رفراندومگریزی از اقتصاد تا سیاست
الزاماتی که محیط پیرامونی به یک بنگاه اقتصادی تحمیل میکند، از یک نظر بسیار شبیه همان الزاماتی است که به یک تشکیلات حزبی تحمیل میشود. بنگاه اقتصادی با عرضه کالای خود به بازار و رقابت با سایر تولیدکنندهها، خود را در معرض قضاوت مردم قرار میدهد و گویی در یک انتخابات شرکت میکند.
الزاماتی که محیط پیرامونی به یک بنگاه اقتصادی تحمیل میکند، از یک نظر بسیار شبیه همان الزاماتی است که به یک تشکیلات حزبی تحمیل میشود. بنگاه اقتصادی با عرضه کالای خود به بازار و رقابت با سایر تولیدکنندهها، خود را در معرض قضاوت مردم قرار میدهد و گویی در یک انتخابات شرکت میکند. این بنگاه باید رضایت مصرفکنندگان را جلب کرده و آنها را به مشتریان وفادار خود تبدیل کند.
یک حزب سیاسی هم باید برنامه خود را بهگونهای تنظیم کند که بتواند رأی مردم را در انتخابات به دست بیاورد. ممنوعیت واردات یک کالای معین یا ممنوعیت ورود به یک حوزه از فعالیت اقتصادی، فرصتی را در اختیار برخی تولیدکنندگان میگذارد که بدون نگرانی از عملکرد رقبا، بازار را در اختیار خود بگیرند و همین امر ممکن است آنها را به نوعی بیاعتنایی به خواستههای مصرفکنندگان هدایت کند.
مشابه این وضعیت برای یک تشکیلات سیاسی زمانی اتفاق میافتد که رقبای سیاسی او به هر دلیلی نتوانند وارد میدان انتخابات شده و رأی مردم را به خود اختصاص بدهند. در دهههای اخیر، اجرای برخی سیاستها در میدان تولید کالا و خدمات، شرایطی را رقم زده که تولیدکنندگان برخی محصولات، وضعیت انحصاری برای خود ایجاد کرده و درنتیجه انگیزه کافی برای بالابردن کیفیت محصول خود نداشته باشند. به این ترتیب، مصرفکنندگان ناگزیر برای خرید کالایی با کیفیت نازل باید هزینه سرسامآوری را تحمل کنند. اما در حوزه سیاست چنین رفتاری بسیار پرهزینهتر و بسیار مخربتر بوده است. این واقعیت که یک نامزد انتخابات مجلس با تعداد آرای بسیار ناچیز بر کرسی نمایندگی مردم تکیه میزند، مشابه همان وضعیت تولیدکنندگان مصون از «آفت رقابت» است. در چنین فضایی، همانطور که تولیدکنندگان برخوردار از مناسبات موجود از ورود رقبای جدید احساس خطر میکنند، برخورداران از رانت سیاسی موجود نیز از هرگونه مراجعه به آرای مردم هراسان هستند. چنین رفتاری را چه در میدان اقتصاد و چه در میدان سیاست، میتوان با عنوان رفراندومگریزی بازشناخت؛ زیرا رفراندوم فرصتی را برای رقابت واقعی در اختیار همه رقبا قرار میدهد و عیار هرکدام از آنها را مشخص میکند.
در سالهای گذشته، هر زمان که برخی سخنوران و سیاستمداران از امکان برگزاری همهپرسی سخن گفتهاند، بلافاصله با حمله شدید برخی محافل مواجه شدهاند؛ گویی که سخنانی کفرآمیز بر زبانشان جاری شده است. در حالی که امکان مراجعه به مردم در قالب همهپرسی و رفراندوم در قانون اساسی پیشبینی شده است. چند روز پیش آقای روحانی، رئیسجمهور اسبق کشورمان، به همین مبحث پرسیدن نظر مردم اشاره کرد و بلافاصله مورد هجوم قرار گرفت. بررسی محتوایی سخنان ایشان و پاسخهای منتقدان بسیار شایان توجه است و تصویر روشنی از فضای رقابت سیاسی در کشور به دست میدهد. نکته محوری سخنان روحانی، این بود که مردم به عنوان صاحبان واقعی این سرزمین، باید درباره تداوم جنگ و سیاستهای مرتبط با آن نظر بدهند و حاکمان و دولتمردان باید مجری نظرات آنان باشند. در سخنان منتقدان نیز گذشته از توهینها و تهمتهای عجیب، به سه نکته محوری توجه شده است:
1. «مردم با شرکت در تجمعات و راهپیماییها، بهویژه در مراسم باشکوه تشییع رهبر شهید، نظر خود را بیان کردهاند و این تجمع بزرگ را باید یک رفراندوم تلقی کرد». چنین نظری را صاحبان یک سلیقه خاص سیاسی بارها در سالیان گذشته تکرار کردهاند. اما باید دانست چنین حضورهای تاریخی و غرورآفرینی را هرگز نمیتوان جانشین همهپرسی تلقی کرد؛ زیرا مردم با انگیزهها و سلیقههای متفاوت سیاسی در آن شرکت میکنند. نکته ماجرا در این است که یکی از منتقدان به پرسشهای مرتبط با رفراندوم ایراد گرفته و گفته است آنها میخواهند پرسش را طوری تنظیم کنند که پاسخ مطلوب خودشان را بگیرند. اما همین فرد در اصل جایگزینکردن تجمع خیابانی بهجای رفراندوم کتبی و رسمی، تردیدی به دل راه نمیدهد.
2. «برای موضوع مورد بحث نیازی به پرسش از مردم نیست». منتقدی میگوید ما جنگ را شروع نکردهایم، دشمن حمله کرده و برای دفاع لازم نیست از مردم نظرخواهی کنیم. البته ناگفته پیداست که در شرایط حمله دشمن فرصتی برای برگزاری همهپرسی وجود ندارد و کشور باید یکپارچه برای دفع آن بسیج شود، اما این منتقد بهگونهای آدرس غلط میدهد. بحث بر سر دفاع نیست، بلکه به شیوه تعامل با جهان و انتخاب مسیر دیپلماسی برمیگردد که باید با نظر مردم اصلاح شود. چنین منتقدی باید برای رفع شبهه، فهرستی از موضوعاتی که در آنها میتوان به نظر مردم مراجعه کرد ارائه کند تا ببینیم آیا اساسا مراجعه به رأی مردم در نظام فکری او جایگاهی دارد یا نه.
3. «در شرایط جنگی فعلی، صحبت از رفراندوم صلاح نیست». البته این گزاره درخور تأمل است. اصل 68 قانون اساسی از امکان توقف انتخابات در شرایط جنگی سخن میگوید، اما پرسشی که منتقدان متمسک به این نکته باید پاسخ بدهند این است که بهراستی از نظر آنان در چه شرایطی امکان برگزاری همهپرسی فراهم میآید؟
در سال 1405 میگویند شرایط جنگی است، در سال 1395 میگفتند دشمن در کمین است، در سال 1385 امکان سوءاستفاده دشمن وجود داشت و در سال 1415 هم دلیل دیگری برای رد همهپرسی مطرح خواهند کرد. به بیان دیگر، مشکل آنان با اصل مراجعه به آرای مردم است. بهطوری که ملاحظه میشود، تلاش برای نادیدهگرفتن خواست مردم، چه در میدان اقتصاد و چه در میدان سیاست، طرفداران و حامیان خاص خود را دارد، از اینرو، سخنگفتن از پدیده «رفراندومگریزی» و شناساندن ابعاد آن به افکار عمومی یک ضرورت است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.