|

ناصر؛ دشمنی که نباید فرصت ساختن پیدا می‌کرد

روایتی از کشاندن مصر از مسیر آبادانی به چرخه تسلیح و جنگ

آنتونی ناتینگ، وزیر و دیپلمات بریتانیایی، روزی به دیوید بن‌گوریون، بنیان‌گذار اصلی و اولین نخست‌وزیر اسرائیل، گفت: «خبر خوبی برای شما دارم؛ جمال عبدالناصر بیشتر نگران ارتقای سطح زندگی مردم مصر است تا جنگیدن با اسرائیل». بن‌گوریون بی‌درنگ پرسید: «از نظر تو این خبر خوبی است؟».

روزبه کردونی سیاست‌پژوه

آنتونی ناتینگ، وزیر و دیپلمات بریتانیایی، روزی به دیوید بن‌گوریون، بنیان‌گذار اصلی و اولین نخست‌وزیر اسرائیل، گفت: «خبر خوبی برای شما دارم؛ جمال عبدالناصر بیشتر نگران ارتقای سطح زندگی مردم مصر است تا جنگیدن با اسرائیل». بن‌گوریون بی‌درنگ پرسید: «از نظر تو این خبر خوبی است؟». معنای سیاسی‌ این حرف روشن است: برای بن‌گوریون و جریان تندرو در ساختار قدرت اسرائیل، خطر فقط ناصری نبود که می‌توانست روزی فرمان جنگ بدهد؛ ناصری بود که فرصت می‌یافت مصر را بسازد. ناصر در نخستین سال‌های حکومت، بیش از جنگ با اسرائیل، در اندیشه صلح، تثبیت دولت جدید، ساخت سد اسوان، نوسازی اقتصاد و بهبود زندگی مردمی بود که سال‌ها فقر، وابستگی و تحقیر را تجربه کرده بودند. هر سال صلح برای او فرصتی بود تا دولت را استوارتر، اقتصاد را نیرومندتر و مصر را به کانون جهان عرب نزدیک‌تر کند. مسئله اسرائیل فقط توان نظامی موجود مصر نبود؛ قدرتی بود که می‌توانست در پناه زمان و صلح برای ساختن کشور به کار گرفته شود.

عملیات لاون؛ انفجار برای تخریب یک رابطه

عملیات سوزانا، مشهور به ماجرای لاون، یکی از روشن‌ترین نمودهای این منطق بود. در تابستان ۱۹۵۴، شبکه‌ای وابسته به اطلاعات نظامی اسرائیل مأمور شد در مراکز آمریکایی و بریتانیایی در قاهره و اسکندریه بمب‌گذاری کند و رد عملیات را به سوی نیروهای داخلی مصر ببرد. قرار نبود فقط کتابخانه یا مرکز فرهنگی منفجر شود؛ هدف اصلی، منفجرکردن اعتماد میان قاهره و آمریکا بود. مصر باید ناامن، بی‌ثبات و فاقد صلاحیت همکاری و ضدآمریکا معرفی می‌شد تا مناسبات رو به گسترش ناصر با واشینگتن آسیب ببیند.

رسانه‌ها؛ ساختن چهره‌ای جنگ‌طلب از مصر

اسرائیل برای شکل‌دادن به این صحنه، فقط به تهدید نظامی و موضع‌گیری سیاسی بسنده نکرد؛ برای جذب نیرو، آموزش شبکه‌های مخفی، تأمین تجهیزات و اجرای عملیات در داخل مصر نیز منابع مالی و اطلاعاتی به کار گرفت. هدف آن بود که مصر کشوری جنگ‌طلب و گرفتار آشوب داخلی نشان داده شود و به دام رویارویی با اسرائیل بیفتد. هم‌زمان، بیروت، قلب مطبوعات عربی آن روزگار، به میدان رقابت رسانه‌ای و اطلاعاتی تبدیل شده بود؛ جایی که رسانه‌ها، نویسندگان و شبکه‌های سیاسی مخالف ناصر، بنا بر روایت‌های موجود، از سوی بازیگران مختلف، از جمله موساد، سیا و حتی ساواک ایران، حمایت می‌شدند.

حمله غزه؛ کشاندن ناصر به واکنش

یک سال بعد، حمله اسرائیل به مواضع مصر در غزه حلقه دیگری از همین زنجیره را شکل داد. سازوکار حساب‌شده بود: اسرائیل حمله می‌کرد؛ مصر برای دفاع از امنیت و حیثیت خود به واکنش یا تسلیح روی می‌آورد؛ سپس همان واکنش، در غرب به‌عنوان شاهدی بر جنگ‌طلبی ناصر عرضه می‌شد. کشوری که می‌خواست منابع خود را صرف سد، صنعت، آموزش و رفاه کند، گام‌به‌گام وارد چرخه‌ای می‌شد که مقصدش تسلیح، سوءظن و منازعه بود.

دام محبوبیت؛ رهبر مردم کوچه و بازار و اسیر آنها

در این میان، ناصر خود نیز در دام سرمایه‌ای افتاد که قدرت و کاریزمای خودش به‌ویژه بعد از ملی‌کردن کانال سوئز آن را ساخته بود.

سعید خلیل ابوریش در کتاب «ناصر، آخرین عرب» می‌نویسد: «ناصر به همان اندازه که رهبر اعراب کوچه و بازار بود، اسیر آنها نیز بود». او در اوج محبوبیت، اسیر همان محبوبیت شد؛ اسیر انتظارهایی که دیگر از مرزهای مصر فراتر رفته و با حیثیت، امید و خشم جهان عرب درآمیخته بود. عقب‌نشینی و صلح می‌توانست کاریزمای ناصر و تصویر او به‌عنوان رهبر عزت عربی را فرو بریزد. همین دام محبوبیت، تشخیص دام بزرگ‌تری را که جنگ‌طلبان اسرائیلی پیش پای او گسترده بودند، دشوارتر کرد. محبوبیتی که می‌توانست پشتوانه ساختن مصر باشد، به اهرمی برای واداشتن ناصر به واکنش بدل شد.

یک الگوی تعمیم‌یافته

واقعیت این است که این الگو به دهه ۱۹۵۰ محدود نمانده است. خرابکاران خارجی صلح همیشه آشکارا میز مذاکره را واژگون نمی‌کنند؛ گاه رابطه‌ای دیپلماتیک را مسموم می‌کنند، گاه با ضربه‌ای محدود طرف مقابل را به واکنشی بزرگ‌تر می‌کشانند، گاه چهره‌ای جنگ‌طلب از او می‌سازند و گاه چنان صحنه را می‌آرایند که یک ملت، خود سرمایه، اعتبار و فرصت تاریخی‌اش را در میدانی مصرف کند که دیگری برایش ساخته است. شاید معنای پاسخ بن‌گوریون همین باشد: همیشه خطرناک‌ترین دشمن، آن نیست که می‌جنگد؛ گاهی خطر بزرگ‌تر، کشوری است که فرصت یافته در صلح، خود را بسازد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.