|

فرصت تاشکند

در روزهایی که اقتصاد ایران با مجموعه‌ای از فشارهای هم‌زمان روبه‌روست، از محدودیت‌های تجاری و دشواری‌های نقل‌وانتقال مالی گرفته تا نااطمینانی ناشی از شرایط منطقه و جنگ، هر اقدامی که بتواند مسیر ارتباط مستقیم میان تولیدکننده، صادرکننده، سرمایه‌گذار و بازارهای منطقه‌ای را باز نگه دارد، صرفا یک برنامه تشریفاتی یا یک سفر خارجی معمولی نیست.

سیدسجاد حسینی -  مشاور وزیر و رئیس مرکز روابط‌عمومی  و اطلاع‌رسانی وزارت جهاد کشاورزی

 

 

در روزهایی که اقتصاد ایران با مجموعه‌ای از فشارهای هم‌زمان روبه‌روست، از محدودیت‌های تجاری و دشواری‌های نقل‌وانتقال مالی گرفته تا نااطمینانی ناشی از شرایط منطقه و جنگ، هر اقدامی که بتواند مسیر ارتباط مستقیم میان تولیدکننده، صادرکننده، سرمایه‌گذار و بازارهای منطقه‌ای را باز نگه دارد، صرفا یک برنامه تشریفاتی یا یک سفر خارجی معمولی نیست.

از این‌رو، سفر وزیر جهاد کشاورزی به تاشکند، با هیئتی ۱۲۰‌نفره متشکل از فعالان و دست‌اندرکاران حوزه کشاورزی و برگزاری نخستین کمیته راهبردی همکاری‌های کشاورزی ایران و ازبکستان، از همین منظر قابل بررسی است. اهمیت این سفر را نباید تنها در تعداد قراردادها و تفاهم‌نامه‌هایی که امضا شده‌‌اند، جست‌وجو کرد. بخش مهم‌تر ماجرا، تلاش برای ایجاد یک ارتباط مستقیم میان ظرفیت تولید ایران و بازارهای منطقه است؛ ارتباطی که اگر از سطح گفت‌وگوهای دولتی عبور کند و به همکاری میان بنگاه‌ها، تولید مشترک، انتقال فناوری، سرمایه‌گذاری و تجارت پایدار برسد، می‌تواند آثار آن را فراتر از یک توافق دوجانبه ببرد. موقعیت کشور ازبکستان در آسیای مرکزی، آن را به یکی از مسیرهای بالقوه برای دسترسی به بازارهای پیرامونی و کشورهای حوزه CIS تبدیل می‌کند. به همین دلیل، حضور هم‌زمان دولت و بخش خصوصی در چنین مذاکراتی اهمیت پیدا می‌کند. دولت می‌تواند مسیرهای حقوقی، تجاری و اجرائی را تسهیل کند، اما در نهایت این فعالان اقتصادی هستند که باید بتوانند کالا، فناوری، سرمایه و تجربه را میان دو کشور جابه‌جا کنند. در اظهارات غلامرضا نوری، وزیر جهاد کشاورزی نیز همین تغییر رویکرد ‌مشاهده می‌شود؛ تأکید بر اینکه همکاری با ازبکستان نباید صرفا به صادرات کالا محدود بماند و می‌تواند حوزه‌هایی مانند انتقال فناوری، تولید مشترک و تولید تحت لیسانس را نیز در بر گیرد. این تفاوت مهمی است. صادرات یک محصول، یک رابطه تجاری ایجاد می‌کند، اما تولید مشترک و انتقال فناوری، امکان ایجاد یک رابطه اقتصادی عمیق‌تر و ماندگارتر را فراهم می‌کند. نکته دیگر، حضور شایان توجه تجار، بازرگانان و تولیدکنندگان در این سفر است. در شرایط عادی نیز جمع‌کردن شمار زیادی از فعالان اقتصادی و هماهنگ‌کردن آنان برای حضور در یک بازار خارجی، کار ساده‌ای نیست؛ در شرایط پرریسک و متغیر امروز، اهمیت اجرائی چنین کاری بیشتر می‌شود؛ زیرا بخش خصوصی زمانی وارد یک بازار خارجی می‌شود که بتواند حداقلی از امکان پیش‌بینی، دسترسی به اطلاعات، ارتباط با طرف مقابل و حمایت نهادی را در اختیار داشته باشد. در واقع، یکی از مسائل مزمن تجارت خارجی ایران، فاصله میان ظرفیت‌های بالقوه و روابط واقعی اقتصادی است. ممکن است دو کشور روابط سیاسی مناسبی داشته باشند، اما این روابط الزاما به همان نسبت به تجارت، سرمایه‌گذاری و همکاری صنعتی تبدیل نشود. نقطه دشوار دقیقا همین‌جاست: تبدیل «علاقه‌مندی» به «قرارداد»، قرارداد به «سرمایه‌گذاری» و سرمایه‌گذاری به «فعالیت اقتصادی پایدار».موضوع دیگری که در اظهارات وزیر مطرح شد، صادرات محصولات کشاورزی است. صادرات در این بخش فقط به معنای ورود ارز یا افزایش رقم تجارت خارجی نیست.

