|

لابیگری، قدرت است

یک هم‌اندیشی آزاد که هرکس بتواند نظر خود را در فضایی امن و بدون هیچ دغدغه‌ای بیان کند، خودش موهبت بزرگی است و حکم دریچه‌ای رو به فضای روشن دارد و تا حد زیادی می‌تواند راه‌های برون‌شد از وضعیت پیچیده امروز را به تصمیم‌گیران نشان دهد.

یک هم‌اندیشی آزاد که هرکس بتواند نظر خود را در فضایی امن و بدون هیچ دغدغه‌ای بیان کند، خودش موهبت بزرگی است و حکم دریچه‌ای رو به فضای روشن دارد و تا حد زیادی می‌تواند راه‌های برون‌شد از وضعیت پیچیده امروز را به تصمیم‌گیران نشان دهد.

با همین انگیزه خوب بود که قراری گذاشته شد تا دانش‌آموختگان خارج کشور گرد‌هم آیند و در عرصه‌ای عمومی، بدون هیچ دغدغه‌ای حرف بزنند. انتخاب مکان جلسه هم جالب توجه شد؛ زیرا به‌جای آنکه به‌طور عادتی، در یک نقطه مثل کافه‌ای دنج و به دور از حضور مردم باشد، این بار‌ محل عمومی عبادت مردم، مدعوین را به دور خود جمع کرد؛ مسجد امام علی(ع) واقع در محله پونک تهران. جایی که می‌تواند کاربرد دیگری در کنار راز و نیاز با خداوند و منبرهای مذهبی ایفا کند؛ به‌طوری که نقش فکری و سیاسی خودش را هم به دنبال داشته باشد. این سنت نیکو تقریبا فراموش‌ شده است، درحالی‌که مکان سجده می‌تواند منبع الهام برای نخبگان داخل و خارج از وطن باشد و مشارکت آنها را در بزنگاه‌های خطیر کشور عینیت ببخشد و کاربردهای شگفتی از خود تجلی دهد. خواسته اصلی دعوت‌شدگان جلسه نیز همین بود؛ «حس همراهی با وطن». به‌ این معنا که یافتن راه‌های سهل‌الوصول و فکرشده برای آینده ایران، مسیر دشواری نیست. اغلب این دانش‌آموختگان که به درخواست نمایندگی دانشجویان خارج کشور پاسخ مثبت دادند،‌ از آمریکا و اروپا به مدت چند روز به وطن آمده بودند و در این نشست صمیمانه نکته‌هایی مطرح کردند که هرکدام می‌تواند بستری برای یک بحث گسترده باشد. پرسشی که ابتدا مطرح شد، این بود که گرایش و موضع ایرانیان خارج از کشور در اتفاقات اخیر چگونه بوده و آنان چطور می‌توانند با میهن‌شان ارتباط مؤثر برقرار کنند؟ پرسش دیگر این بود که متولیان امر چه زمینه‌هایی را باید فراهم‌ کنند؟

پاسخ‌ها روشن و مستدل بود که برخی نظرات به‌طور فشرده و جمع‌بندی‌شده چنین است:

۱. در این روزها می‌توان نوعی سرگشتگی در ایرانیان خارج از مرزها مشاهده کرد؛ به قسمی که وقتی رویدادهایی مانند حوادث دی‌ماه گذشته در کف خیابان به وقوع می‌پیوندد، شکاف و تقابل شدیدی در میان ایرانیان به وجود می‌آید. چنین فضایی را عمدتا رسانه‌ها، به‌ویژه بنگاه‌های سخن‌پراکنی فارسی‌زبان، دامن می‌زنند؛ اما افسوس آنکه رسانه ملی، به سبب فقدان سرمایه فکری در هرم خود، به‌جز 

