|

صفحه بزرگ شطرنج

احتمالا شطرنج بازی کرده‌اید و شاید به این بازی علاقه هم داشته باشید. شرط اول موفقیت در این بازی، آن است که در تمام طول بازی، حواستان به همه صفحه باشد و از توجه و تمرکز، فقط بر یک بخش از آن پرهیز کنید؛

احتمالا شطرنج بازی کرده‌اید و شاید به این بازی علاقه هم داشته باشید. شرط اول موفقیت در این بازی، آن است که در تمام طول بازی، حواستان به همه صفحه باشد و از توجه و تمرکز، فقط بر یک بخش از آن پرهیز کنید؛ چون اگر چنین باشد و حواستان از کل صفحه پرت شود و فقط به حرکت مهره‌ها در بخشی از صفحه تمرکز کرده باشید، حریف به‌راحتی در بخش دیگر صفحه، مهره‌های شما را می‌گیرد و کار را به نفع خود تمام می‌کند و خیلی پیش می‌آید که حریف‌ از همین استفاده می‌کند و سعی دارد تا با جابه‌جایی مهره‌ها در قسمتی از صفحه، توجه شما را بر آن قسمت متمرکز کند تا نقشه خود را در گوشه‌ای دیگر پیش ببرد. من این ویژگی را در یادداشت‌های دیگری نیز با عنوان «توجه به کل تابلو نقاشی» ذکر کرده‌ام که اگر می‌خواهیم بفهمیم که نقاش چه چیزی کشیده، باید با فاصله‌ به تابلو نگاه کنیم و نزدیک‌شدن به تابلو و چسباندن صورت‌مان به آن، شاید بتواند جزئیات کار را برایمان آشکار کند، ولی قطعا فهمی از کل تابلو به ما نمی‌دهد. زبیگنیف برژینسکی، ژئواستراتژیست آمریکایی لهستانی‌الاصل که در دولت جیمی کارتر مشاور امنیت ملی او بود و گفته می‌شود پس از هنری کیسینجر‌ مهم‌ترین استراتژیست دولت آمریکا بوده، در سال ۱۹۹۶ قرن بیستم‌ کتابی منتشر کرد با عنوان «صفحه بزرگ شطرنج» که عنوان این یادداشت هم برگرفته از آن است. برژینسکی در آن کتاب می‌نویسد که چالش اصلی آینده آمریکا، کنترل چین و روسیه است و این کنترل ممکن نمی‌شود‌ جز با کنترل مرزهای «اوراسیا» که شامل کشورهای آسیای میانه است و تنها راه کنترل این منطقه، با در اختیار گرفتن ایران امکان‌پذیر خواهد بود. قابل توجه اینکه هفت سال بعد، آمریکا گام بلند اجرائی‌سازی این طرح برژینسکی را برمی‌دارد و «دیک چنی»، معاون رئیس‌جمهور آمریکا در سال ۲۰۰۳، در توجیه کابینه دولت آمریکا که چرا باید به عراق حمله کرد، می‌گوید: «هدف اصلی از حمله به عراق، کنترل ایران است؛ چون هرکس که ایران را کنترل کند، اوراسیا را کنترل می‌کند و هرکس که اوراسیا را کنترل کند، چین و روسیه را کنترل خواهد کرد و در نتیجه، جهان را کنترل می‌کند».  همه آنچه دیک چنی می‌گوید، برنامه عملیاتی ایده برژینسکی برای آن صفحه بزرگ شطرنج است. اگر دقت کنیم، در تمام سخن برژینسکی و دیک چنی، یک کلمه هم از این نیست که به ایران حمله کنیم چون با ما مخالف است یا چون به ما فحش می‌دهد و مرگ بر آمریکا می‌گوید یا چون حاضر به مذاکره مستقیم با ما نیست. کل ماجرا در طرح استراتژیک برژینسکی و نقشه عملیاتی دیک چنی، کنترل اوراسیا برای مقابله با چین و روسیه است و این ممکن نمی‌شود‌ جز با در اختیار گرفتن ایران. من در این سال‌ها با بسیاری از صاحب‌نظران و استادان علوم سیاسی درباره این استراتژی و نقشه عملیاتی آمریکا گفت‌وگو کرده‌ام و عجیب اینکه برخی از این بزرگواران همچنان بر این عقیده پافشاری می‌کنند که رفتار خود ما و به‌خصوص تأکیدمان بر عدم مذاکره مستقیم سبب حمله آمریکا به کشورمان شده و جالب اینکه «ولی نصر»، مشاور سابق اوباما، در کتاب خود‌ پنج مقطع مشخص در روابط ایران و آمریکا را به روشنی ذکر می‌کند که ایران تلاش کرده تا مسائل خود را با آمریکا حل کند و برای این کار هم مذاکرات مستقیم و هم پیشنهادات جذابی داده، ولی در هر پنج نوبت، این آمریکا بوده که با عادی‌سازی روابط مخالفت کرده است.

