سیاست اژدهای خفته؟
روز گذشته ترامپ در یک شاهکار پریشانگویی برای فرار از مجازات «سازماندهی اوباش» در حمله به کنگره، در پی شکست شش سال قبل او از جو بایدن در انتخابات ریاستجمهوری سال 2020 به دنبال اثبات تقلب در عموم انتخابات آمریکا بود.
روز گذشته ترامپ در یک شاهکار پریشانگویی برای فرار از مجازات «سازماندهی اوباش» در حمله به کنگره، در پی شکست شش سال قبل او از جو بایدن در انتخابات ریاستجمهوری سال 2020 به دنبال اثبات تقلب در عموم انتخابات آمریکا بود. او مواضع کودکانهای علیه چین و ایران برای دخالتهای آنها گرفت و علیه این دو کشور مطالب بیبنیانی گفت. ترامپ این سخنرانی طولانی را همچون دیگر یاوهگوییهایش با همان شیوه بداههگویی، بدون نوشته و ارائه مدارک و با ادبیاتی در سطح کلاس ششم مدرسه ابتدایی ادا کرد. او از پیروزیهایش در کنترل تنگه هرمز و توجیه یاوهگوییهای هفتههای پیشین خود در وضع عوارضی معادل ۲۰ درصد از ارزش محموله کشتیهایی که تحت «نظارت» او با سلامت از تنگه میگذرند نیز سخنپراکنی کرد. حال پرسش اینجاست که چرا برای فرار از عواقب شورش ژانویه علیه کنگره آمریکا چنین بر چین و ایران میخروشد، ولی چین در مقابل او ساکت است و فقط در میدان تولید، کسب و حفظ بازارهای جهانی میکوشد؟
چین درباره تجاوز آمریکا به تنگه هرمز و تخریب و جنایت علیه ایران هم ساکت است، چرا؟ درحالیکه هزاران یانکی از ورای دریاها به خلیج فارس آمده، راه را بر کشتیهای ایرانی بستهاند و میگوید «میخواهیم تنگه هرمز را برای جهانیان امن کنیم» آن هم به شرط اینکه معادل 20 درصد بهای مالالتجاره کشتی عبوری به ما غرامت/عوارض بدهند. ترامپ در این کوسه و ریشپهن راهزنی دریایی زیر پرچم آمریکایی، باجخواهی و کشتار را پیروزی میانگارد. او گرفتار روانپریشی و خودشیفتگی است که ادعای پیروزیهایش جز دروغ، جنایت و تجاوز مبنایی ندارد. این پیروزیهای خیالی همان است که استاد سخن پارسی، سعدی علیهالرحمه فرمود: چو پیروز شد دزد تیرهروان/ چه غم دارد از گریه کاروان. ترامپ خودشیفته، خودپیروزانگار هم هست. چندان که در کنگره آمریکا جمعی از دموکراتها و همحزبیهای جمهوریخواه او مجبور شدهاند مهمیز او را در جنگافروزی بکشند. ترامپ میانگارد که چون آمریکا به بزرگترین تولیدکننده سوخت فسیلی (مخرب محیط زیست) و به یک صادرکننده بزرگ نفت و فراوردههای نفتی هم تبدیل شده، باید بازار رقبا را کنترل کند و در منطقه خلیج فارس همان کند که با آدمدزدی در ونزوئلا به آن دست یافته است. البته آمریکا این هژمونی را به ضرب «بزرگترین تولیدکنندهبودن نفت شیل» به دست میآورد. ایران و چین هم به مثابه دو قطب بزرگ تولید و مصرف در بازار جهانی نقشهای آشکار و پنهان بسیار مهمی دارند. لاجرم ایران و چین هم باید هماهنگی تنگاتنگی در همه زمینهها برای مقابله با هژمونی آمریکایی آن هم گونه ترامپی آن داشته باشند، اما به غیر از ایران، هیچ کشوری به «هل من مبارز» یانکی آدمکش باجخواه پاسخی نداده است. انتظار میرود چین و کشورهای یار ایران بایستند و پاسخ مناسب را طبق موازین بینالمللی و قواعد تجارت جهانی به او بدهند. چون مجموعه آنها بزرگترین طرفهای تجارت جهانی انرژی هم هستند و طبق قاعده، «هرکه بامش بیش، برفش بیشتر» نباید اجازه دهند هژمونی آمریکایی بر تنگه هرمز پایدار شود. اما چین بر آن است که همچون ۶۰ سال گذشته نباید با هیچکس درگیری نظامی داشته باشد و قدرت و زرادخانه عظیم نظامی چین فقط نیروی بازدارنده تجاوز به چین است. در این میان برخی این سیاست را به «سیاست اژدهای خفته» تعبیر میکنند و برآناند که اگر خواب اژدها بسیار طولانی شود، به مرگ اژدها میانجامد. اما چین با بیداری کامل از سیاست خود دفاع میکند و نشاط عظیم اقتصادی چین را دلیل زندهماندن میداند. پس بر این اساس باید از چین انتظار عکسالعملهای سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی در برابر آمریکای ترامپ داشت تا مردمان نگویند که چین منافع دیگر کشورها در برابر آمریکا را فدا و رها میکند. اما چین در مقابل از ایران میخواهد از دادن هر نوع بهانه به آمریکاییها برای حضور نظامی و ایجاد درگیریهای تخریبآفرین آمریکایی از جنایتهای آمریکایی-صهیونیستی جلوگیری کند. باز هم به قول سعدی، چین میگوید:
اگر پیل زوری و گر شیر چنگ / به نزدیک من صلح بهتر ز جنگ