جنگ اوکراین؛ بنبست و آیندهای نامطمئن
جنگی که قرار بود کوتاه باشد چهارساله شد
چهار سال پیش، زمانی که نخستین موشکها بر فراز اوکراین فرود آمدند، بسیاری تصور میکردند این جنگ فقط چند هفته طول خواهد کشید. تحلیلگران از «عملیات برقآسا» سخن میگفتند و برخی دولتها حتی برای سناریوی سقوط سریع کییف آماده میشدند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محسن شریفخدائی - تحلیلگر روابط بینالملل
چهار سال پیش، زمانی که نخستین موشکها بر فراز اوکراین فرود آمدند، بسیاری تصور میکردند این جنگ فقط چند هفته طول خواهد کشید. تحلیلگران از «عملیات برقآسا» سخن میگفتند و برخی دولتها حتی برای سناریوی سقوط سریع کییف آماده میشدند.
اما اکنون، در چهارمین سالگرد این بحران، جنگی که قرار بود کوتاه باشد، به یکی از طولانیترین و پرهزینهترین درگیریهای اروپا پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شده است؛ جنگی که نهتنها مرزهای اوکراین را درنوردیده، بلکه ساختار امنیتی اروپا، روابط روسیه با جهان و حتی نظم بینالمللی را دگرگون کرده است. این جنگ برخلاف تصور اولیه، نهتنها پایان نیافته، بلکه به مرحلهای رسیده که در آن چشمانداز صلح نیز همچنان مبهم و دور از دسترس میباشد.
پس از چهار سال نبردی همه جانبه، وضعیت میدانی بهوضوح نشان میدهد جنگ اوکراین به یک درگیری فرسایشی کلاسیک تبدیل شده است. روسیه اکنون حدود ۱۸ تا ۲۰ درصد از خاک اوکراین را در کنترل خود دارد؛ از جمله کریمه که از سال ۲۰۱۴ به اشغال درآمده و بخشهای وسیعی از دونتسک و لوهانسک در شرق کشور. علاوه بر این، روسیه بخشهایی از استان زاپوریژیا -از جمله شهر مهم ملیتوپل- و همچنین نوار بزرگی از استان خرسون در ساحل شرقی رود دنیپرو را در اختیار دارد. این مناطق مجموعا دهها هزار کیلومتر مربع از خاک اوکراین را شامل میشوند و اهمیت راهبردی بالایی دارند؛ زیرا ارتباط زمینی روسیه با کریمه را تضمین میکنند. خطوط نبرد در ماههای گذشته در بسیاری از جبههها تقریبا ثابت ماندهاند، اما هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی همچنان رو به افزایش هستند.
روسیه با اتکا به ظرفیت نظامی-صنعتی و جمعیتی خود، توانسته تولید تسلیحاتش را افزایش دهد و فشار مستمری بر جبههها وارد آورد؛ در حالی که اوکراین با کمبود نیرو، محدودیت منابع و وابستگی شدید به کمکهای غرب روبهروست. در سطح سیاسی، کییف همچنان بر بازپسگیری کامل سرزمینهای اشغالی تأکید دارد، اما واقعیتهای میدانی این هدف را دشوارتر از گذشته کرده است. در مسکو نیز هیچ نشانهای از عقبنشینی دیده نمیشود؛ کرملین جنگ را بخشی از نبرد بزرگتر با غرب میداند و عقبنشینی را شکست راهبردی تلقی میکند.
در این میان، غرب، بهویژه اروپا، همچنان از اوکراین حمایت میکند، اما این حمایت دیگر مانند سالهای نخست جنگ، یکپارچه و بدون تردید نیست. در اروپا، فشارهای اقتصادی، بحران انرژی و اختلافات داخلی باعث شده برخی دولتها نسبت به ادامه کمکهای گسترده محتاطتر شوند. با این حال، کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و لهستان، از اعضای اتحادیه و بریتانیا، خارج از این مجموعه، همچنان ستون اصلی حمایت نظامی و مالی از اوکراین هستند و میلیاردها یورو هزینه کرده و تسلیحات پیشرفته در اختیار کییف قرار دادهاند. در مقابل، برخی اعضای دیگر اتحادیه اروپا نسبت به ادامه این سطح از حمایت تردید دارند و پیامدهای اقتصادی جنگ را برای جوامع خود سنگین ارزیابی میکنند. برخی دیگر مانند مجارستان و اسلواکی از جمله خریداران گاز از روسیه هستند. این شکافها باعث شده اروپا در حالی که بار اصلی حمایت از اوکراین را بر دوش میکشد، در عین حال با اختلافنظرهای داخلی نیز دستوپنجه نرم کند.
