تعهد در عصر بیتعهدی
واشینگتن در دو پرونده جداگانه چارچوب را ترک کرده، اما تهران در هر دو مورد متعهد به چارچوب مانده است. این رفتار، نه واکنش لحظهای است و نه محصول شرایط، بلکه یک روش است؛ روشی که تهران طی سالها آن را به عنوان ستون ثابت سیاست خارجی خود نگه داشته.
واشینگتن در دو پرونده جداگانه چارچوب را ترک کرده، اما تهران در هر دو مورد متعهد به چارچوب مانده است. این رفتار، نه واکنش لحظهای است و نه محصول شرایط، بلکه یک روش است؛ روشی که تهران طی سالها آن را به عنوان ستون ثابت سیاست خارجی خود نگه داشته. پرسش اصلی اینجاست: چرا تهران چارچوب «پایبندی به مذاکره» را حفظ میکند، حتی زمانی که طرف مقابل آن را کنار گذاشته؟ اعتبار، نخستین پاسخ است. تهران در پرونده هستهای بیش از هر چیز یک گزاره را تثبیت میکند: «ایران قابل پیشبینی» است. این گزاره، ابزار است، ابزاری برای خنثیسازی روایتهایی که واشینگتن طی دو دهه ساخته است. اگر ایران همزمان با آمریکا از توافق خارج میشد، این ابزار از دست میرفت و واشینگتن میتوانست خروج خود را در قالب واکنش به رفتار ایران توجیه کند. اما وقتی آمریکا خارج میشود و ایران میماند، صحنه برعکس میشود. تهران در موقعیت بالاتر قرار میگیرد و واشینگتن در موقعیت طرفی که تعهد را ترک کرده. این موقعیت، در دیپلماسی وزن دارد؛ وزنی برای ساختن اجماع جهانی علیه رفتار آمریکا.
فشار، محور دوم است. تهران تجربه خروج نخست آمریکا را در حافظه راهبردی خود دارد. آن خروج، فشار اقتصادی شدید و تحریمهای گسترده را به دنبال داشت. اما تهران از دل همان فشار، یک درس استخراج کرد که همان خروج همزمان ایران، فشار را چند برابر میکرد. زیرا در آن صورت، آمریکا میتوانست ادعا کند ایران مسیر تحت نظارت انپیتی هستهای را رها کرده و به سمت برنامه غیرقابل کنترل میرود. این ادعا، زمینه اجماعسازی علیه ایران را فراهم میکرد. اما وقتی ایران در توافق میماند، حتی با کاهش تعهدات، همچنان در چارچوب حقوقی برجام حرکت میکند و این چارچوب، سپری در برابر اجماعسازی است. تفاهمنامه اسلامآباد نیز اگرچه موقتی بود، اما ماندن ایران در چارچوب آن، همین سپر را فعال نگه داشت. زمان، محور سوم است. تهران زمان را واگذار نمیکند. خروج آمریکا از توافق، اگر با واکنش سریع ایران همراه میشد، ابتکار عمل را به واشینگتن میداد. اما ماندن ایران در توافق، حتی پس از اعلام پایان تفاهم، ابتکار عمل را در دست تهران نگه میدارد. ایران میتواند زمان را بکشد، فشار را مدیریت کند و در لحظه مناسب، سطح واکنش را تنظیم کند. این الگو در دوره نخست ترامپ فعال شد و اکنون نیز با تجربه بیشتر ادامه یافته. با این حال، تهران میداند مدیریت زمان، هرچند مؤثر است اما هزینههای فرسایشی نیز دارد؛ هزینههایی که در سطح داخلی قابل مشاهدهاند.
اما محور ژرفتر، آغازگری است. آمریکا دو بار نقش آغازگر را ایفا کرده و تهران این نقش را به طور کامل بر دوش واشینگتن گذاشته. این رفتار از جنس انفعال نبوده، بلکه از جنس مدیریت صحنه است؛ مدیریت برای جلوگیری از مشروعیتیافتن فشارهای جدید. در کنار این محورها، یک نکته دیگر نیز وجود دارد؛ ثبت رفتار آمریکا در حافظه جهانی. تهران میداند واشینگتن در پرونده ایران، بازیگری غیرقابل اعتماد است. خروج نخست ترامپ از برجام، این گزاره را تثبیت کرد. اعلام پایان تفاهمنامه اسلامآباد پس از جنگ رمضان، آن را مجدد تأیید کرد. تهران با پایبندی به توافق حتی پس از خروج آمریکا، این گزاره را به صورت عملی و مستند در حافظه جهانی ثبت میکند که ایران قابل پیشبینی است ولی آمریکا نه. این ثبت، در لحظههای بحران، وزن دارد. پایبندی ایران به توافق، به معنای پذیرش رفتار آمریکا نیست. تهران این پایبندی را نه از سر اعتماد، بلکه از سر محاسبه انجام میدهد. ایران میداند خروج آمریکا، بخشی از الگوی فشار است، همچنین میداند واکنش شتابزده، این فشار را مؤثرتر میکند. بنابراین، تهران با ماندن در توافق سعی در خنثیسازی فشار دارد و ابتکار عمل را حفظ میکند. این مسیر، هزینههای خود را دارد، اما در ارزیابی تهران، هزینه حفظ چارچوب همچنان کمتر از هزینه فروپاشی آن است.
در این راهبرد، تداوم تحریمهای نفتی و بانکی، کاهش دسترسی به منابع ارزی و فشار بر معیشت داخلی، بخشی از بهای سنگینی است که ایران در این مسیر پرداخته است. همچنین، طولانیشدن فرایند مذاکرات و عدم قطعیت در افق توافق، بهمرور زمان، اقشار مختلف جامعه را با خستگی و سرخوردگی مواجه خواهد کرد. با این حال، بهنظر میرسد در ارزیابی تهران، هزینه حفظ چارچوب همچنان کمتر از هزینه فروپاشی آن و ورود به یک بحران غیرقابل کنترل است.
گزاره نهایی روشن است؛ ایران چارچوب را نگه میدارد، نه برای اعتماد، بلکه برای کنترل صحنه. آمریکا میتواند از توافق خارج شود؛ اما ایران معتقد است با ماندن، هزینه خروج را بر دوش واشینگتن خواهد گذاشت و مسیر خود را حفظ خواهد کرد.