صادرات می‌تواند با ایجاد بازار برای تولیدکننده، بر برنامه تولید، قیمت، ذخیره‌سازی و تنظیم بازار داخلی نیز اثر بگذارد. به همین دلیل، وقتی تولید محصولی افزایش پیدا می‌کند، داشتن بازارهای صادراتی می‌تواند بخشی از فشار ناشی از مازاد عرضه در بازار داخلی را کاهش دهد. شاید مهم‌ترین بخش این سفر را باید در یک واقعیت ساده دید: در شرایط دشوار اقتصادی، حفظ و گسترش مسیرهای ارتباطی با بازارهای منطقه‌ای خود یک فعالیت اقتصادی جدی است. اینکه یک هیئت بزرگ اقتصادی همراه مقام مسئول به یک کشور منطقه‌ای سفر کند، با فعالان اقتصادی آن کشور وارد گفت‌وگو شود، قراردادها و تفاهم‌نامه‌های آماده امضا را پیگیری کند و هم‌زمان درباره صادرات، سرمایه‌گذاری مشترک، تولید تحت لیسانس، انتقال فناوری و رفع موانع تجاری مذاکره شود، دست‌کم از منظر تلاش برای فعال نگه‌داشتن کانال‌های تجارت منطقه‌ای، اقدامی درخور توجه است. در اقتصادی که نااطمینانی یکی از جدی‌ترین موانع تصمیم‌گیری فعالان آن است، تلاش برای ساختن مسیرهای جدید همکاری، ارتباط مستقیم با بازارهای منطقه و کنار هم قرار‌دادن دولت و بخش خصوصی را نمی‌توان صرفا یک برنامه اداری تلقی کرد. اگر قرار باشد دیپلماسی اقتصادی برای اقتصاد ایران نتیجه ملموس داشته باشد، نقطه شروع آن همین اتصال‌هاست؛ اتصال دولت به بخش خصوصی، تولید به بازار، فناوری به سرمایه و ظرفیت داخلی به فرصت‌های منطقه‌ای.تاشکند، در این معنا، فقط مقصد یک سفر نیست؛ یک آزمون است برای اینکه ببینیم آیا می‌توان از ظرفیت روابط منطقه‌ای، در شرایط دشوار امروز، مسیرهای واقعی و قابل سنجشی برای تجارت، سرمایه‌گذاری و تولید مشترک ساخت یا نه. و شاید ارزش واقعی چنین حرکت‌هایی دقیقا در همین باشد؛ اینکه در روزهایی که بسیاری از فعالان اقتصادی بیش از همیشه با تردید و انتظار مواجه‌اند، تلاش شود مسیر گفت‌وگو و معامله و همکاری همچنان باز بماند. «در روزهایی که حفظ مسیرهای موجود دشوار است، ساختن مسیرهای تازه برای تجارت، یک اقدام معمولی نیست؛ تلاشی است برای اینکه اقتصاد، حتی در سخت‌ترین شرایط، همچنان امکان حرکت داشته باشد».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.