|

چگونه عربستان در بازارهای جهانی نفت از ایران پیشی گرفت

اخیرا به پایمردی کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران همراه بیش از صد نفر از کارشناسان انرژی کشور به تماشای فیلم مقایسه صنایع نفت ایران و عربستان سعودی نشستیم.

اخیرا به پایمردی کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران همراه بیش از صد نفر از کارشناسان انرژی کشور به تماشای فیلم مقایسه صنایع نفت ایران و عربستان سعودی نشستیم. این فیلم را هر ایرانی باید چند بار ببیند تا همگان بدانیم که از زمان ملی‌شدن صنعت نفت چه کلاه گشادی با ناروایی‌های بوروکراتیک ناشی از حرف‌هایی شبیه مواضع پایداری‌ها بر ایران و ایرانی‌ها رفته است. افشارنیک، تهیه کننده این مستند، نیکوسنجشی بین عملکرد آرامکو، شرکت نفت عربستان و شرکت ملی نفت ایران کرده است.

او در این مستند ارزنده نه‌فقط بین این دو شرکت نفت اشاره‌شده و بین دو کشور همسایه داوری کرده است، بلکه به مقایسه نقش‌های سیاسی حاکمیتی نیز پرداخته است؛ چندان که مرا به یاد مرحوم ابوالفضل لسانی، سیاست‌مدار زمان ملی‌شدن نفت ایران انداخت. ایشان در کتاب «نفت طلای سیاه یا بلای سیاه» انذار می‌داد که بهای نفت ملی‌شده باید مایه توسعه همه‌جانبه و قدرت کشور شود. با همین رویکرد، در سال 1329 در صدر قانون ملی‌شدن نفت نوشته شد: «به نام سعادت ملت ایران»، ولی در عمل جز بازی بوروکراتیک، دلالی اسلحه و اخیرا رانت‌های نفتی، از ملی‌شدن صنعت نفت سعادتی به ملت ایران نرسید که هیچ، امروزه شاهدیم که دشمن متجاوز، زیرساخت‌های کشور را که تنها محل صحیح هزینه‌کردن درآمدهای نفتی بوده، بمباران و تخریب می‌کند‌. اصلا باید پرسید‌ چرا ما به این وضع ‌افتاده‌ایم که وهابی‌های سعودی به ریش ما بخندند و روزانه هشت میلیون بشکه نفت صادر کنند و همه بهای آن را هم دریافت کنند و مثل ما پول نفتشان نصیب رانت‌خواران خائن به وطن هم نمی‌شود؟ در حالی که اقتصاد کشور ما در تورم‌های بالای ۵۰ درصد دست و پا می‌زند، یعنی قدرت خرید و انتخاب زندگی برای مردم عادی سالانه حداقل نصف می‌شود، بیش از این نسبت هم از توان ملی در همه زمینه‌ها و از‌جمله تقویت توان دفاعی کاسته می‌شود. این پرسش هست که چرا آرامکوی عربستان‌ یکی از شرکت‌های موجه جهان است، ولی ندانم‌کاری امثال پایداری‌ها موجب می‌شود که حتی ساختمان شرکت ملی نفت ایران در قلب لندن را برای جریمه کاسبی‌های نکرده در صادرات گاز، به یغما ببرند. مستند‌ نشان می‌دهد که آرامکو از ابتدا شرایط محیط زیست در عربستان، حقوق کارمندان و کارشناسان نفت و به‌طور کلی منافع ملی عربستان را بیش از نفت ملی‌شده ایران رعایت می‌کرده است و می‌کند. فاجعه هدرسوزی روزانه ۴۰ میلیون مترمکعب گاز نفتی خود گویای عملکرد نهادهای نفتی است که توان حفاظت از منافع ملی را که ندارند هیچ، از اموال خود نیز نمی‌توانند بهره کافی ببرند. گویی وظیفه نفت و گاز ملی انجام خیریه‌های تخیلی دولتی است. اینجانب در سال 1354 در یک نشریه دانشجویی در خارج از کشور در نقد سیاست‌های هزینه‌کردن درآمدهای نفتی دولت شاه که خود را رهبر جنبش اوپک و صادرکنندگان نفت در تصحیح قیمت‌های نفت می‌دانست، نوشته بودم: «شاه در کسب درآمد نفت کج‌راهه می‌رود و نباید هژمونی دلار در برابر صادرات نفت را بپذیرد. در آن زمان کاستی منابع مالی آمریکا بر اثر جنگ‌های تجاوزکارانه مانند تجاوز به ویتنام موجب شده بود نیکسون، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، با به ‌دست ‌آوردن دلارهای نفتی توانست آمریکا را از ورشکستگی در مبادلات بین‌المللی برهاند. نیکسون قرارداد برتن وودز را‌ که تضمین پرداخت طلا در مقابل بدهی‌های دلار را پذیرفته بود، با پول صادرات نفت ایران، عربستان و به‌طور کلی درآمد نفت کشورهای عضو اوپک که در آمریکا سپرده‌گذاری می‌شد، جایگزین کند».

در آن زمان چپ‌گرایان از این رویکرد آمریکا به حیرانی سیاسی افتاده بودند و در برابر جایگزینی پترودلار (تحویل یک انس طلا در برابر هر ۳۵ دلار بدهی آمریکا) هیچ عکس‌العملی نشان ندادند. چرایی عقب‌افتادن ایران از عربستان در بازارهای جهانی انرژی را هم ندانستیم.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.