داد ‌و ‌بیداد و خط‌و‌نشان‌کشی، حرفی برای گفتن ندارد و در قبال آن روایت‌ها، کار درخوری برای گفت‌وگو انجام نمی‌پذیرد. شاید ایجاد یک سامانه منظم و فراگیر لازم باشد که تدارک و بنیان شود تا از این طریق بتوان شبکه‌ای اجتماعی راه‌اندازی کرد که برای تولید و انتشار محتوا پررنگ‌تر از هجوم رسانه‌های خارجی، به‌ویژه مفسران حرفه‌ای صهیونیسم، جلوه‌گری کند. نبود همین نهاد تغذیه فکری، سبب شده تا به چارچوب یک ارتباط آزاد و آمد‌و‌شد ایرانیان به داخل کشور ضربه اساسی وارد شود. اما در سوی دیگر ماجرا، آنگاه که میهن دستخوش هجوم خارجی می‌شود، حرکتی به‌ سوی هم‌گرایی در یک جبهه شکل می‌گیرد که باشکوه است. این ظرفیت ملی می‌تواند با تصمیم‌های شجاعانه‌ای در داخل تقویت شود.

۲. یک اقدام برجسته و ساختارشکن که می‌تواند منافع ملی را پشتیبانی کند، این است که حاکمیت ایران، لابی‌هایی را در کشورهای مؤثر در عرصه بین‌الملل تدارک ببیند و آن مراکز غیررسمی را گام به گام فعال کند. چه‌بسا که خواسته‌ای مشروع در صحن سازمان ملل در حضور نمایندگان ملت‌های جهان مطرح شده‌، ولی بدون نتیجه رها شده باشد؛ اما شده که نمایندگان کشورهایی خرد در آسیا و آفریقا، حتی خود فلسطین، با لابی‌گری به‌موقع نمایندگان معدودشان، حرف خود را به کرسی نشانده باشند. متأسفانه سوء‌تبلیغات در میان برخی صاحبان بلندگو و رسانه‌ها در ایران، لابی‌گری را امری مذموم و نفرت‌انگیز القا کرده است؛ در حالی که اگر ایران لابی‌گری پویا و اندیشمندی در ایالات متحده ایجاد می‌کرد و صدای مردم ایران به دور از شعارها و شیطنت‌ها شنیده می‌شد، بعید نبود که القائات اهریمنی لابی اسرائیل به سنگ بخورد و هیئت حاکمه آمریکا را از اینکه وارد باتلاق جنگ خلیج فارس شود، برحذر می‌داشت و راه‌هایی معقول و حساب‌شده برای گرفتن امتیازات بدون برقراری ارتباطات رسمی گشوده می‌شد. شایان ذکر است که لابی‌داشتن با یک کشور، لزوما به معنای برقراری ارتباط دوستانه‌ یا ترک تخاصم نیست؛ چون  هر دو طرف به کسب آگاهی مستقیم از سوی یکدیگر نیاز دارند.

۳. چه خوب است کمی به فکر سرمایه اجتماعی کشور بود که بخش مهم آن از دست رفته است. چیزی که فعلا موجود است، قدر و قیمت آن حتی با پشتوانه ارزی بانک مرکزی هم قابل قیاس نیست. یک رسانه قدرتمند با بهره‌گیری از نخبگان مستقل می‌تواند روایت‌ها را ترمیم کند و مواد درون‌زایی برای تغذیه فکری و آگاهی عمومی شود و در برابر حرکاتی بایستد که جامعه ایرانی را هر بار و به بهانه‌ای تهدید می‌کنند. عناصری که به سبب اهداف پوچ و فاقد عقلانیت سیاسی، اختلافات را دامن می‌زنند و اتحاد یک ملت را به ورطه‌ای تاریک و ناامیدکننده سوق می‌دهند. به نظر می‌رسد ‌شعار همراهی وطن، مهم‌ترین کلان‌روایت باشد تا آشتی ملی را میان صاحبان افکار گوناگون و احزاب دلسوز میهن با حاکمیت کشور تضمین کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.