آقای پزشکیان! این مثلث را از نو رسم کنید
سالهای اول انقلاب، رسم شده بود مردم در صحنه، تمام نفرت و خشمشان را با شعارهای خاصی خالی کنند. البته هر شعار که باب میشد، مخصوص به یک دوره بود. آن شعارها در مراسم و تجمعات بزرگ مدیریت میشد. مردم هم استقبال میکردند.
سالهای اول انقلاب، رسم شده بود مردم در صحنه، تمام نفرت و خشمشان را با شعارهای خاصی خالی کنند. البته هر شعار که باب میشد، مخصوص به یک دوره بود. آن شعارها در مراسم و تجمعات بزرگ مدیریت میشد. مردم هم استقبال میکردند.
سپس همگی با احساس خوب، راضی به خانه میرفتند. در یکی از این بزنگاهها، شعاری همهگیر شد با این عنوان که «مرگ بر مثلث امپریالیسم، صهیونیسم و کمونیسم». با این توضیح که هر کدام به سرکردگی آمریکا، اسرائیل و شوروی بودند و به ترتیب مثلث کشتار، غارت و اسارت به شمار میرفتند. البته در آن سالها، تدبیرهای اقتصادی با آمد و رفت هر وزیر و مدیری چندان مردم را آزار نمیداد. اما آقای رئیسجمهور در این حدود یک دهه اخیر، مثلثی بیسروصدا در خود کشور رشد کرده که مردم از هر سه آنها بهشدت در عذاب افتادهاند و صدایشان واقعا درآمده است. اگر نام شما و کابینه شما در اداره جنگ و یافتن راهحلها برای زندگی در سایه جنگ به نیکی یاد میشود، به سبب زحمات بیدریغتان در تلاش برای خروج از بحران جنگ است. حال از شما به همین نسبت خواسته میشود که در اداره اقتصاد نیز مطابق آن، آستین همت بالا بزنید و اغلاط این مثلث جدید را از روی تخته پاک کرده و آن را برای مردم از نو رسم کنید. اگر تأمل بفرمایید، اضلاع این مثلث جدید یکان به یکان بیان میشود. ضلع اول مثلث، رویه بانکهای کشور است که با بهرههای عجیب و غریب در این وضعیت ناهموار، جیب مردم را همچنان و با سرعت خالی میکنند و به غنای وضع پرسنل خود و بنای تشکیلات بانک خود تا حد قصر باشکوه میپردازند؛ تا جایی که بهجز بهرههای گزاف وام، مثلا وقتی مردم میخواهند پول اندک خود را از خودپردازها برداشت کنند باید هر بار مبلغی هم به حساب بانک ریخته شود یا اگر بخواهند از طریق کارت بانکی از مغازهای یک بسته پنیر و چند تخممرغ بخرند، اول باید مبلغی به حساب بانک برود! آیا همین گرانی دهشتبار کافی نیست که درد نداری را با خود در خاموشی حمل کنند، دیگر آن کسر از پزها چه محلی از اعراب دارد؟ یعنی کسی در بدنه دولت نیست جوابگوی این رفتارها باشد؟ سکوت بیش از این جایز نیست، اقدامی انجام دهید. فردا مطمئن باشید این صندلی را ترک میکنید؛ سعی کنید نام خوبی از خود به یادگار بگذارید. بررسی صورتهای مالی سال ۱۴۰۴ خورشیدی در سه بانک فعال و مشهور کشور نشان میدهد که متوسط حقوق ماهانه بین خودشان در دو بانک اول و دوم، رقم ۱۷۰ میلیون تومان و در سومی ۸۸ میلیون تومان بوده است. اما ماجرا فقط حقوق نیست؛ هر بانک برای کارکنان خود مانده تسهیلات میلیاردی هم در نظر میگیرد که برای بانک اول، 1.7 میلیارد، بانک دوم 1.6 میلیارد و بانک سوم 1.6 میلیارد تومان بوده است. تفاوت پرداختها در وزارتخانههای مختلف، همواره مورد انتقاد کارمندان این نهادها بوده است (نام بانکها در آرشیو روزنامه محفوظ است).
ضلع دوم این مثلث، نرخهای افزایشی تاکسیهای اینترنتی است. شاید جناب پزشکیان یادشان باشد زمانی که در کسوت نمایندگی مجلس بودند، این تاکسیها با رقم بسیار منصفانهای کارشان را شروع کردند؛ طوری که با دانهپاشی موفق شدند تمامی آژانسهای تاکسی در محلات گوناگون شهر را یکییکی ورشکست کنند، زیرا تمایل مردم به پرداخت کمتر در آمد و رفتها بود. اما اکنون که دیگر رقیب سنتی را از راه کنار زدهاند، سرخود نرخهای سفر داخل شهری را بهشدت بالا بردهاند؛ طوری که برای هر شهروند، محاسبه ماهانه هزینههای آن کمرشکن شده است. آیا برای رسیدگی عاجل به این بخش، دفتری در پاستور برای اقدام در رفع این مسئله موجود است؟ اگر احساس درد عمومی را متوجه میشوید، پس هرچه زودتر برای تعدیل نرخها و بازگشت به تعرفههای اوایل کار این تاکسیها اقدام کنید. اما تشریح ضلع سوم مثلث بسیار دردناکتر است؛ طوری که اگر کسی خودش مستأجری را تجربه نکرده باشد، شاید هیچگاه نتواند به عمق این مصیبت پی ببرد. جناب رئیسجمهور! قضیه خیلی بحرانی است وقتی بدانید یک پدر با دریافتی ناچیز و داشتن دستکم دو فرزند مدرسهای یا دانشگاهی، دائما هر سال بخواهد اسباب و اثاثیه را از این خانه به خانه دیگری جابهجا کند؛ زیرا تقاضای اغلب مالکان افزایش بیرویه و خارج از توان مستأجران بیپناه است. یک مالک میبایست معیشت و درآمد محدود یک مستأجر را درک کرده و براساس آن هر سال به درصدی افزایش کرایه قناعت کند، اما واقعیت امر چیز دیگری است. با عبور از برخی مالکان باانصاف، باید دردمندانه اعلام کرد بیشتر این خانهداران، مدتهاست دیگر هیچگونه رحم و شفقتی ندارند و اگر دولت به داد قشر مظلوم مستأجر نرسد، آنها هر بار یک گام دیگر به نابودی معیشت در کانون لرزان خانواده نزدیکتر میشوند. آیا رئیسجمهور محترم میپسندند؟ آیا با یارانشان در کابینه میتوانند در ادامه دوره باقیمانده حکمرانی، اقدامات سهگانهای مبذول دارند تا این مثلث در صحن اجتماع اکنونی بیش از این پروارتر نشود و زخمهای کمتری بر پیکر جامعه وارد کند. شاید بیراه نباشد که در یک مثال تلخ، آن جماعت عظیم شهری در مقابل این مثلث را به مزرعهای تشبیه کرد که دچار ملخزدگی شدهاند و از سه تیغه به آنها یورش شده است. آنها چپ و راست زخم خوردهاند. از شعارها و نصایح مسئولان امر خسته و پرملال هستند. فقط کاری کنید.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.