قلدر کل و شرارت مطلق
نزدیک به ربعقرن از روزی که رئیسجمهور وقت آمریکا توصیف محور شرارت (Axis of Evil) را در مورد ایران و چند کشور دیگر به کار برد، میگذرد.
نزدیک به ربعقرن از روزی که رئیسجمهور وقت آمریکا توصیف محور شرارت (Axis of Evil) را در مورد ایران و چند کشور دیگر به کار برد، میگذرد. چنین نگاهی به جهان هرچند در تاریخ سیاست خارجی آمریکا تازگی نداشت، اما شروعی برای نوع جدیدی از نقشآفرینی این دولت در میدان سیاست جهانی بود: استفاده مفرط از زبان تهدید نظامی برای حفظ موقعیت خود بهعنوان اقتصاد برتر جهان.
البته این نقشآفرینی چندان هم موفقیتآمیز نبود و در طول این سالها جایگاه برتر اقتصاد آمریکا در رتبهبندی اقتصادهای بزرگ جهان بهطور مداوم با تهدید بیشتری از سوی رقبا روبهرو بوده است. اینکه یک دولت دشمنان بالفعل یا بالقوه خود را متهم به شرارت کند، جای تعجب ندارد، اما با مطرحشدن چنین تعابیری غیر از گسترش نفرتپراکنی، این نکته مورد توجه اهل نظر قرار میگیرد که بهراستی معیار و شاخص رفتارهایی از نوع شرارت چیست و کدام دولت یا موجودیت سیاسی شایسته چنین عنوانی است یا حداقل شایستگی بیشتری برای آن دارد؟ شرارت را در قدم اول میتوان در قالب نادیدهگرفتن نظامات قانونی تصور کرد. شخص شرور حاکمیت و حکمیت قانون را نمیپذیرد و با استفاده از زور یا نیرنگ تلاش میکند به خواستههای خود برسد. در قدم دوم او تلاش خواهد کرد با تسلط بر نهاد قانونگذاری، قوانین و مقررات مطلوب خود را حاکم کند؛ قوانینی که حافظ منافع او هستند و سیادت او را در دورههای آینده حفظ میکنند. اما همین میزان از تسلط هم رضایت او را فراهم نخواهد کرد و اگر موقعیتی فراهم شود، حتی ممکن است قوانین حافظ منافع خود را هم زیر پا بگذارد. درواقع وضع قانون و پذیرش حاکمیت آن در جامعه بشری یکی از اولین دستاوردهای تمدن بشری بوده که تلاش کرده نظمی معقول در جامعه انسانی ایجاد کند و با تنظیم مناسبات بین انسانها، زمینههای شرارت را از بین ببرد. اشخاص و حکومتهایی هم که در طول تاریخ بیاعتنایی خود را به چنین نظمی نشان دادهاند، مصداقهای بارز شرارت هستند. موارد زیادی از رفتار دولت آمریکا را میتوان مثال زد که نشاندهنده تمایل مفرط به نادیدهگرفتن قوانین بینالمللی هستند. در سالهای اخیر و در ارتباط با پرونده هستهای ایران، خروج یکجانبه از توافق برجام که موجب شد ایران از دستاوردهای این توافق محروم شود، مثالی شایان مطالعه است. طرفهای درگیر در این مذاکرات بعد از دور طولانی گفتوگو و چانهزنی عاقبت به توافق رسیدند و سند نهایی امضا شد و شورای امنیت سازمان ملل هم با استناد به آن قطعنامهای صادر کرد. با این حال دولت آمریکا مدتی بعد و در شرایطی که طرف ایرانی به تعهدات خود طبق برنامه عمل کرده بود، از این توافق خارج شد. این رفتار نشان میداد که این دولت اعتنایی به تعهدات خود ندارد و هر زمان اراده کند، خود را مجاز به نادیدهگرفتن اینگونه توافقات که در حکم قوانین بینالمللی هستند، میداند. حمله به مراکز هستهای تحت پادمان در اول تیرماه سال گذشته، شروع جنگ تحمیلی سوم در اسفندماه که از همان روز نخست با جنایت جنگی آغاز شد، حمله به مراکز مسکونی، هدف قراردادن ناو آموزشی غیرمسلح و اظهار رضایت از این تفریح غیرانسانی و... همه و همه نشان از این دارد که این دولت قوانین و مقررات بینالمللی را فقط برای این معتبر میداند که دیگران از آنها اطاعت کنند، وگرنه خود اعتنایی به این قوانین ندارد. این در حالی است که بسیاری از قوانین و مقررات بینالمللی هم کموبیش تحت فشار این دولت بهگونهای تنظیم شدهاند که منافع آن را حفظ کنند. به این ترتیب میتوان ادعا کرد رفتار این دولت در مرحله سوم یعنی بالاترین سطح شرارت طبقهبندی میشود؛ زیرا حتی قوانینی را هم که با نفوذ و فشار خود به جامعه بینالمللی تحمیل کرده است، رعایت نمیکند و این قوانین را فقط برای سایر کشورها لازمالاجرا میداند. با عنایت به این نکته بسیاری از رفتارهای این دولت و رژیم جعلی وابسته به آن در منطقه و در سطح جهان از نوع رفتارهای شرارتآمیز شناخته میشود. اعمال فشار برای تحمیل خواستههای خود حتی در سطح ادعاهای ارضی عجیب و غریب، توهین و رفتارهای خارج از نزاکت در برخورد حتی با رؤسای دولتهای متحد خود، سخنگفتن بیپروا درباره ازبینبردن یک تمدن یا نشاندادن پیجر بهعنوان ابزار ترور و کشتار جمعی از تریبون سازمان ملل که معنای روشن آن تهدید کلیه سران دولتها از طرف صهیونیستها بود، نمونههای بارز رفتارهایی هستند که ظهور آنها فقط از سوی یک دولت شرور مطلق ممکن است. حال باید جامعه جهانی و ملتهای آزاده و آزاداندیش جهان به قضاوت بنشینند که بهراستی اعضای محور شرارت کدام دولتها هستند و هر دولتی تا چه میزان در خدمت شر جهانی قرار دارد.
وقتی یک رئیس دولت بهصراحت از این واقعیت پرده برمیدارد که رژیم صهیونیستی کارهای کثیف آن دولت و متحدانش را انجام میدهد، وقتی به قول رئیسجمهور کشورمان بمبهای هستهای در فلسطین اشغالی ذخیره شدهاند و بازرسان آژانس برای بازرسی از مراکز تحقیقات صلحآمیز هستهای ایران اصرار میورزند، وقتی بر اساس مقررات بینالمللی تلاش برای تسلط بر دانش هستهای به دلیل احتمال ساخت سلاح کشتارجمعی با محدودیتهای شدید روبهرو است، اما تلاش برای بهکارگیری فناوریهای نوین در خدمت تروریسم دولتی که سلاحی به مراتب خطرناکتر و مخربتر از سلاح هستهای است، هیچگونه منع قانونی ندارد، میتوان این ادعا را پذیرفت که محور شرارت همان قدرتی است که رئیسجمهور کشورمان به درستی از او با عنوان «قلدر کل» یاد کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.