|

رونمایی از اوکراینیزه‌کردن ایران

هشدار راهبردی برای تصمیم‌گیران سیاسی و نظامی ایران

تفاوت عمده جنگ‌های ترکیبی با جنگ‌های کلاسیک، در شیوه‌ها و زمان‌بندی جنگ خلاصه می‌شود. زمان در جنگ‌های کلاسیک آغاز و پایانی دارد، شیوه‌های جنگ عمدتا منحصر به مقابله نظامی، اطلاعاتی و روانی است و از همه مهم‌تر در جنگ کلاسیک، یک طرف پیروز است و طرف دیگر شکست می‌خورد، به‌گونه‌ای که همه بازیگران دخیل و غیردخیل در جنگ درباره طرف پیروز و شکست‌خورده اجماع نظر دارند.

سید محمد حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در عربستان سعودی

تفاوت عمده جنگ‌های ترکیبی با جنگ‌های کلاسیک، در شیوه‌ها و زمان‌بندی جنگ خلاصه می‌شود. زمان در جنگ‌های کلاسیک آغاز و پایانی دارد، شیوه‌های جنگ عمدتا منحصر به مقابله نظامی، اطلاعاتی و روانی است و از همه مهم‌تر در جنگ کلاسیک، یک طرف پیروز است و طرف دیگر شکست می‌خورد، به‌گونه‌ای که همه بازیگران دخیل و غیردخیل در جنگ درباره طرف پیروز و شکست‌خورده اجماع نظر دارند.

در جنگ ترکیبی اما زمان معنی ندارد، جنگ آغاز و پایانی ندارد، حملات نظامی و آتس‌بس ادواری است، شیوه‌های جنگ علاوه بر مقابله‌های عریان نظامی و اطلاعاتی، شامل جنگ سایبری، جنگ اقتصادی، جنگ‌های نیابتی در مناطق خاکستری و نقش‌آفرینی برجسته افکار عمومی را در بر می‌گیرد. در این نوع از جنگ، هر یک از طرفین می‌توانند ادعای پیروزی کنند و اجماع نظری هم درباره طرف پیروز و شکست‌خورده وجود ندارد. مَثل جنگ ترکیبی به‌مثابه ضربات چاقویی است که عمیق و کاری نیست اما می‌تواند در بلندمدت یک طرف را زودتر از دیگری از پای درآورد. با این مقدمه و بر اساس دیدبانی جنگ ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌توانیم این جنگ را جنگ ترکیبی بنامیم که زمان ندارد، بازیگران آشکار و پنهان در آن مداخله دارند، شیوه‌های جنگ از برخوردهای نظامی تا جنگ اطلاعاتی، روانی، اقتصادی، سایبری و نیابتی را در بر می‌گیرد، نقش افکار عمومی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بسیار برجسته است و هم طرف ایرانی و هم طرف آمریکایی خود را پیروز در جنگ می‌خوانند. رئیس‌جمهور آمریکا بارها اعلام کرده ‌به عمده اهداف خود در جنگ رسیده است و مسئولان جمهوری اسلامی نیز بارها اعلام کرده‌اند دشمن را از تحقق اهدافش بازداشته‌اند. 

در میان این دو ادعا، تاکنون افکار عمومی بین‌المللی و نخبگان و تحلیلگران برجسته بین‌المللی با تحسین مقاومت ایران، ادعای ایران مبنی بر پیروزی در جنگ را تأیید کرده‌اند. همین باعث شده فشار روانی بر دولت ترامپ افزایش یابد و انگیزه او برای تداوم بحران بیشتر شده تا در آینده در قالب توافق یا تداوم جنگ، ورق را به سود خود برگرداند. اما آنچه این روزها در جنوب کشور شاهد هستیم، نه جنگ است و نه زد و خورد، بلکه شبه‌جنگی است که در جغرافیای حائلِ زد و خورد و جنگ تعریف می‌شود و می‌تواند مقدمه‌ای برای یک جنگ طولانی و «اوکراینیزه‌کردن جنوب ایران» باشد. چه وجه تشابهی میان جنگ ایران و با جنگ اوکراین وجود دارد و علائمی که نشان‌دهنده اوکراینیزه‌کردن جنگ ایران است، کدام‌اند؟

1. جنگ ایران نیز مانند جنگ اوکراین در قالب جنگ ترکیبی قابل فهم است.

2. برنامه‌ریزی روسیه برای جنگ اوکراین‌ (مطابق اسناد آزادشده) 10 تا 14‌روزه بود، اما اکنون روسیه وارد جنگی فرسایشی شده که از فوریه 2022 تا امروز ادامه داشته است و علامتی از پایان جنگ نیز تاکنون دیده نمی‌شود. دولت ترامپ نیز در مواجهه نظامی با ایران، به صخره سخت مقاومت ایران برخورد کرده است که اصلا انتظار آن را نداشت و نمی‌تواند به‌راحتی جنگ را به پایان ببرد.

3. حمایت آمریکا و اروپا از اوکراین و اراده آنها برای تداوم جنگ، نقش کلیدی در تداوم جنگ اوکراین داشته است؛ نقشی که اکنون رژیم اسرائیل و احتمالا برخی از کشورهای دیگر ایفا می‌‌کنند و مانع از دست‌کشیدن آمریکا از جنگ می‌شوند.

4. نتیجه جنگ اوکراین تأثیر بلافصلی بر نظم آتی بین‌المللی خواهد داشت؛ چنانچه نتیجه جنگ ایران نیز اثر بلافصلی در نظم آتی منطقه‌ای و حتی بین‌المللی خواهد داشت.

5. شکست روسیه در جنگ اوکراین، هیمنه روسیه را فروخواهد ریخت؛ ایضا شکست آمریکا در جنگ با ایران، هیمنه قدرت هژمونی را خواهد ریخت.

6. کشورهای اروپایی، اوکراین را به خاکریز نخست خود تبدیل کرده‌اند و شکست اوکراین را با توسعه ارضی روسیه در اروپا مساوی می‌دانند؛ ایضا کشورهای عربی نیز پیروزی ایران در جنگ را برای منافع حیاتی و منطقه‌ای خود بسیار خطرناک می‌دانند.

7. ابزار بلوک غرب برای مواجهه با روسیه، علاوه بر مقابله نظامی از طریق تجهیز اوکراین، ابزار تحریم اقتصادی نیز هست؛ درباره ایران نیز راهبرد بلوک غرب مهار نظامی و اعمال تحریم‌های فلج‌کننده است.

8. تمرکز روسیه بر مناطق شرقی اوکراین است؛ شبیه جنگ این روزهای آمریکا در حمله به جنوب ایران از زاهدان تا اهواز نشان می‌دهد‌ غیرنظامی‌کردن جنوب ایران از اهداف دشمن است.

9. انهدام پل‌ها و مسیرهای ارتباطی و عدم حمله به تأسیسات نفتی (تاکنون) نشان می‌دهد دشمن به دنبال «سرزمین سوخته» در جنوب نیست.

10. علائم موجود نشان می‌دهد‌ یکی از سناریوهای دشمن، تضعیف شدید نهادهای حاکمیتی در جنوب، تحریک عناصر ضد‌حکومتی در استان‌های جنوبی، حمایت از گروه‌های شورشی و ایجاد منطقه حائل در جنوب ایران است. سناریویی که مورد حمایت کشورهای عربی خواهد بود و وضعیت شرق اوکراین را در ذهن تداعی می‌کند. هشداری که باید جدی گرفت.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.