|

فضا‌های فرهنگی شهر را جذاب و فعال می‌‌خواهیم

هر شب صد‌ها نمایش تئاتر و سینما در شهر روی صحنه یا پرده می‌‌رود و علاقه‌مندان همیشگی به فرهنگ نمایش تنها در خانه فیلم تماشا نمی‌‌کنند، بلکه از تیوال و سینماتیکت و بلیت‌باکس و دیوار و ایران‌تیک و... بلیت تهیه می‌‌کنند و به سالن‌‌های سینما و تئاتر شهر‌های مختلف می‌‌شتابند تا دمی‌ را با خانواده و دوستان به اتفاق به تماشا بنشینند.

هر شب صد‌ها نمایش تئاتر و سینما در شهر روی صحنه یا پرده می‌‌رود و علاقه‌مندان همیشگی به فرهنگ نمایش تنها در خانه فیلم تماشا نمی‌‌کنند، بلکه از تیوال و سینماتیکت و بلیت‌باکس و دیوار و ایران‌تیک و... بلیت تهیه می‌‌کنند و به سالن‌‌های سینما و تئاتر شهر‌های مختلف می‌‌شتابند تا دمی‌ را با خانواده و دوستان به اتفاق به تماشا بنشینند.

باید اعتراف کرد که با وجود بی‌اعتنایی مسئولان امور فرهنگی به این‌گونه امور و پرواز تمام بودجه‌‌های فرهنگی دولت و شهرداری به سوی فعالیت‌‌های فرهنگی ویژه، بخش خصوصی خود تا حدودی، از پسِ رونق‌بخشیدن به فضا‌های نمایش‌‌های عمومی‌ برآمده است. در دهه‌‌های اخیر، اگر کمک نکرده‌اند سینما‌های لاله‌زار به‌عنوان محور جشنواره‌‌ها احیا شود، در عوض مال‌های تجاری زیادی را اجازه دادند برای معافیت از برخی مالیات‌ها، فضای فرهنگی در طبقات بسازند و مردم را سرگرم کنند. مردم هم راضی‌اند و بلیت‌‌های 100 تا 700 هزار تومانی تئاتر‌ها و پردیس‌های سینمایی را می‌خرند و می‌روند تا ساعتی را به تماشا بنشینند و محو نمایش شوند. اما فضا‌های فرهنگی شهر بسیار متنوع‌اند و از موزه‌‌ها، فرهنگسرا‌ها و خانه‌های فرهنگ، سالن‌های کنسرت، سالن‌های اجتماعات و تماشاخانه‌‌ها و نمایشگاه‌‌ها و گالری‌ها تا مکان‌های آموزشی فرهنگ و هنر، فضا‌های جمعی مثل استادیوم‌ها، میادین و پلازا‌ها، حسینیه‌‌ها و تکیه‌‌ها و سرا‌های محلات و حتی کوچه و خیابان و نیز مکان‌های فروش کالا‌های فرهنگی مانند کتاب‌فروشی‌‌ها و البته کافه‌های زیادی را که همه‌جا مکان دیدار و گفت‌وگو هستند نیز در بر می‌گیرند. البته این فضا‌ها به خودی خود و به صِرف وجود جسم کالبدی‌شان مکان فرهنگی نیستند و تا وقتی روح فرهنگ و هنر زمانه در آنها جریان پیدا نکند یا به عبارتی «جان» جهان هنر و فرهنگ که مایه رشد و شکوفایی انسان‌هاست در آنها دمیده نشود، مکان فرهنگی نخواهند بود و ماهیت و کیفیت خود را برای جامعه به منصه ظهور نخواهند رساند. اما آیا واقعا چنین است و شهروندان ما واقعا از همه فضا‌های فرهنگی محلی و شهری خوب استفاده می‌کنند؟ چه فایده که با این همه زحمت و مشقت فضای فرهنگی بسازیم و از بعضی‌شان آن‌طورکه باید و شاید استقبال نشود؟ می‌‌خواهم بگویم که در شهر به این بزرگی مانند تهران، اگرچه تولید محتوا در بسیاری حوزه‌‌ها متوقف نشده و گاه با کیفیت نسبتا بالا هنوز ادامه دارد، اما این برای گروه‌‌های کوچکی است. عامه مردم در خانه ‌هایشان نشسته‌اند و فیلم خانگی تماشا می‌‌کنند و درحالی‌که به تلویزیون خیره شده‌اند، چیپس و پفک می‌‌خورند و اکثریت جوانان ما، به‌خصوص با این قیمت‌ها، واقعا فرصتی برایشان نیست تا از مواهب فرهنگی در شهر بهره‌مند شوند. متأسفانه فعالیت‌‌های مستمر فرهنگی تا حدودی ضعیف شده و شاید تمام مشکلات و بلاتکلیفی‌هایی که گاه به مهاجرت جوانان به خارج از کشور می‌انجامد، ناشی از همین نبود مکان‌های فرهنگی با برنامه‌‌های مناسب و آزاد برای همگان باشد. البته گاهی عده‌ای به‌صورت کاملا داوطلبانه و خلاق ابتکار عمل را در دست می‌‌گیرند و در سطح شهری و محلی گام‌هایی محکم برای فرهنگ، هنر و ادبیات برمی‌‌دارند و حرکتشان با استقبال روبه‌رو می‌‌شود و استمرار می‌‌یابد... مثل خدماتی که علی دهباشی مجله بخارا سال‌هاست دارد به جامعه فرهیخته تهران ارزانی می‌دارد یا فعالان انجمن و سرای محله سنگلج که هر هفته مردم محل را مشغول می‌کنند و الان در مکان‌هایی مانند سالن زیبای باغ فردوس با سفرنامه‌خوانی ابن‌بطوطه و دیگران، انبوه جمعیت فرهیخته را به خود جذب می‌کنند. به خاطر دارم چند سال پیش رئیس شرکت توسعه فضا‌های فرهنگی، آقای دکتر انارکی، که به درستی چند بار در جلسه‌های دانشگاهی، بر تأمین سرانه‌‌های فرهنگی تأکید داشتند، این جمله خوب را نیز گفتند که: اگرچه عمدتا تأمین مکان‌های لازم برای فعالیت فرهنگی وظیفه ماست و بعد راه‌اندازی آن مکان به معاونت فرهنگی-هنری شهرداری سپرده می‌‌شود، اما ما به‌هرحال باید بدانیم که گرایش‌های مردم و جوانان در زمینه‌های فرهنگی چیست و به چه موضوعاتی علاقه و گرایش دارند تا این فضا‌های فرهنگی شهرمان «خالی و بی‌دفاع» نمانند.

