وقتی گازوئیل حرف آخر را میزند
در تابستان ۲۰۰۸، نفت خام با عبور از ۱۴۰ دلار و رسیدن به نزدیکی ۱۴۷ دلار در هر بشکه، به یکی از نشانههای بحران اقتصاد جهانی تبدیل شد. ۱۸ سال بعد، مقایسه بازار انرژی با آن دوره نتیجهای غیرمنتظره دارد. نفت هنوز با رکورد ۲۰۰۸ فاصله دارد، اما گازوئیل در برخی بازارهای اصلی جهان از قیمتهای آن دوره عبور کرده است. در آمریکا، متوسط قیمت خردهفروشی گازوئیل در هفته منتهی به ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ به ۶.۵۳ دلار در هر گالن رسید؛ درحالیکه بالاترین قیمت هفتگی آن در سال ۲۰۰۸ حدود ۴.۷۶ دلار بود. تفاوت این دو دوره فقط در قیمتها نیست. در سال ۲۰۰۸ فشار اصلی از بازار نفت خام آغاز میشد؛ در سال ۲۰۲۶، بخشی مهم از فشار در بازار پالایش و تجارت فراوردهها شکل گرفته است. این تفاوت در حاشیه پالایش بهوضوح دیده میشود.
در تابستان ۲۰۰۸، نفت خام با عبور از ۱۴۰ دلار و رسیدن به نزدیکی ۱۴۷ دلار در هر بشکه، به یکی از نشانههای بحران اقتصاد جهانی تبدیل شد. ۱۸ سال بعد، مقایسه بازار انرژی با آن دوره نتیجهای غیرمنتظره دارد. نفت هنوز با رکورد ۲۰۰۸ فاصله دارد، اما گازوئیل در برخی بازارهای اصلی جهان از قیمتهای آن دوره عبور کرده است. در آمریکا، متوسط قیمت خردهفروشی گازوئیل در هفته منتهی به ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ به ۶.۵۳ دلار در هر گالن رسید؛ درحالیکه بالاترین قیمت هفتگی آن در سال ۲۰۰۸ حدود ۴.۷۶ دلار بود. تفاوت این دو دوره فقط در قیمتها نیست. در سال ۲۰۰۸ فشار اصلی از بازار نفت خام آغاز میشد؛ در سال ۲۰۲۶، بخشی مهم از فشار در بازار پالایش و تجارت فراوردهها شکل گرفته است. این تفاوت در حاشیه پالایش بهوضوح دیده میشود.
در سپتامبر ۲۰۲۶، حاشیه پالایش گازوئیل یا Crack Spread در بازار آمریکا و شمالغرب اروپا در مقاطعی از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. این شاخص، به زبان ساده، تفاوت میان ارزش فراورده پالایششده و قیمت نفت خام مورد استفاده برای تولید آن را نشان میدهد و افزایش شدید آن میتواند نشانه محدودیت عرضه فراورده نسبت به نفت خام باشد. در شرایط فعلی نیز کاهش تولید و صادرات از دو منبع مهم -روسیه و خلیج فارس- بخش عمده این فشار را توضیح میدهد. کشورهای خلیج فارس طی دو دهه گذشته میلیاردها دلار برای توسعه ظرفیت پالایش سرمایهگذاری کردهاند و سهم آنها در تجارت فراوردههای نفتی بهطور محسوسی افزایش یافته است. به همین دلیل، اختلال در تردد تنگه هرمز امروز فقط صادرات نفت خام را تحت تأثیر قرار نمیدهد. طبق برآورد آژانس بینالمللی انرژی، صادرات خالص گازوئیل کشورهای خلیج فارس در آگوست ۲۰۲۶ به حدود ۳۹۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت؛ کمی بیش از یکچهارم سطح پیش از بحران. همزمان، حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه عرضه منبع مهم دیگری را محدود کرده است. روسیه با حدود ۶.۵۰ میلیون بشکه ظرفیت اسمی پالایش روزانه، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فراوردههای نفتی جهان است. کاهش فعالیت پالایشگاههای این کشور مستقیم بر مقدار گازوئیل قابل عرضه به بازار اثر گذاشته است. برآورد آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد پالایش نفت روسیه در ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۳.۸۰ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و تولید گازوئیل نیز نسبت به سال قبل افت قابل توجهی داشت. اثر همزمان این دو تحول اکنون در تجارت جهانی قابل مشاهده است. روسیه و کشورهای خلیج فارس پیش از بحران نزدیک به ۴۵ درصد تجارت دریایی گازوئیل جهان را تأمین میکردند. در آگوست ۲۰۲۶، صادرات خالص آنها در مجموع حدود ۱.۶۰ میلیون بشکه در روز کمتر از فوریه ۲۰۲۶ بود. افزایش صادرات آمریکا و برخی پالایشگران آسیایی بخشی از این کاهش را جبران کرده، اما نه تمام آن را.
