|

سیاست‌های متناقض بنزینی

یک دنده لیبرال،‌ یک دنده تعرفه‌گرا

آقای پزشکیان! آقای عارف! این روزها دوباره از قیمت بسیار پایین بنزین، هزینه سنگین تولید و عرضه آن و مصرف بالای مردم سخن می‌گویید. اصل مسئله هم انکارشدنی نیست. مصرف بنزین در ایران بالاست، فاصله تولید و مصرف به ناترازی رسیده و ادامه این روند برای کشوری که یکی از بزرگ‌ترین دارندگان منابع نفت و گاز جهان است، نه اقتصادی است و نه قابل دفاع.

مهدی افشارنیک

 

آقای پزشکیان! آقای عارف! این روزها دوباره از قیمت بسیار پایین بنزین، هزینه سنگین تولید و عرضه آن و مصرف بالای مردم سخن می‌گویید. اصل مسئله هم انکارشدنی نیست. مصرف بنزین در ایران بالاست، فاصله تولید و مصرف به ناترازی رسیده و ادامه این روند برای کشوری که یکی از بزرگ‌ترین دارندگان منابع نفت و گاز جهان است، نه اقتصادی است و نه قابل دفاع.

اما پیش از آنکه دوباره همه راه‌ها به قیمت بنزین ختم شود، یک سؤال مقدماتی وجود دارد: مسئله اصلی ما بهای بنزین است یا چرایی مصرف بالای بنزین؟ این دو، یک سؤال نیستند. وقتی دولت مرتب قیمت بنزین ایران را با جهان و کشورهای منطقه مقایسه می‌کند، طبیعی است مردم هم به مصرف نگاه کنند. شهروند ایرانی می‌پرسد من برای رفتن از خانه به محل کار، رساندن فرزندم به مدرسه یا انجام یک سفر شهری، چند کیلومتر رانندگی می‌کنم و خودرویی که در اختیار دارم برای پیمودن این مسافت چند لیتر بنزین می‌سوزاند؟ مصرف بالاست؛ قبول. اما چرا بالاست؟ چه سهمی از آن ناشی از ارزانی بنزین است؟ چه سهمی محصول مصرف بالای خودروهاست؟ چه مقدار از فرسودگی ناوگان می‌آید؟ ترافیک چه سهمی دارد؟ ضعف حمل‌ونقل عمومی چقدر مردم را به استفاده از خودروی شخصی وادار می‌کند؟ تا این اجزا از یکدیگر تفکیک نشوند، جمله «مردم زیاد بنزین مصرف می‌کنند» بیشتر از آنکه توضیح مسئله باشد، پاک‌کردن صورت‌مسئله است. ۲۲ میلیون وسیله فرسوده را کجای معادله گذاشته‌اید؟ من پیش‌تر در روزنامه «شرق» شماره ۵۱۱۶، یکشنبه دوم آذر ۱۴۰۴، در یادداشتی با عنوان «خسارت محض خودروهای فرسوده» درباره همین مسئله نوشتم. آنجا بحث بر سر حدود ۲۲ میلیون وسیله نقلیه فرسوده، شامل حدود ۱۳ میلیون خودرو و ۹ میلیون موتورسیکلت بود. موضوع فقط آلودگی هوا نبود؛ مسئله این بود که فرسودگی، یک خسارت مستمر انرژی است. خودروی پرمصرف یا فرسوده یک بار بنزین اضافه نمی‌سوزاند؛ هر روز و در هر صد کیلومتر پیمایش، ناکارآمدی خود را دوباره تولید می‌کند. چند لیتر مصرف اضافه را در میلیون‌ها وسیله نقلیه و میلیاردها کیلومتر پیمایش سالانه ضرب کنید؛ ناگهان با یکی از بزرگ‌ترین منابع اتلاف انرژی کشور مواجه می‌شوید. از انتشار آن یادداشت تاکنون چه اتفاق تعیین‌کننده‌ای افتاده است؟ چند دستگاه از این ناوگان واقعا از خیابان خارج شده‌اند؟ متوسط مصرف ناوگان چقدر کاهش یافته؟ سیاست اسقاط چند میلیون لیتر در روز از مصرف بنزین کشور کم کرده است؟ مصوبه داریم. آیین‌نامه داریم. برنامه داریم. عدد هدف هم کم نداریم. اما مصوبه کجا و عملکرد کجا؟ مسئله حتی فقط خودروهای فرسوده نیست؛ خودروهایی که امروز از کارخانه‌های کشور خارج می‌شوند نیز در بخش قابل‌ توجهی از بازار هنوز از نظر مصرف سوخت با فناوری‌های روز دنیا فاصله دارند. یعنی یک طرف ناوگان، میلیون‌ها وسیله فرسوده داریم و طرف دیگر، ورود خودروهای تازه لزوما به معنای جهش بزرگ در بهره‌وری سوخت نیست. بعد در انتهای این زنجیره سراغ راننده می‌رویم و می‌پرسیم چرا این‌قدر بنزین مصرف می‌کنی؟ مردم بنزین نمی‌خورند؛ خودروها بنزین می‌سوزانند و سیاست‌گذاری صنعتی تعیین می‌کند چه خودرویی در اختیار مردم باشد. اما تناقض اصلی سیاست دولت از همین‌جا آغاز می‌شود. نمی‌شود در یک دنده اقتصاد لیبرال‌بازی درآورد و از «قیمت واقعی»، «قیمت تمام‌شده»، «یارانه پنهان»، «اصلاح رفتار مصرف‌کننده» و ضرورت نزدیک‌شدن قیمت انرژی به منطق بازار سخن گفت و در دنده دیگر، یکی از حمایت‌شده‌ترین صنایع کشور را پشت دیوار تعرفه و محدودیت واردات نگه داشت. وقتی پای بنزین و مردم وسط است، ناگهان قیمت تمام‌شده مهم می‌شود. می‌پرسیم دولت هر لیتر بنزین را با چه هزینه‌ای تولید می‌کند؟ قیمت فوب خلیج فارس چقدر است؟ ارزش یارانه پنهان چقدر است؟ چرا مصرف‌کننده ایرانی باید بنزین را بسیار ارزان‌تر از مصرف‌کننده کشورهای دیگر بخرد؟ بسیار خب، اما همین منطق اقتصادی را یک کیلومتر آن‌طرف‌تر، در بازار خودرو هم اجرا کنید. چرا مصرف‌کننده باید منطق قیمت واقعی را در پمپ‌بنزین بپذیرد، اما خودروساز نباید منطق رقابت واقعی را در بازار خودرو بپذیرد؟ چرا وقتی نوبت مردم است، قیمت جهانی ملاک می‌شود، اما وقتی نوبت خودروساز می‌رسد، تعرفه، محدودیت واردات، حمایت از تولید داخل و حفاظت از بازار ناگهان فضیلت اقتصادی می‌شوند؟