اگرچه در ماه‌‌های اخیر میادین هر شب صحنه نمایش برخی گروه‌‌های جامعه‌مان بودند، ولی سال گذشته برای ایونت‌هایی مانند کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی، زمینه بالاخره فراهم نشد. قبلا نیز در جمع‌های دغدغه‌مندان گفته می‌شد: شهرداری خوب است معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری را با انتصاب یک زن تغییر دهد تا او بتواند به‌طور نمادین با دیگر گروه‌‌های متکثر شهر نیز همراهی کند و فعالیت‌‌های فرهنگی و اجتماعی مناسبی را به پیش ببرد. همچنین صحبت از بازنگری در نظام‌نامه مدیریت محله به نفع فعالان محلی با اولویت زنان و قراردادن سرای محلات در اختیار مردم و سمن‌‌ها شد، که قبلا هم بار‌ها همین‌جا درباره‌اش نوشته‌ام.

آنچه مسلم است تعیین مدیرانی معتدل و همدل با همه مردم شهر ایدئال است. اگر در سینما‌ها فیلم‌های جالب و حتی فیلم‌های قدیمی‌ و خاطره‌انگیز تاریخ سینما نشان داده شوند، بسیاری از کسانی که عرصه شهر را بر خود تنگ می‌‌بینند، تشویق می‌‌شوند به سینما بروند و با شهر آشتی کنند. احیا و بازسازی سینما‌ها و تئاترهای قدیمی‌، به‌خصوص در مرکز تهران نیز خاصه در زمانی که خیلی از کافه‌رستوران‌ها در مرکز تهران شکل گرفته‌اند نیز می‌تواند حالت مرکز شهر را بسیار جذاب‌تر کند. احیای لاله‌زار می‌تواند به‌عنوان اولویتی در این فهرست بلندبالای شکوفایی مکان‌های فرهنگی شهرمان قرار گیرد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.