در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۶، تجارت دریایی گازوئیل جهان بهطور متوسط حدود ۱۰ درصد پایینتر از مدت مشابه سال قبل بوده است. این ارقام توضیح میدهند چرا افزایش تولید نفت خام لزوما به کاهش فوری قیمت گازوئیل منجر نمیشود. نفت خام و فراورده پالایششده دو بازار مرتبط، اما یکسان نیستند. ظرفیت پالایش، نوع نفت خام، ترکیب تولید هر پالایشگاه، سطح ذخایر و هزینه انتقال فراورده میان مناطق مختلف، همگی در قیمت نهایی گازوئیل نقش دارند. در شرایطی که بخش مهمی از ظرفیت پالایش موجود با نرخهای بالا کار میکند، جایگزینکردن سریع عرضه ازدسترفته دشوارتر میشود. اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که گازوئیل را نه صرفا بهعنوان یک فراورده نفتی، بلکه بهعنوان یکی از هزینههای اصلی حملونقل و تولید بررسی کنیم. بخش بزرگی از حمل بار جادهای، ماشینآلات کشاورزی، معدن و ساختمان به گازوئیل وابسته است. بنابراین افزایش پایدار قیمت آن میتواند از طریق کرایه حمل و هزینه تولید به بخشهای دیگری از اقتصاد منتقل شود. اروپا در برابر این تغییر آسیبپذیری مشخصی دارد. پس از کاهش واردات فراوردههای روسی، پالایشگاهها و معاملهگران اروپایی سهم بیشتری از نیاز خود را از خاورمیانه، هند و آمریکا تأمین کردند. اکنون اختلال در حملونقل و صادرات فراوردههای نفتی از خلیج فارس یکی از همان مسیرهای جایگزین را تحت فشار قرار داده است. در اقتصادی که حجم بزرگی از تجارت داخلی آن از طریق حمل جادهای انجام میشود، افزایش قیمت گازوئیل مستقیم هزینه لجستیک را بالا میبرد. زمان وقوع این اختلال نیز اهمیت دارد. اروپا به فصل سرد نزدیک میشود؛ دورهای که تقاضای برخی سوختهای میانتقطیر افزایش مییابد و بازار گاز و LNG نیز میتواند بر هزینه انرژی صنایع فشار وارد کند. همزمانی قیمت بالاتر انرژی صنعتی و افزایش هزینه حملونقل میتواند حاشیه سود تولیدکنندگان را کاهش دهد و در صورت تداوم، بخشی از این هزینه را به قیمت مصرفکننده منتقل کند.