اگر بنزین ارزان مصرف‌کننده را به قیمت پایین عادت داده است، باید پرسید چند دهه تعرفه، انحصار و حمایت، خودروساز ایرانی را به چه چیزی عادت داده است؟

تابویی به نام حمایت از خودروساز

عجیب‌تر اینکه حمایت تعرفه‌ای از صنعت خودرو تقریبا به تابویی در ادبیات رسمی دولت‌ها تبدیل شده است. درباره قیمت بنزین می‌شود هر روز سخن گفت. می‌شود مردم را با مصرف‌کنندگان کشورهای دیگر مقایسه کرد. می‌شود درباره یارانه پنهان، هزینه تولید و قیمت جهانی نمودار کشید.

اما کمتر مقام دولتی حاضر است با همان صراحت درباره هزینه‌ای حرف بزند که چند دهه حمایت از صنعت خودرو بر اقتصاد انرژی کشور تحمیل کرده است. چرا؟ اگر سیاست‌گذار واقعا به اقتصاد بازار اعتقاد دارد، چرا واردات خودروی کم‌مصرف نباید بتواند تولیدکننده داخلی را تحت فشار رقابتی قرار دهد؟ اگر هم معتقد است صنعت خودرو یک صنعت راهبردی است و باید با تعرفه از آن حمایت کرد، بسیار خب؛ اما در این صورت باید بپذیرد دولت نیز در مصرف بالای بنزین مسئولیت دارد. نمی‌شود منفعت حمایت را به تولیدکننده داد و هزینه ناکارآمدی را از 

مصرف‌کننده گرفت.

