در باب راهبرد جهان
هنری کیسینجر در کتاب «رهبری» که با زیر عنوان مطالعاتی درباب راهبرد جهان با ترجمه سامان صفرزائی توسط نشر پیدایش منتشر شده، از منظری تحلیلی و مبتنی بر تجربه، به بررسی مفهوم رهبری پرداخته است. او تحلیلش را براساس زندگی و عملکرد شش چهرهای شکل داده که به اعتقاد او همهشان با درک صریحی از ضرورت یک رهبریت سیاسی جسورانه و الهامبخش، جمعبندی خودشان را از اینکه چه چیزی جهان را به بیراهه کشانده داشتند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: هنری کیسینجر در کتاب «رهبری» که با زیر عنوان مطالعاتی درباب راهبرد جهان با ترجمه سامان صفرزائی توسط نشر پیدایش منتشر شده، از منظری تحلیلی و مبتنی بر تجربه، به بررسی مفهوم رهبری پرداخته است. او تحلیلش را براساس زندگی و عملکرد شش چهرهای شکل داده که به اعتقاد او همهشان با درک صریحی از ضرورت یک رهبریت سیاسی جسورانه و الهامبخش، جمعبندی خودشان را از اینکه چه چیزی جهان را به بیراهه کشانده داشتند. کیسینجر در این کتاب با تأکید بر این موضوع که ترکیب شخصیت و شرایط است که تاریخ را میسازد، به معرفی شش رهبر پرداخته است: کنراد آدناور، شارل دوگل، ریچارد نیکسون، انور سادات، لی کوآن یو و مارگارت تاچر. او میگوید این شش رهبر همگی براساس شرایط دراماتیک دوره تاریخیشان شکل گرفتند و سپس همگی معماران تحولات جامعهشان پس از جنگ دوم جهانی و نظم بینالمللی شدند. او نوشته که این شانش را داشته که با هر شش نفر در اوج نفوذشان روبهرو شود و از نزدیک نیز با ریچارد نیکسون کار کرده است: «آنها با ارثبردن جهانی که قطعیتهایش بر اثر جنگ از بین رفته بود، اهداف ملی را از نو تعریف کردند، چشماندازهای جدیدی گشودند و ساختار جدیدی را به جهانی در حال گذار ارائه کردند». این شش چهره، در مسیر خود از کوره آتشین جنگهای سیساله دوم یعنی مجموعه درگیریهای ویرانگر که از آغاز جنگ جهانی اول در آگوست 1914 تا پایان جنگ جهانی دوم در سپتامبر 1945 ادامه داشت، گذر کردند. کیسینجر در بررسیاش، نشان داده که چگونه این شش رهبر از وضعیت جهان در آن روزگار متأثر شدند: حرفه سیاسی کنراد آدناور که از سال 1917 تا 1933 شهردار کلن بود، شامل درگیری با فرانسه حد فاصل بین دو جنگ جهانی بر سر راینلند و همچنین ظهور هیتلر بود. در طول جنگ جهانی دوم دو بار توسط نازیها به زندان انداخته شد. با آغاز سال 1949 آدناور با کنارگذاشتن چند دهه تلاش آلمان برای تسلط بر اروپا، جا خوش کردن در اتحاد آتلانتیک و بازسازی این کشور بر یک بنیان اخلاقی که ارزشهای مسیحیت و اعتقادات دموکراتیک را بازتاب میداد، آلمان را از حضیض تاریخ خود عبور داد. شارل دوگل در طول جنگ جهانی اول دو سال و نیم بهعنوان اسیر جنگی در ویلهلمین آلمان زندانی بود. در جنگ جهانی دوم ابتدا فرماندهی یک هنگ تانک را بر عهده داشت. بعد از آن و پس از فروپاشی فرانسه، دو بار ساختار سیاسی این کشور را بازسازی کرد؛ بار اول در سال 1944 برای احیای جوهره فرانسه و بار دوم در سال 