را نیز به دنبال خواهد داشت. نفوذ ترکیبات آروماتیک به زمین‌های کشاورزی اطراف مخازن سوخت، به‌روشنی امنیت غذایی را با تهدید روبه‌رو خواهد کرد. همچنین ذرات معلق میکروسکوپی که نشأت گرفته از انفجارهای حاوی بقایای تسلیحات شیمیایی و نفتی هستند، احتمال و ریسک بیماری‌های مزمن ریوی و برخی از ناهنجاری‌های ژنتیکی را در نسل‌های آینده افزایش می‌دهند.

از سوی دیگر، اراضی تخریب شده در برخی مناطق مانند ارژن فارس، باعث نابودی مراتع، به‌ویژه مراتع درجه یک کشور شده که به صورت مستقیم بر کاهش تولیدات دامی و افزایش گرد و غبار محلی تاثیر دارد.

ضرورت پیگردهای بین‌المللی و زیست‌محیطی

اسنادی که سازمان حفاظت محیط‌زیست ارائه کرده، محکم‌ترین شواهد برای پیگرد قانونی کشورهای حمله‌کننده به ایران در دادگاه‌های بین‌المللی است. بر اساس پروتکل‌های الحاقی به کنوانسیون ژنو، حفاظت از محیط‌زیست، آن هم در زمان درگیری‌های مسلحانه یکی از اصول غیرقابل بحث است. از همین رو حملات اخیر به مخازن سوخت و مناطقی که تحت حفاظت سازمان‌های محیط‌زیستی است، در صورتی که منجر به آسیب‌های گسترده، بلندمدت یا شدید باشد مصداق بارز جنایت علیه بشریت و طبیعت محسوب می‌شود.

پس از پایان جنگ، دستگاه دیپلماسی ایران باید در اولین فرصت، با تکیه بر گزارش‌های موجود و مستندات میدانی، پرونده این جنگ را در مجامع بین‌المللی پیگیری و در جهت پرداخت غرامت و بازسازی پهنه‌های آبی و خاکی کشور تلاش کند.

کلام آخر این‌که، هر چند امروز دیگر صدای بمب و موشک و جنگنده خاموش و آتش‌بس برقرار شده، اما این جنگ در لایه‌های زیرین و پنهان طبیعت کشور با شدت بیشتر ادامه دارد. باید بدانیم که ذرات سمی در هوا و جریانات هوایی به‌راحتی جابه‌جا می‌شوند. بسیاری از مواد شیمیایی و سمی ناشی از این جنگ به ریشه درختان و گیاهان می‌رسند و همچنین تنوع زیستی ایران عزادار مناطق تخریب شده هستند.

احیا کردن جان طبیعت زخمی ایران کاری سخت و فراتر از توان اجرایی یک یا چند سازمان است و زمانی این زخم‌ها ترمیم پیدا می‌کند که یک بسیج عمومی و مطالبه‌گری جهانی به وجود بیاید.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.

 
  • روایت تعدادی از عکاسان خبری که در ۴۰ روز بمباران در مناطق جنگ‌زده حاضر شدند و تاریخ را ثبت کردند