در آمریکا شرایط عرضه متفاوت است. این کشور هم تولیدکننده بزرگ نفت است و هم یکی از بزرگترین مراکز پالایش جهان. با این حال، بازار داخلی گازوئیل از تحولات جهانی جدا نیست. افزایش قیمت در اروپا و کاهش عرضه روسیه و خاورمیانه تقاضا برای صادرات آمریکا را افزایش میدهد. در نتیجه، حتی در دورهای که پالایشگاههای آمریکایی با نرخ بهرهبرداری بالا کار میکنند، سطح ذخایر میتواند پایین باقی بماند. پیامد اقتصادی آن برای آمریکا نیز قابل توجه است. حمل بار جادهای سهم بزرگی در توزیع کالا دارد و بخش کشاورزی مصرفکننده مهم گازوئیل است. افزایش هزینه سوخت کامیونها و ماشینآلات کشاورزی میتواند ابتدا در کرایه حمل و هزینه تولید و سپس، بسته به شرایط رقابت و قراردادها، در قیمت برخی کالاها منعکس شود. در شرق آسیا، وابستگی بیشتر به واردات انرژی بُعد دیگری به مسئله اضافه میکند. ژاپن و کره جنوبی واردکنندگان عمده انرژی هستند و چین نیز با وجود ظرفیت عظیم پالایش، همچنان یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت خام جهان است. اختلال در مسیرهای حملونقل خلیج فارس میتواند علاوه بر قیمت انرژی، هزینه بیمه و حمل دریایی را افزایش دهد. برای اقتصادهای صادراتی آسیا، افزایش همزمان هزینه انرژی و حمل میتواند به قیمت تمامشده کالاهایی منتقل شود که در نهایت راهی اروپا و آمریکا میشوند. اثر این فشار در صنایع غذایی مستقیمتر است. گازوئیل در ماشینآلات کشاورزی، حمل محصول، فراوری و توزیع مصرف میشود. درمورد محصولات تازه و زنجیره سرد، امکان به تعویق انداختن حمل نیز محدود است. افزایش قیمت گازوئیل الزاما به همان نسبت قیمت مواد غذایی را بالا نمیبرد، اما تداوم آن هزینه تولید و توزیع را افزایش میدهد و احتمال انتقال بخشی از این هزینه به مصرفکننده را بیشتر میکند. در صنایع غیرغذایی، مسئله فقط هزینه نیست. اختلال در حملونقل میتواند زمان تحویل مواد اولیه و قطعات را نیز افزایش دهد. صنایع مبتنی بر تولید Just-in-Time نسبت به چنین تأخیری حساستر هستند؛ زیرا توقف ورود یک قطعه میتواند تولید محصولی با هزاران جزء را متوقف کند. شرکتها برای کاهش این ریسک معمولا موجودی بیشتری نگه میدارند، اقدامی که سرمایه در گردش و هزینه انبارداری را افزایش میدهد. به همین دلیل، مدت بحران احتمالا به اندازه شدت آن اهمیت خواهد داشت. بازار میتواند یک افزایش کوتاهمدت قیمت را تا حدی جذب کند. پالایشگاهها ترکیب تولید را تغییر میدهند، تجارت به سمت بازارهای گرانتر حرکت میکند و مصرف نیز به قیمت واکنش نشان میدهد. اما هرچه اختلال طولانیتر شود، فشار از بازار انرژی بیشتر به حملونقل، تولید و در نهایت قیمت کالا منتقل خواهد شد. سال ۲۰۰۸ نشان داد جهش قیمت نفت خام چگونه میتواند بر اقتصاد جهانی اثر بگذارد. تجربه سال ۲۰۲۶ اما مسئله متفاوتی را برجسته کرده است: قیمت نفت بهتنهایی برای سنجش فشار بازار انرژی کافی نیست. ظرفیت پالایش، سطح ذخایر، امنیت مسیرهای دریایی و امکان انتقال فراورده از محل تولید به بازار مصرف، اکنون بخشی از معادلهاند. در سال ۲۰۰۸، افزایش قیمت نفت خام تا نزدیکی ۱۴۷ دلار در هر بشکه، فشار اصلی بازار انرژی را نمایندگی میکرد. در سال ۲۰۲۶ شرایط متفاوت است. نفت خام هنوز به آن سطح نرسیده، اما کاهش فعالیت پالایشگاههای روسیه از یک سو و اختلال در حملونقل و صادرات فراوردههای نفتی از خلیج فارس از سوی دیگر، عرضه گازوئیل را تحت فشار قرار داده است. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، اثر آن محدود به بازار سوخت نخواهد ماند و میتواند از طریق افزایش هزینه حملونقل به زنجیره تأمین مواد غذایی، مواد اولیه، قطعات صنعتی و کالاهای مصرفی منتقل شود. در چنین بازاری، دنبالکردن قیمت نفت خام بهتنهایی دیگر تصویر کاملی از فشار انرژی بر اقتصاد جهانی ارائه نمیدهد. آنچه برای تولید و تجارت اهمیت دارد، فقط وجود نفت نیست؛ دسترسی به فراورده مورد نیاز، در بازار مورد نیاز و در زمان مورد نیاز است. این همان جایی است که گازوئیل حرف آخر را میزند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.