در آمریکا نیز وضعیت پیچیده است. دونالد ترامپ که در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود «یکروزه جنگ اوکراین را خاتمه دهد»، اکنون با گذشت بیش از یک سال از حضور دوبارهاش در کاخ سفید، هنوز نتوانسته تغییری اساسی در میدان یا میز مذاکره ایجاد کند. موضع او -که بر فشار بر اروپا برای افزایش سهم خود در حمایت از اوکراین و نیز ضرورت گفتوگو با روسیه تأکید دارد- بیش از آنکه راهحلی فوری ارائه دهد، فضای عدم قطعیت را افزایش داده است. ادعای پایان سریع جنگ، در عمل با واقعیتهای پیچیده میدان و مقاومت سیاسی دو طرف سازگار نبوده و همین امر باعث شده نقش آمریکا در این مرحله بیش از هر زمان دیگری مبهم و بحثبرانگیز باشد. در میدان نبرد، هیچیک از طرفین توانایی دستیابی به پیروزی قاطع در مقطع کنونی را ندارد. در یک سال گذشته روسیه در برخی مناطق پیشرویهای محدود اما مستمر داشته است، در حالی که اوکراین بیشتر در حالت تدافعی قرار گرفته است. حملات موشکی و پهپادی بهویژه از سوی روسیه خسارات انسانی و زیرساختی زیادی به اوکراین وارد آورده است. هر دو طرف بهدنبال فرسودن دیگری هستند: روسیه امیدوار است خستگی حامیان غربی و فشار اقتصادی، اوکراین را وادار به امتیازدهی کند و اوکراین امیدوار است با حفظ خطوط دفاعی و دریافت کمکهای بیشتر غرب، بتواند شرایط را تغییر دهد. در چنین فضایی، پیروزی قاطع برای هیچیک از طرفین قابل تصور نیست و جنگ بیش از هر زمان دیگری به یک رقابت فرسایشی و طولانی برای دوامآوردن تبدیل شده است. رهبران اروپایی نسبت به دستیابی به توافق صلح خوشبین نیستند و معتقدند ولادیمیر پوتین هنوز از نظر اقتصادی و نظامی تحت فشار کافی قرار نگرفته است.
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، در سخنرانی خود در کنفرانس اخیر امنیتی مونیخ اعلام کرد کشورش فقط زمانی میتواند یک توافق صلح را «با عزت» امضا کند که آمریکا حداقل ۲۰ سال تضمین امنیتی الزامآور ارائه دهد. این تضمینها قرار است مشخص کنند آمریکا در صورت توافق صلح، چگونه از نیروی «اطمینانبخش اروپایی» که قرار است در خاک اوکراین مستقر شود، حمایت خواهد کرد. زلنسکی همچنین خواستار تعیین تاریخ مشخص برای عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا شد؛ برخی مقامهای اروپایی سال ۲۰۲۷ را محتمل میدانند. این در حالی است که عضویت اوکراین در ناتو کاملا منتفی شده است.
چهار سال پس از آغاز جنگ، روشن است که تداوم این درگیری نهتنها سرنوشت اوکراین، بلکه آینده امنیت اروپا و نظم قاره را شکل میدهد. با این حال، واقعیتهای سیاسی و میدانی نشان میدهد پایان جنگ بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای قدرتهای بزرگ، میزان انسجام اروپا و توان غرب برای حفظ یکپارچگی و حمایت پایدار بستگی دارد. نه روسیه نشانهای از عقبنشینی نشان میدهد و نه اوکراین حاضر است از خواستههای سرزمینی خود کوتاه بیاید. در چنین شرایطی، مسیر پیشرو همچنان طولانی و پرهزینه است، اما درک واقعبینانه این پیچیدگیها شاید نخستین گام برای نزدیکشدن به صلحی باشد که هنوز دور از دسترس بهنظر میرسد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.