 قیمت را جهانی می‌کنید؟خودرو را هم جهانی کنید

مردم حق دارند بگویند اگر قرار است مقایسه جهانی مبنای سیاست‌گذاری باشد، مقایسه را کامل انجام دهید. قیمت بنزین ایران را با جهان مقایسه کنید؛ متوسط مصرف خودرو را هم مقایسه کنید. یارانه سوخت را مقایسه کنید؛ کیفیت و دسترسی به حمل‌ونقل عمومی را هم مقایسه کنید. قیمت هر لیتر بنزین را مقایسه کنید؛ سن ناوگان را هم مقایسه کنید. و مهم‌تر از همه، میزان رقابتی را که خودروساز جهانی تحمل می‌کند با میزان حمایتی که خودروساز ایرانی دریافت می‌کند نیز مقایسه کنید. نمی‌شود قیمت را جهانی محاسبه کرد و ناکارآمدی را داخلی. نمی‌شود بازار آزاد از نازل پمپ‌بنزین شروع شود و پشت در کارخانه خودروسازی تمام شود.

این یادداشت دفاع از بنزین ارزان نیست

این نکته را باید صریح گفت: قیمت پایین بنزین قطعا یکی از عوامل رشد تقاضاست. هیچ تحلیل اقتصادی جدی نمی‌تواند نقش قیمت را انکار کند. اصلاح تدریجی، قابل پیش‌بینی و عادلانه قیمت بنزین می‌تواند بخشی از سیاست کنترل مصرف باشد. اما بخشی از سیاست، نه تمام سیاست. دولت نمی‌تواند سال‌ها اصلاح خودرو، اسقاط ناوگان فرسوده، توسعه حمل‌ونقل عمومی، افزایش رقابت در صنعت خودرو و ارتقای استاندارد مصرف را عقب بیندازد و وقتی فاصله تولید و مصرف به نقطه بحرانی رسید، ناگهان مهم‌ترین متغیر قابل اصلاح را قیمت بنزین مردم معرفی کند. این دیگر اصلاح اقتصادی نیست؛ انتقال صورت‌حساب ناکارآمدی از یک بازیگر به بازیگر دیگر است.

آقای پزشکیان! آقای عارف! عدد بدهید

پس این بار قبل از اینکه دوباره درباره قیمت بنزین صحبت کنیم، چند عدد دیگر هم روی میز بگذارید. در آغاز دولت شما، متوسط مصرف خودروهای تولید داخل چقدر بود و امروز چقدر است؟ از آن حدود ۲۲ میلیون وسیله نقلیه فرسوده که در دوم آذر ۱۴۰۴ درباره‌شان در همین روزنامه نوشتم، چند دستگاه واقعا اسقاط شده‌اند؟ برنامه‌های اسقاط چند میلیون لیتر در روز از مصرف بنزین کم کرده‌اند؟ توسعه مترو و اتوبوس چند میلیون سفر با خودروی شخصی را حذف کرده است؟ سیاست توسعه خودروهای هیبریدی، برقی، CNG و خودروهای کم‌مصرف چه اثری بر مصرف روزانه بنزین گذاشته است؟ و مهم‌تر از همه: مجموع سیاست‌های غیرقیمتی دولت شما تاکنون دقیقا چند میلیون لیتر در روز از تقاضای بنزین کشور کم کرده است؟ اگر برای قیمت بنزین تا ریال آخر محاسبه دارید، برای این اعداد هم باید حساب داشته باشید. بحث بر سر انکار مصرف بالای بنزین نیست، مصرف ایران بالاست و باید کاهش پیدا کند؛ بحث بر سر چرایی این مصرف و تقسیم مسئولیت آن است. مردم مسئول مصرف خود هستند، اما دولت نیز مسئول سیاست صنعتی، ناوگان فرسوده، حمل‌ونقل عمومی، استاندارد مصرف و بازاری است که برای خرید خودرو ساخته است.

آقای پزشکیان! آقای عارف! نمی‌شود مسئولیت مردم را با منطق قیمت جهانی محاسبه و مسئولیت دولت و خودروساز را پشت دیوار تعرفه داخلی پنهان کرد. اگر بنزین ارزان، مصرف‌کننده ایرانی را بدعادت کرده است، چهار دهه انحصار، تعرفه و حمایت، خودروساز ایرانی را به چه چیزی عادت داده است؟

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.