چهار سال پیش و در آغاز جنگ روسیه و اوکراین و وقتی بعضی تحلیلگران داخلی خودمان آن جنگ را یک جنگ سرزمینی بین آن دو کشور می‌دانستند و پیش‌بینی شکست قطعی روسیه را داشتند، طی یادداشتی که در یکی از روزنامه‌ها منتشر شد، نوشتم: «کافی است کمی با فاصله به نقشه جغرافیا نگاه کنیم تا متوجه شویم با این جنگ، عظیم‌ترین پروژه نقل‌و‌انتقال زمینی کالا که چین برای دور‌زدن تسلط آمریکا بر راه‌های دریایی با نام راه‌آهن جاده ابریشم در حال ساختن است و به‌زودی به اروپا می‌رسد، تعطیل شد». بعد از آن هم در یادداشت دیگری نوشتم: «جنگ غزه، طرح راه‌آهن هند برای رسیدن به دریای مدیترانه و اروپا را تعطیل کرد و به این ترتیب با دو جنگ منطقه‌ای، اتصال اقتصاد سه‌ میلیارد نفری به اروپا و خارج از کنترل آمریکا قطع شد».

در یادداشت‌هایی در همان ایام نیز نوشتم که حالا برای چین و هند فقط یک راه باقی مانده است تا اتصال این اقتصاد سه‌ میلیارد نفری را‌ خارج از کنترل آمریکا با اروپا برقرار کنند و آن‌هم از طریق ایران است و البته‌ اگر جنگ اوکراین و غزه می‌تواند آن دو راه را ببندد، چرا برای تصرف ایران تلاش نشود تا کلا برای همیشه بتوان این اقتصاد سه‌ میلیارد نفری را کنترل کرد؟ متأسفانه ما درون این تابلو نقاشی یا به گفته برژینسکی داخل این صفحه بزرگ شطرنج هستیم و نه‌تنها برایمان سخت است تا از بیرون و با فاصله به این صفحه نگاه کنیم، بلکه شاید همچون مهره سرباز در این بازی شطرنج، خیلی که حواس‌مان باشد، این را ببینیم که ممکن است هر لحظه توسط فیل، اسب، قلعه و وزیر کشته شویم. شاید برای همین وسط معرکه بودن است که هرچه هم توجه بدهیم که به کل صفحه شطرنج باید نگریست، بی‌فایده است و همچون موری که در جای پای اسبی که از باران دیشب پر شده، افتاده باشیم، فریاد می‌زنیم دنیا را آب برد‌. اما این صفحه شطرنج بسیار بزرگ‌تر از تصور ماست؛ صفحه‌ای است برای کنترل جهان، حداقل برای ۵۰ سال آینده و متأسفانه‌ ایران ‌مانند تمامی تاریخ خود در جایی پراهمیت برای جهان قرار گرفته است؛ جایی که غرب برای کنترلش دو کودتای ۱۲۹۹ و ۱۳۳۲ را انجام داد. سرزمینی که برای شکست آلمانن نازی، در جنگی که هیچ ربطی به ما نداشت اشغال شدیم و برای آنها که با هم بر سر کنترل جهان جنگ داشتند، شدیم پل پیروزی. حالا هم جنگ کنونی، همان‌طور که برژینسکی و چنی گفتند، جنگی برای کنترل جهان است؛ حتی اگر ما‌ نخواهیم صفحه بزرگ شطرنج را ببینیم و اصرار داشته باشیم این به خاطر آن است که ایران نخواست مذاکره مستقیم داشته باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.