1958 برای احیای روح آن و جلوگیری از جنگ داخلی. دوگل گذار تاریخی فرانسه از یک امپراتوری شکستخورده، تقسیمشده و بیش از حد گسترده به یک دولت ملی باثبات و مرفه مبتنی بر یک قانون اساسی صحیح را به انجام رساند. بر چنین بنیانی نقشآفرینی مهم و پایدار در روابط بینالملل را به فرانسه بازگرداند. دیگر رهبر مورد بررسی کتاب یعنی ریچارد نیکسون از تجربه خود در جنگ جهانی دوم این درس را گرفت که کشورش باید نقشی تقویتشده در نظم جهانی نوظهور ایفا کند. به رغم اینکه تنها رئیسجمهور ایالات متحده بود که از سمت خود استعفا داد، بین سالهای 1969 تا در اوج جنگ سرد 1974 تنش ابرقدرتها را تعدیل و ایالات متحده را از جنگ ویتنام خارج کرد. در این فرایند، با گشودن روابط با چین، آغاز یک روند صلح که خاورمیانه را دگرگون میکرد و تأکید بر مفهوم نظم جهانی مبتنی بر موازنه، سیاست خارجی آمریکا را در یک جایگاه سازنده جهانی قرار داد. دو رهبر دیگر مورد توجه این کتاب، جنگ جهانی دوم را بهعنوان سوژههای استعمار تجربه کردند. انور سادات در قامت افسر ارتش مصر، در سال 1942 به دلیل تلاش برای همدستی با اروین رومل، فیلد مارشال آلمانی، برای اخراج انگلیسیها از مصر دو سال زندانی شد و سپس پس از ترور امین عثمان، وزیر دارایی سابق و طرفدار انگلیس، به مدت سه سال -بیشترین انفرادی- در حبس بود. سادات که مدتها با اعتقادات انقلابی و پانعربی به پیش رفته بود، در سال 1970 با مرگ ناگهانی جمال عبدالناصر به ریاستجمهوری مصر رسید؛ کشوری که پس از شکست از اسرائیل در جنگ 1967 غافلگیر شده بود و روحیه خود را باخته بود. سادات بعد از آن تلاش کرد از طریق ترکیبی زیرکانه از راهبرد نظامی و دیپلماسی، سرزمینهای ازدسترفته و اعتمادبهنفس مصر را به آن بازگرداند و در عین حال صلح با اسرائیل را که مصر سالها از آن گریزان بود، با فلسفه متعالی برقرار کند. لی کو آن یو در سال 1942 از اعدام توسط ارتش اشغالگر ژاپن، میلیمتری جان سالم به در برد. لی به شهری بندری، فقیر و چندقومیتی در لبه اقیانوس آرام که توسط همسایگان متخاصم احاطه شده بود، تکامل بخشید. سنگاپور، تحت نظر او بهمثابه یک دولتشهر امن، با مدیریت خوب و مرفه که با هویت ملی مشترک میان فرهنگهای متنوع وحدت ایجاد میکرد، ظهور کرد. مارگارت تاچر در طول نبرد بریتانیا همراه با خانوادهاش دور رادیو جمع میشد و به سخنرانیهای جنگ نخستوزیر وینستون چرچیل گوش میداد. در سال 1979 تاچر یک قدرت سابقا امپریالیستی در بریتانیا را به ارث برد که در پس ازدستدادن حوزه جهانی و کاهش امنیت بینالمللی، هوای ملالانگیز وادادن در آن رخنه کرده بود. او کشورش را از طریق اصلاحات اقتصادی و نوعی سیاست خارجی که جسارت را با احتیاط متوازن میکرد، احیا کرد. کتاب «رهبری» به رهبرانی پرداخته که در رقابت پایانناپذیر میان امر اراده و امر اجتنابناپذیر دریافتند آنچه اجتنابناپذیر به نظر میآید توسط عواملی انسانی اجتنابناپذیر شده است.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.