اندر معنای «علیالاصول»
ترکیب دو کلمهای «علیالاصول» در عربی، به معنای «بنا بر اصول»، عبارتی است که احتمالا برای بسیاری از خوانندگان و شهروندان چندان مسبوق به سابقه نیست. این عبارت اما برای ما اهالی فیزیک بسیار آشنا و پرسابقه است.
ترکیب دو کلمهای «علیالاصول» در عربی، به معنای «بنا بر اصول»، عبارتی است که احتمالا برای بسیاری از خوانندگان و شهروندان چندان مسبوق به سابقه نیست. این عبارت اما برای ما اهالی فیزیک بسیار آشنا و پرسابقه است.
ما این بیان را در ترجمه واژه فرنگی in principle به کار میبریم که در ادبیات علم فیزیک و ریاضیات کاربردی ترکیبی آشنا و تکراری است. احتمال میدهم خواننده با یادآوری ریاضیات دبیرستانی یادش بیاید که دستگاه چندمعادله و چندمجهولی چه معنایی میدهد. اگر شما تعدادی متغیر داشته باشید که هدف مسئله به دست آوردن آنهاست و درست به همین تعداد هم معادله جبری مستقل از هم برای حل آنها داشته باشید، میگویید این مسئله «علیالاصول» قابل حل است. این یعنی بر مبنای منطق ریاضی و روشهای صحیح عملیات محاسباتی، قاعدتا مسئله را میتوان حل کرد و منع منطقی برای رسیدن به جواب وجود ندارد؛ اما ممکن است در عمل دستیابی به حل تحلیلی مسئله چندان اجرائی نباشد. مثلا دور از ذهن است که با روشهای جبری بشود یک دستگاه پیچیده از هزارو ۲۵۶ معادله برای به دست آوردن هزارو ۲۵۶ متغیر را حل کرد. گاه تصور میشود که با استفاده از رایانهها، هر مسئلهای که علیالاصول قابل حل باشد، در عمل نیز به جواب مشخص میرسد؛ اما چنین نیست. در آنجا هم محدودیتهایی وجود دارد که باعث میشود دستیابی به حل هر مسئلهای که ساختار منطقی درستی دارد، در عمل وجود نداشته باشد.
در علم فیزیک میگوییم در مقیاسهای معمولی با شناخت برهمکنشهای میان اجزای یک دستگاه و با داشتن شرایط اولیه میتوانیم آینده هر دستگاه مکانیکی را حل کنیم؛ اما این گزاره فقط علیالاصول صحیح است و در عمل حتی برای دستگاهی که از چندده ذره تشکیل شده نیز نمیتوان معادلات حرکت را دقیقا حل کرد.
بگذارید کمی از بحثهای علمی خارج شویم. در عالم صنعت و تجارت، وزارت صمت بنا بر قواعدی، به یک تولیدکننده «موافقت اصولی» میدهد. این یعنی تولیدکننده محترم، به شرط برقراری شرایط لازم برای تولید، برنامهای دارد که با قوانین اصولی مملکت در تعارض نیست و بنا بر هیچ اصلی نمیتوان از ابتدا کار او را غیرمجاز و محل اشکال به شمار آورد. بااینحال، همه ما نیک میدانیم که صرفا با داشتن موافقت اصولی، هیچ صنعتی شروع به کار نمیکند.
در بیانیهای که رهبر معظم انقلاب، جناب آقا سیدمجتبی حسینیخامنهای، در مورد تفاهم با آمریکا صادر کردند، کلمه علیالاصول به کار برده شده بود. من در مقام مفسر فرمایشات معظمله نیستم؛ اما به عنوان یک شنونده ساده، از کلام ایشان برداشت عجیبی نکردم و محتوا و معنای کلام را وافی به مقصود دانستم. برخی از افراد که شاید برای نخستین بار عبارت علیالاصول را شنیدهاند، برداشتهای عجیب و دور از ذهنی داشتند. شاید تصور آنها این بود که «بنا بر اصول و ارزشهای دینی و انقلابی» باید کار دیگری میشد که اکنون بنا بر مصالح غیر از آن عمل میشود! البته در خبر نقلشده عبارتی در داخل قلاب به صورت [در مورد تفاهمنامه] اضافه شده بود که در متن اصلی وجود نداشت که مفهوم را با مشکل مواجه میکرد و بعدا تصحیح شد. اما صرفنظر از این جزئیات، معنای بیانیه رهبری معظم روشن و واضح است. ایشان اصولا دیدگاه خوشبینانهای به تعهدات و قول و قرارهای آمریکاییها ندارند؛ ما و بسیاری از شهروندان هم همینطور. بااینحال، در شرایط موجود و با توجه به مسیری که حوادث پیش رفته، مخالفتی با مذاکره با آنها و مسیری که جناب آقای رئیسجمهور در پیش گرفتهاند، ندارند. این مثل آن است که بگوییم برای رفتن از تهران به مشهد علیالاصول باید از شاهرود رد شد، ولی حالا که مسیر حوادث ما را به جاده دیگری کشانده است، با طیکردن آن نیز مخالفتی نداریم.